شنبه, 29ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان خبرهای میراث فرهنگی 7

یادمان

خبرهای میراث فرهنگی 7

برگرفته از تارنمای فر ایران

7 سکونتگاه انسان‎های غارنشین در مازندران

بررسی‎های باستان‎شناسی در استان مازندران (میان شهرستان‎ نکا و نوشهر) منجر به شناسایی و پیدا شدن 7 غار باستانی شد که محل زندگی انسان‎های 12 تا 15 هزار سال پیش بوده است.

علی ماه‎فروزی، مدیر پایگاه پژوهشی غار‎های باستانی در این باره به میراث خبر گفت:

 

پیش از این شواهدی از زندگی انسان‎های غارنشین در استان مازندران دیده شده بود اما به تازگی 7 غاز دیگر نیز به مجموعه سکونت‎گاه‎های پیش از شهر نشینی در استان مازندران اضافه شد که حدود 13 تا 15 هزار سال قدمت دارند.

 

پیش‎تر در غار‎های کومیشان، هوتو و کمربند شواهدی از زندگی انسان‎های غار‎نشین بدست آمده بود. اما با پیوستن مجموعه‎ای از 7 غار استان مازندران یکی از مهم‎ترین استان‎های کهن کشور به شمار می‎آید. وی در مورد یافته‎های باستانی در غار‎های تازه کشف شده گفت:

 

در کف این غار‎ها ابزار‎های سنگی و استخوانی پیدا شده است که نشان می‎دهد سکونت در این غار‎ها طولانی بوده است. هم‎چنین برخی اشیاء به دست آمده از این غار‎ها نشان می‎دهد سکونت‎ در آن‎ها تا دوره عصر آهن یعنی 3500 سال پیش ادامه داشته است.

 

بلندای غار‎های کشف شده حدود 1400 متر از سطح دریا است. ماه‎فروزی با تکیه بر این نکته گفت: این میزان ارتفاع برای انسانی که در اواخر دوره پلیستوسن و اوایل دوره هلوسن زندگی می‎کرده است مناسب بوده است.

دوره پلیستوسن در 15 هزار سال پیش به پایان می‎رسد و پس از آن عصر هلوسن آغاز می‎شود که تا امروز ادامه دارد. مدیر پایگاه پژوهشی غار‎های باستانی مازندران گفت:

 

این غار‎ها در منطقه هزار جریب میان شهرستان‎ نکا و بوشهر پیدا شده‎اند. پیش از این نیز غارهای کهنی در این محدوده جغرافیایی شناسایی شده بودند.

 

نزدیکی گوهر تپه به عنوان نخستین استقرار‎گاه دوره شهر نشینی در مازندران به غار‎های باستانی این گمان را تقویت می‎کند که انسان‎های غارنشین با خروج از غار‎ها به یک جا نشینی روی آورده و سپس شهر‎های چون گوهر تپه را پدید آورده‎اند.

 

 

 

 
فرهنگ عصرآهن

 

با پایان یافتن کار کاوش در گورستان باستانی «گیلوان» در استان اردبیل، باستان‎شناسان به اطلاعات دست پیدا کردند.

دکتر رضا رضالو سرپرست هیات کاوش نجات بخشی در محوطه باستانی گیلوان در این باره گفت: کاوش در محوطه‎ی باستانی گیلوان در یک مساحت 10 در 15 متر‎مربع انجام شد.

وی گفت: در این کاوش‎ها 16 گور مورد کاوش قرار گرفت که دو گور مربوط به دوره عصر مفرغ جدید (حدود سال 1600 پیش از میلاد) یک گور مربوط به عصر آهن (حدود سال‎های 1200 تا 1500 پیش از میلاد) و چهار گور مربوط به دوره هخامنشی و 99 گور مربوط به عصر آهن (سال‎های 2200 تا 2800 پیش از میلاد) بوده است.

دکتر رضالو گفت: متاسفانه جمجمه‎ سیزده اسکلت به دست آمده از گور عصرآهن به دلیل فعالیت ماشین‎های سنگین راهسازی تخریب شده است ولی ما با وجود باقی‎مانده همان جمجمه‎ها آن‌ها را باز سازی کرده‎ایم.

وی افزود: موضوع قابل توجه در گور‎های عصر آهن تدفین‎های دسته جمعی است که در گور‎های این عصر بی‎نظیر است که این موضوع نشان از همان تداوم فرهنگی از عصر مفروغ جدید تا عصر آهن است.

سرپرست هیات کاوش‎ گیلوان گفت: سازه‎های گور‎های گیلوان از نوع سازه‎های چاله‎ای است و تدفین اسکلت‎ها به صورت چمباته‎ای انجام شده است.

وی اضافه کرد: از دیگر نکات جالب در این گور‎ها می‎توان به جهت سر این اسکلت‎ها اشاره کرد.

به طور مثال کسانی که در صبح دفن شده‎اند سرشان به طرف شرق و آن‏هایی که در ظهر دفن شده‎اند، سرشان به طرف جنوب بوده است.

وی افزود: از اشیایی که همراه با اسکلت‎ها به دست آمده می‎توان به خنجر، سرنیزه و پیکان در گور مردان و سنجاق سینه، مهره‎های تزئینی، پولک و ... در گور زنان اشاره کرد.

وی هم‌چنین  ادامه داد: در گور شماره دوازده، 23 ظرف سفالی یافته‎ایم که مربوط به یک مرد 25 تا 30 ساله است.

گفتنی است، اوایل امسال در نتیجه تعریض راه روستایی گیلوان از توابع بخش شاهرود شهرستان خلخال در استان اردبیل در این محوطه باستانی شامل گورستان تعدادی اسکلت پیدا شد.

 

 

 
در پی انسان‎های 2 میلیون‎ساله

 

نخستین هیات اعزامی باستان‎شناسی روسیه در چند روز گذشته راهی شمال ایران شد.

این هیات قرار است در چهار استان شمالی ایران به امور اکتشاف در اماکن باستانی، محل سکونت یا توقف انسان‎های اولیه در مسیر مهاجرت از آفریقا به نقاط مختلف آسیا و اروپا خواهد پرداخت.

دروپانکو که رییس انستیتوی باستان‎شناسی و قوم شناسی بخش سیبری آکادمی علوم روسیه که در تهران به سر می‎برد، گفت: انسان‎های اولیه حدود 2 میلیون سال پیش از آفریقا برای اقامت در اروپا و آسیا کوچ کردند و سرزمین کنونی ایران منطقه اصلی عبور آن‌ها بود. این باستان شناس روس افزود: در 15 سال گذشته در مناطق هم جوار ایران از جمله گرجستان، آذربایجان و داغستان روسیه کشفیات جالبی صورت گرفته که این نظریه را تایید می‎کند.

البته باید یاد آور شد که مناطق یاد شده، در درازای چند هزار سال تا سال 1928 میلادی با ایران، یک واحد سیاسی را تشکیل می‎دادند.

 وی هم‌چنین  گفت: به همین دلیل ایران در مطالعات مربوط به انسان‎های اولیه و محل سکونت‎ آن‌ها در منطقه «اورآسیا» برای دانشمندان جهان از اهمیت خاصی برخوردار است.

دروپانکو معتقد است که در ایران کانون‎های سکونت انسان‎های اولیه از جمله‎ غارهای باستانی با قدمت یک میلیون سال و حتی بیشتر می‎توان یافت.

این هیات روس‎، زیر سرپرستی سازمان میراث فرهنگی ایران فعالیت می‎کند.

 

 

 
جرجان: شهر سفال‎های زرین فام، موزه می‎شود

 

شهر 200 هکتاری جرجان که تا کنون آثاری از دو خیابان، بخش‎های صنعتی و مسکونی در آن کشف شده است، به عنوان یک شهر باستانی به موزه باز تبدیل می‎شود.

شهر جرجان یا شهر سفال‎های زرین فام یک از مهم‎ترین شهر‎های دوران بعد از اسلام است که در زمان اوج شکوفایی خود جزو چهارم شهر بزرگ بوده است. تا کنون در این شهر آثاری از قرن چهارم و پنجم تا هشتم قمری کشف شده است؛ به گونه‎ای که کاوش‎های اخیر در شهر‎ جرجان به شناسایی سه دوره معماری و شهر‎سازی، کارگاه‎های شیشه‎گری و فلز‎کاری به همراه مراکز تامین آب آشامیدنی منجر شده است.

چهارمین فصل کاوش‎های باستان‎شناسی شهر تاریخی جرجان در نزدیکی گرگان بخش دیگری از شگفتی‏ها‎ی معماری این شهر قرون را آشکار کرد. شواهد باستان شناسی نشان می‎دهد که معماری دوره اولیه جرجان به دوره سلجوقی باز می‎گردد.

شهر تاریخی جرجان یکی از کلان‎شهرهای سده‎های 4 و 5 قمری است که با کلان‎شهرهایی مانند، ری، نیشابور و مرو، روابط بسیار نزدیک تجاری و فرهنگی داشته است.

بر اساس مطالعات باستان‎شناسی، هسته اولیه این شهر به دوره ساسانی، باز می‎گردد. این شهر در دوره‎های آل‎بویه، آل‎زیار و سامانیان، مسکونی بوده و پهنه‎ی کما‎بیش، به 500 هکتار می‎رسید.

محمد مرتضایی، سرپرست هیات کاوش‎ در شهر تاریخی جرجان با اشاره به چهارمین فصل کاوش‎ می‎گوید:

 

شناسایی سه دوره معماری و شهرسازی در جرجان از جمله اطلاعاتی بود که در این فصل کاوش به دست آمد. بر اساس یافته‎های فرهنگی به یقین می‎توان گفت که معماری، دوره‏ی اولیه جرجان مربوط به دوره سلجوقی است، اما پژوهش‎های بیش‏تر برای شناسایی دوره‎های دیگر جرجان ادامه دارد.

 

شناسایی معابر اصلی و فرعی در جرجان از دیگر کشفیات باستان‎شناسان در فصل چهارم کاوش بوده است. مرتضایی در این باره گفت:

 

تمامی معابر اصل و فرعی این شهر با آجر مفروش و بعضی از معابر با نقوش هندسی بسیار زیبایی تزیین شده است. این معابر در دوره‎های مختلف اسلامی مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته‎اند.

 

شناسایی واحدهای صنعتی از جمله کارگاه‎های شیشه‎گری و فلز‎کاری به همراه مراکز تامین آب آشامیدنی و شیوه‎ی آب‏رسانی شهر نیز از دیگر یافته‎های شهر تاریخی جرجان است. به گفته مرتضایی:

مطالعات جدید نشان می‎دهد که معماران جرجانی همزمان با طراحی شهر، سیستم دفع آب‎های سطحی این شهر را طراحی کرده‎اند که تمامی آب‎های سطحی واحد‎های مسکونی از طریق کانال‎هایی به کانال اصلی که در اطراف معابر اصلی شهر ایجاد شده، هدایت و از طریق آن‌ها خارج می‎شده است.

 

مواد فرهنگی به دست آمده در این فصل کاوش شامل ظروف سفالی، شیشه، فقاع، سکه، پی سوز، ظروف سنگی، و گچ‎بری مربوط به قرون اولیه‎ی قمری تا دوره‏ی سلجوقی است.

شهر تاریخی جرجان در دوره سلجوقی به اوج شکوفایی خود رسیده و وسعت آن به حدود 1200 هکتار می‎رسید، به استناد متون تاریخی، این شهر در حمله مغول و زلزله پس از حمله مغول به حالت نیمه متروک در‎آمد و در دوره تیموری به طور کامل متروک شده است.

 

 

 

 
بادگیر‎ها؛ تنفس‎گاه‎های دشت کویر

 

بادگیر وسیله تهویه مناسبی برای خانه‎ها در قلب کویر محسوب می‎شود. به طوری که جریان هوای مطبوع را در اتاق‎ها، تالار و زیرزمین ایجاد می‎کند.

در واقع شهر‎ها و روستاهای کویری، با بادگیر نفس می‎کشند. به همین لحاظ است که در هر محل، جهت بادگیر را در سمتی می‎سازند که مناسب‎ترین جریان هوای منطقه را جذب کند. به عنوام مثال در سراسر منطقه اردکان جهت بادگیر را رو به شمال است تا هوای شمال را به داخل خانه بکشاند. کار اصلی بادگیر در دو بخش خلاصه می‎شود؛ یکی آن که هوای دلپذیر و مطبوع را به قسمت زیر هدایت می‎کند به طوری که به محض این که به چشمه‎های بادگیر می‎وزد به دلیل وضعیت ویژه چشمه‎های بادگیر، باد با سرعت هر چه تمام‎تر به پایین کشیده می‎شود. کار دوم بادگیر  این است که هوای گرم و آلوده را به بیرون می‎فرستد. یعنی در واقع کارمکش را انجام می‎دهد.

در مسیر بعضی بادگیر‎ها که به سرداب راه پیدا می‎کند، طاقچه یا گنجه‎ای در دل دیوار تعبیه می‎کنند و در چوبی بر آن می‎گذارند تا بتوانند باد را کنترل کنند. به این معنی در زمستان در گنجه را می‎‏بندند تا ارتباط فضای داخل و خارج اتاق بریده شود.

این گنجه‎ها در اتاق‎ها، کار یخچال امروزی را انجام می‎دهند. به طوری که گوشت و ماست و پنیر و غذا‎ی شب مانده را در گنجه می‎گذارند و در آن را می‎بندند تا آن مواد از هوای گرم فضای داخل و دسترسی حیوانات خانگی در امان باشد. در منطقه‎ی «عقدا» به این گنجه‎های دیواری، «گمبیچه» می‎گویند.

از بادگیر‎ علاوه بر تهویه هوا و موردی که گفته شد برای سرد نگه‎داشتن مواد غذایی به روش بهتری نیز استفاده می‎‎کنند. برای این منظور روی چوب میان قفسه باد‎گیر یک قرقره چوبی‎بند می‎کنند. سپس از میان قرقره ریسمانی می‎گذرانند که به پایین بادگیر می‎رسد.  سر دیگر آن ریسمان را به شکل چهار رشته درمی‎آورند که به چهار گوشه تخته مشبکی به درازا و پهنای هفتاد سانتیمتر بسته می‎شود که این تخته را در اصطلاح «چوئوش» می‎نامند. سپس یک طناب را به میخ دیوار تالار می‎زنند و روی تخته مشبک، ماست، پنیر و غذا‎هایی که باقی می‎ماند می‎گذارند. برای آن که تخته را به بالا و در معرض جریان هوا قرار بدهند، سر طناب را از میخ باز کرده و پایین می‎کشند تا سر دیگر آن با واسطه قرقره‎ای که به تخت مشبک متصل است بالا کشیده شود و تخت مشبک بالا رفته و در معرض هوای سرد قرار می‎گیرد.

بیشتر بادگیر‎ها یک طبقه‎ است. تنها چند بادگیر در سراسر یزد دیده شده که دو یا سه طبقه است. به عنوان مثال در منطقه‎ی «عقدا» یک بادگیر دو طبقه در رباط معروف به «حاجی ابوالقاسم رشتی» مشاهده شد که معماران راجع به کیفیت بنای آن می‎گویند:

در گذشته بر اثر ناامنی در طبقه دوم آن آتش می‎افروختند تا رخنه ورود دشمن را به اطراف اطلاع دهند و از طرفی طبقه دوم به عنوان برج راهنما برای کاروانیان به حساب می‎آمده است.

عده‎ای دیگر می‎گویند: «ساختن بادگیر دوطبقه یک نوع هنر معماری است زیرا ساختن آن کار هر معماری نیست.

نظر دوم به حقیقت نزدیک‏‎تر است. زیرا به طبقه دوم امکان رفتن افراد یا آتش‎افروزی نیست.

از سوی دیگر، شکل بادگیر که هشت ضلعی است نشان می‎دهد که رعایت تناسب و زیبایی بادگیر برای معماری در درجه اول اهمیت بوده است. زیرا بادگیر طبقه دوم روی بادگیر طبقه اول ساخته شده است و منفذ زیر بادگیر آن درست در وسط منافذ دو طبقه بادگیر است. بادگیر طبقه دوم کار هواکش را انجام می‎دهد. یعنی در واقع این بادگیر وسیله بسیار مناسبی برای سهولت نفس کشیدن چشمه‎های بادگیر طبقه اول است.

 

در تفت یک بادگیر سه طبقه که از نظر معماری بسیار ارزنده است، وجود دارد. این بادگیر به عنوان نوعی تفاخر به حساب می‎آید. از طرفی بادگیر سه طبقه در تلطیف هوای خانه موثرتر است. به شکلی که باد در هر سمت و ارتفاعی جریان دارد به راحتی به وسیله چشمه‎های یکی از طبقات بادگیر به داخل کشانده می‎شود.

بلند‎ترین و زیبا‎ترین بادگیر، بادگیر باغ دولت آباد یزد با ارتفاع 33 متر و 80 سانتی‎متر است که تاریخ بنای آن به زمان کریم‎خان زند می‎رسد.

زمینه بادگیر، هشت ضلعی و طبیعی است که باد در هر جهت و طرفی که جریان پیدا کند به راحتی و با سرعت هر چه بیش‎تر به قسمت‎ زیر هدایت می‎شود. در قسمت دوم در زیر بادگیر حوضی است که در میان آن فواره‎ای سنگی قرار دارد. زمانی باد به سطح آب می‎وزد هوای خنک و مطبوعی ایجاد می‎کند.

 

شیوه ساختن بادگیر

معماران محلی برای ساختن بادگیر از پشت بام خانه و از جایی که مشرف به اتاق کوچکی است که برای بادگیر اختصاص داده‎اند با خشت و آجر، تنوره‎ بادگیر را با مقطع مستطیل می‎چینند تا به بلندای لازم برسد. سپس بالای این تنوره‎ها چهار دیواره را دو چوب به شکل ضربدر «×» می‎گذارند. به گونه‎ای که دو سمت هر چوب در دو زاویه مقطع قرار بگیرد و سپس دیواره‎ها سمت شرق و غرب و جنوب بادگیر را دو تا پنج و دو دهم متر بالا می‎آورند. سپس در قسمت شمال که رو به باد «اصفهانی» است با نیم خشت یا آجر نیمه به عرض شش سانتی‎متر، روی تنور را تا ارتفاع معینی می‎‏چینند. ارتفاع این تیغه‎ها 40 سانتی‎متر بلند‎تر از سایر دیوار‎هاست.

این تیغه‎ها را «پایه» می‎نامند که نوعی بادشکن محسوب می‎شوند و از لحاظ معماری هم فوایدی دارد. به عنوان مثال به نمای بادگیر جلوه خاصی می‎بخشد و موجب استحکام ساختمان بادگیر می‎شود.

پهنای میان دو تیغه را «چشمه» می‎نامند. که میان 40 تا 60 سانتی‎متر است. تعداد چشمه‎های هر بادگیر، بستگی به عرض اتاق دارد. به طوری که برای اتاق با پهنای میان سه و پنج و هفت متر به ترتیب پنج و هفت و یازده چشمه می‎گذارند.

ژرفای هر بادگیر یک تا دو و نیم متر است. گاه برای استحکام بیش‏‎تر بادگیر، به اندازه هر نیم متر چوبی در میان دیواره‎های بادگیر کار می‎گذارند.

سقف دو پایه را به شکل «چپیله» می‎پوشانند. به این ترتیب که دو خشت به راه مایل به سمت بالا با دست نگه می‎دارند. سپس یک خشت مابین آن دو خشت می‎گذارند.

بام بادگیر را به شکل خرپشته در می‎آورند تا در کشاندن هوای مطبوع یا در بیرون کردن هوای گرم و آلوده کمک کند.

بعد روی پشت بام بادگیر را به قطر سه سانتی‎متر با نیمچه‎کاه می‎پوشانند. گاهی اوقات فاصله بین دو پایه را با خشت و نیمچه کاه تخت می‎کنند. سپس دو یا سه رگه آجر در لبه‎های بام آن کار می‎گذارند. به طوری که چیدن آجر‎ها به این ترتیب علاوه بر استحکام بادگیر به زیبایی ظاهری آن نیز می‎افزاید.

بادگیر‎ها بر سه گونه‎اند: بادگیر‎ اردکانی، بادگیر‎ کرمانی و بادگیر‎ یزد.

بادگیر‎ اردکانی بیش‏تر در منطقه‎ اردکان دیده می‎وشد و جهت بادگیر روبه باد اصفهانی است. از سمت غرب و شرق و جنوب منفذ ندارد. بنای این نوع بادگیر‎ رو به باد اصفهانی است. از سمت غرب و شرق و جنوب منفذ ندارد. بنای این نوع بادگیر به نسبت سایر انواع بادگیر‎ها تا حدی ساده و از لحاظ اقتصادی هم مقرون به صرف است. به همین لحاظ ممکن است که برای هر اتاقی یک بادگیر‎ ساخته شود.

اما بادگیر‎ کرمانی ساده و کوچک است و به خانه‎های اختصاص دارد. مصالح اصلی آن بیشتر خشت و گل است. از آن جا که این نوع بادگیر‎‎ها دو طرفه هستند، بادگیر‎ دوقلو نیز نامیده می‎شوند. بادگیر‎های دوقلو را در مسیر، باد‎های شناخته شده می‎سازند. کار این نوع بادگیر‎‎ها تا حدودی نسبت به بادگیر‎های اردکانی دقیق‏تر و بهتر است. زیرا فشار باد به یک جهت موجب تخلیه سریع هوای گرم و آلوده طرف دیگر می‎شود.

بادگیر‎ بیش‎تر آب انبار‎ها را نیز به شکل بادگیر‎ کرمانی درست می‎کنند تا از یک سمت آن هوای خوش و مطبوع به آب برسد و از طرف دیگرش هوای گرم به بیرون برود.

بادگیر‎ یزدی از سایر انواع بادگیر‎ها بزرگ‎تر است و چهار طرفه ساخته می‎شود به همین لحاظ این بادگیر را در بعضی جاها بادگیر‎«چهار طرفه» یا «چهارسو» می‎نامند. البته ساختمان آن از لحاظ معماری از سایر انواع بادگیر‎‎ها مشکل‎تر و پیچیده‎تر است. به همین دلیل می‎توان آن را نوع برجسته‎ای از پدیده‎های هنر معماری به حساب آورد.

 

 
جزییات کشف فسیل خانواده اسب‎ها در مراغه

 در حوالی امروز ـ چندی پیش در خبری کوتاه امده بود؛ برای نخستین بار در منطقه فسیلی مراغه در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی، فسیل خانواده اسب‎ها (هیپاریون‏ها)  مربوط به 13میلیون سال قبل کشف شد.

به این بهانه با دکتر پورابریشمی، مجری طرح تحقیقاتی فسیل‎های مهره‎دار در منطقه فسیلی مراغه گفتگویی انجام شده است:

* آقای پور ابریشمی در خبرها آمده بود فسیل خانواده اسب‎ها در مراغه کشف شده است. لطفا بفرمایید با این کشف به چه اطلاعات جدیدی دست خواهید یافت؟

** مطالعاتی که تا بهحال در مورد تحول و تکامل اسب‎ها انجام شده بیشتر از سوی دانشمندان آمریکایی می‎باشد. آمریکایی‎ها که آخرین بار روی فرماسیون مراغه کار کرده بودند، نژاد اسبی را که گونه آن را تعیین نکرده‎اند. ما در مطالعات خودمان در مراغه و در منطقه ورزقان و اطراف رسوبات آتشفشانی سهند با فسیل‎های اسب‎های قدیمی برخوردیم که در حال حاضر مشغول مطالعه بر روی این نوع از فسیل‎ها هستیم و کار بسیار سختی هم هست؛ زیرا با وجود ارایه مقالات بسیار زیاد علمی درباره اسب‎ها هنوز هیچ تحقیقی در مورد رابطه تکاملی گونه‎های اسب‎ها وجود ندارد. اما با این کشف می‎‎توان به برخی از سوالات پاسخ داد: مثلا تنوعهای مرفولوژیکی (ریخت شناسی) بخصوص در دندان‎های حیوانات مختلف ممکن است تغییرات کوچکی با هم داشته باشند، ولی اگر این نمونه‎ها به صورت یک صفت تغییر شکل دهند، در هفتاد نمونه مجددا مشاهده می‎شود در نتیجه این عامل به تغییرات فردی در آن موجود انجام شده است. بنابراین با بررسی حدود صد دندان مختلف از فک فوقانی و فک تحتانی به این نتیجه رسیدمی که پیشینه‎ نژادی اسب‎هایی که قبلا فکر می‎شد در آمریکای شمالی یافته شده، در ایران وجود داشته‎اند.

* چه شد که این فسیل‎ها کشف شدند؟

**ما باید در مطالعاتمان در مراغه به نتایجی می‎رسیدیم که یا دیگران به آن توجهی نداشتند یا متوجه آن تا کنون نشده بودند. بنابراین سعی کردیم اثبات کنیم که اگر به ما امکانات داده شود، می‎توانیم در مراحل مختلف علمی و تخصصی پیشرفتهایی داشته باشیم. بنابراین در این تحقیقات سعی و دقت زیادی به کار بردیم تا به کشفهای خوبی در این زمینه برسیم. در حال حاضر برای موفق بودن داده‎های خودمان نیاز به مطالعات بیشتری داریم، سعی می‎کنیم با بررسی‎های بیشتری که در قسمت سر این اسب‎ها بخصوص در قسمت فک فوقانی انجام می‎دهیم، بتوانیم به طور کامل فسیلها را بیابیم.

* قدمت فسیل‎های اسب‎ها بیشتر است یا جیگانتوم‎ها (فسیل‎ ماموت‏ها)؟

** تقریبا طبق داده‎ها برخی از این اسب‎های قدیمی با جیگانتومها همزمانی دارند.

* آیا به جز فسیل اسبها، فسیل حیوانات دیگری نیز کشف شده است؟

** قسمت اول طرح تمام شده است و ما در انتظار بستن قراردادی با سازمان حفاظت محیط زیست و موزه تاریخ طبیعی تهران هستیم تا این مطالعات را ادامه بدهیم. این حیوانات در 6 محوطه در مراغه و ورزقان کشف شده است.

این کشف یک پدیده بین‎المللی است و خیلی مهم است و ما تا به حال اسکلت کامل سراسب‏ها را پیدا نکرده‎ایم، ولی امیدش هنوز هست و ارزش این را دارد؛ چون برای اولین بار ما چیزی را به جهانیان عرضه می‎کنیم که تا به حال سابقه نداشته است.

 

 

 

شناسایی 50 اثر تاریخی ـ فرهنگی در سبزوار

بر اساس آخرین یافته‎های باستان‎شناسی 50 اثر تاریخی ـ فرهنگی در سبزوار شناسایی شد.
رییس اداره فرهنگی و گردشگری سبزوار گفت: «بر اساس آخرین باستان‎شناسی 50 اثر تاریخی ـ فرهنگی در سبزوار شناسایی شد و به این ترتیب مجموع این آثار شناسایی شده در این شهرستان به 550 اثر رسید.»
وی افزود: « این آثار شناسایی شده شامل آتشکده، مسجد، مدرسه، حمام، حسینیه، قنات، قلاع بیابانی و کوهستانی، تپه‎ها و محوطه‎های تاریخی و باستانی، بافت ‎تاریخی، فرهنگی، آرامگاه، مفاخر و مشاهیر و امام‎زادگان است.»
 

 

پژوهش‎ های باستان شناسی، ایران و ایتالیا

مسوول موزه‎های آذربایجان غربی گفت: مطالعات و پژوهش‎های مشترک باستانی ایران و ایتالیا در این استان در حال انجام است. در گفت‎وگو محمد قربانی به ایرانا افزود:

با ‎آغاز مطالعات مرحله نهایی «گل مهر‎ها»ی موجود در گنجینه خوی، پژوهش‎های باستانی ایران و ایتالیا وارد مرحله جدیدی شده است. به گفته‎ وی، در این فعالیت‎ پژوهشی مشترک، باستان‎شناسان دو طرف در مورد اداوات ساخت، نوع خط، اشکال، جنس و ترکیب گل مهر‎های موجود در گنجینه خوی تحقیق می‎کنند.
وی گفت: پروفسور کارلوچی‎ارتی باستان‎شناس و پژوهشگر ویژه‎ی انستیتوی رم از سال 84 با موزه ملی ایران قرارداد پژوهشی دارد و در این جهت به موزه خوی آمده وروی گل مهره‎های دوره ساسانی کار می‎کند.

]قربانی افزود:[ این باستان‎شناس در سال 86 برای ادامه مطالعات قبلی و به منظور نهایی شدن مطالعات و کنترل کارهای تحقیقی به این موزه آمده است.
پروفسور «کارلوچی آرتی» نیز در این زمینه گفت:

من و کارشناسان ایرانی تلاش می‎کنیم امسال کاتولوگ جامعی از گل مهرهای موزه ایران باستان را چاپ و توزیع کنیم.

علیرضا جاوید‎نیا، رییس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان خوی نیز گفت: در موزه این شهر 146 گل مهر منحصر به فرد مربوط به دوره‎های مختلف نگهداری می‎شود که اکثر آن‌ها مربوط به دوره ساسانی هستند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه