دوشنبه, 18ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی زیست بوم حاشیه نگاری بر یک رویداد تلخ انسانی و محیط زیستی؛ از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

زیست بوم

حاشیه نگاری بر یک رویداد تلخ انسانی و محیط زیستی؛ از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

روی زشت ماجرا آنجا بروز می‌کند که بدانیم همین فرد قرار است احتمالا در ساخته‌های خود که در زمان شکار برادرش در سمنان، در غرب کشور مشغول تصویربرداری‌‌اش بوده، از «قوچ و میش‌ها، آهوها، پرندگان و جانداران دیگر»ی بگوید که در سرمای هوا بدجوری گیر افتاده‌بودند. اینانلو می‌گوید: «در پی تهیه فیلم هایی بودم که از تلویزیون پخش کنیم تا مردم تشویق شوند با کمک محیط بانان علاوه بر اینکه به حیوانات زیان نرسانند، آنها را حفظ کنند»!

 «بيش از ده سال است كه ديگر شكار بزرگ نكرده‌ام و شكار پرنده را هم سه سالي مي‌شود كه كنار گذاشته‌ام؛ من از شكار اشباع شده‌ام و در همين حال اتفاقاتي هم افتاد كه نگاهم را به شكار عوض كرد.» اینها بخشی از گفت‌وگوی تفصیلی محمدعلی اینانلو، چهره سرشناس تلویزیونی با روزنامه اعتماد در واپسین روزهای آذرماه سال 86 است؛ گفت‌وگویی که هرچند شش سال پیش انجام شده اما امروز به دلیل وقوع یک رویداد پیرامون این فرد، معنایی فراتر از اظهار نظر ساده پیدا کرده است.

به گزارش «تابناک»، طی روزهای گذشته خبری منتشر شد که برای دوست داران محیط زیست حکم شوکی بزرگ را داشت. خبری که یکی دو هفته از وقوع آن می‌گذشت و به دستگیری شکارچیان غیرمجازی اشاره داشت که در منطقه شکار ممنوع تپال، یک راس قوچ وحشی ۳ ساله را شکار کرده بودند، اما این تنها نیمه آشکار ماجرا بود و تلخی داستان به نیمه پنهان خبر بر می‌گشت که حکایت از آن داشت که در بین سه تنی که دستگیر شده‌اند، نامی آشنا به چشم می‌خورد.

نامِ آشنا ناگفته بود تا زمانی که خبر تکذیب حضور چهره تلویزیونی روی خروجی پرتال محیط زیست قرار گرفت و معلوم شد که شکارچی غیرمجاز، «الف»، اصلا فرد نام آشنا نبوده بلکه این خطا از برادر وی سرزده است. هرچند خبر رسید که «الف»ِ معروف نیز هم زمان در سمنان حضور داشته است.

باز هم حروف الفبا داشتند جور شخصیت‌های حقیقی را می‌کشیدند که خبر رسید الف همان «اینانلو»ست؛ اینانلویی که چه ما و شما و چه حتی ایرانیان خارج نشین به محیط زیست دوستی و برنامه‌های طبیعت گردی و شکار مخلوقات زیبای خداوند با دوربین می‌شناختندش اما حالا جنبه دیگری از او برایمان آشکار می‌شد. البته خطا را برادرش کرده بود ولی شاید برخی پیش خودمان فکر کردند مگر می‌شود هر دو در سمنان باشند و برادرش بخواهد شکار را پخته و میل کند و... .

برخی حرفشان را خوردند و برخی گفتند که احتمالا اینانلوی مشهور هم مقصر و یا دست کم آگاه به ماجرا بوده است. گویا واکنش ها زیادتر می‌شده که مسئولان تصمیم گرفتند بار دیگر دستگیری اینانلوی مشهور را تکذیب کرده و تاکید کنند که برادر وی شکار غیرمجاز انجام داده است. البته خود آقای مجری هم واکنش نشان داد و نه تنها حضور خود در شکار غیرمجاز و به تبع آن، دستگیری را تکذیب کرد، بلکه تاکید داشت که در آن زمان در سمنان حضور نداشته است.


تصویر قوچ شکار شده، محیط بانانی که شکارچیان غیرمجاز را دستگیر کرده‌اند و تفنگی که به نام اینانلو بوده و با آن شکار صورت گرفته است (عکس: دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران)


پیگیری خبر ما را به این اطمینان رساند که شکار صورت گرفته را نمی‌توان به محمدعلی اینانلو مرتبط دانست و البته شاخ و بال هایی که ماجرا یافته نیز صحت ندارد. همان گونه که خاتمی، رییس سازمان محیط زیست شاهرود به یک خبرگزاری گفت و تاکید کرد که شکراله اینانلو به جرم کشتن یک راس قوچ سه ساله (و نه سه راس قوچ یک ساله) دستگیر شده بوده که او هم شکار را گردن نگرفته و گفته که سرایدارش تفنگ را بی اجازه برداشته و با آن شکار کرده است.

آنگونه که خاتمی گفته، برادر مجری معروف مدعی شده که برای پس گرفتن تفنگ به شکارگاه (همان جایی که بقیه به نام منطقه شکار ممنوع می‌شناسندش و حفاظت شده است اما برای شکارچیان لابد "شکارگاه" نام دارد!) رفته بوده که دستگیر شده است؛ ادعایی که شکراله بیان کرده و سرایدار هم بر آن صحه گذارده تا قاضی هم مجاب شود که درست است و ما نیز نمی‌توانیم بر آن شبهه وارد کنیم اما برخی ظاهرا از آن قانع نشده‌اند.

همه چیز به برائت برادر اینانلو می‌رسد الا تفنگی که جوازش به نام اوست و البته مجوز شکار پرندگان که آن هم به نام شکراله اینانلو صادر شده است؛ از اینجای ماجرا بار دیگر نام محمد علی، اینانلوی مشهور به نوعی دیگر به ماجرا باز می‌شود.

اینانلو در گفت‌وگو با شرق در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است راویان خبر چهره شما را با برادرتان که در این موضوع نقش داشته است اشتباه گرفته باشند، گفت: من و برادرم اصلا شباهتی با هم نداریم نه به‌لحاظ چهره و نه به‌لحاظ قد و هیکل، من سیبیل دارم و برادرم بدون سیبیل است، قد من 190 سانتی‌متر است برادرم بیشتر از دومتر قد دارد. خلبان فیلم ارتفاع پست که نماد موسسه آموزش و تحقیقات جهان گردی‌اش با نام «طبیعت»، تلفیقی از لاله واژگون و شاخی شبیه شاخ قوچ وحشی است و با امضای «کارشناس محیط زیست» برای جراید می‌نویسد و پیگیر مسائل زیست و محیطی و آزادی محیط بان در بند است، در سایت خود هم به خبر منتشر شده علیه خود واکنش نشان داده و هم در یادداشتی تفصیلی با تیتر «تیغ و زنگی»، در شش بند به دفاع از خود پرداخته و حق پیگیری را به حق برای خود محفوظ دانسته اما دریغ از نقطه نظری راجع به حضور برادرش در ماجرایی که خبر جنجالی را ساخته و پرداخته کرده است؛ گویی محیط بانان بداهه تشخیص داده‌اند که شکراله اینانلو و محمدعلی اینانلو تشابه نام خانوادگی نیست و از برادری خونی نشات گرفته و الی آخر!

فارغ از این موضوع، مگر نه اینکه محمد علی اینانلو فعال این عرصه به شمار می‌آید و هم می‌بایست نسبت به قبح شکار غیرقانونی صورت گرفته نکته‌ای در یادداشت خود درج کرده و هم لزوم توضیح درباره حضور برادر خود در ماجرا را احساس کرده و به آن واکنش نشان دهد؟ پس چرا از این موارد نمی‌توان اثری در «تیغ و زنگی» یافت؟

مگر نه اینکه محمدعلی اینانلو اذعان دارد به ناگاه «از چهره‌ای طرفدار طبیعت تبدیل به موجودی مابین اصغر قاتل و خفاش شب شده» و برای هزارمین بار فهمیده که «ما ایرانی ها مردمی احساساتی هستیم، زود گرم می‌شویم، گر می‌گیریم، داد و فریاد راه می‌اندازیم، چشمها را می‌بندیم، دهان ها را باز می‌کنیم» و حتی به یاد آورده که از گفته 2500 سال پیش هرودوت، «ایرانیان مردمی شریفند که بر فرش‌های نفیس گام می‌نهند و سخنان نغز می‌گویند»، فرش‌های نفیس باقی مانده است، پس چرا خود سخن نغز نگفته و نظرش را راجع به حضور برادرش در شکاری غیرقانونی بیان نکرده است؟

بی شک بخشی از این ابهام زمانی پاسخ می‌یابد که به ابتدای مطلب برگردیم و به یاد بیاوریم که اینانلو طرفدار شکار از نوع تروفه است و دلیل رسیدن به این نقطه را نیز اشباع شدن از شکار عنوان کرده است. با این نوع نگاه، اگر نتیجه بگیریم که این کارشناس محیط زیست ممکن است با شکارکردن برادرش مشکلی نداشته باشد، به نظر اشتباه نکرده‌ایم؛ شاید منتظر است برادرش نیز اشباع شود تا تفنگ را زمین گذاشته و دوربین به دست بگیرد.

فارغ از این مباحث، روی زشت ماجرا آنجا بروز می‌کند که بدانیم همین فرد قرار است احتمالا در ساخته‌های خود که در زمان شکار برادرش در سمنان، در غرب کشور مشغول تصویربرداری‌‌اش بوده، از زیبایی‌های خلقت خدا بگوید و از «قوچ و میش‌ها، آهوها، پرندگان و جانداران دیگر»ی بگوید که در سرمای هوا بدجوری گیر افتاده‌ بودند. اینانلو می‌گوید: «در پی تهیه فیلم هایی بودم که از تلویزیون پخش کنیم تا مردم تشویق شوند با کمک محیط بانان علاوه بر اینکه به حیوانات زیان نرسانند، آنها را حفظ کنند»!

به این دلیل گفتیم که این روی زشت ماجراست چراکه اعتقاد داریم آنچه می‌تواند پای محمدعلی اینانلو را به پرونده شکار برادرش (بخوانید سرایدار برادرش با تفنگ برادرش!) باز کند، نه شکار است که قانونی بودن یا نبودن آن مطرح باشد و نه اعتقاد وی به شکار تروفه است، بلکه دوگانگی آشکاری است که می‌تواند هزار حرف نگفته در آن نهفته باشد؛ البته شاید ایراد از فرستنده نباشد و تنها ما گیرنده خوبی نبوده‌ایم که اینانلو را آنگونه شناختیم و با این اینانلو غریبه‌ایم!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه