سه شنبه, 21ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان تنها اثر زندگی مردم عصرآهن در پایتخت - چه بلایی سر آثار ۳ هزار ساله فرودگاه امام آمده‌است؟

یادمان

تنها اثر زندگی مردم عصرآهن در پایتخت - چه بلایی سر آثار ۳ هزار ساله فرودگاه امام آمده‌است؟

وزیر راه و شهرسازی خبر از راه‌اندازی شهر فرودگاهی امام خمینی(ره) می‌دهد اما هیچ مسئولی از حال گنج نهفته در فرودگاه چیزی نمی‌گوید. قرار بود که محوطه عصرآهن معمورین تبدیل به موزه فضایی شود. 23 سال حالا از آن روزها گذشته و امروز حتی به درستی نمی دانیم که اثری از آثار دوره عصر آهن هنوز در فرودگاه باقی مانده است یا نه؟

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- تیغ بلدوزرها شکافنده اسرار شد. خاک‌ها کنار رفتند. عمارت های 3200 ساله سر بیرون آوردند اما زبانی برای گفتن قصه خود نیافتند؛ خاک سرد، دوباره آن ها را فرو داد تا «اتاق های سکودار»، «خمره‌های بزرگ سفالین در جرز دیوارها»، «حوضچه‌های دو طبقه انگور»، «قالب های ریختگری دو رو» و «مُهر استوانه ای شکل» چون رازی سر به مهر باقی بمانند و افسانه «گنج پدر» دوباره تکرار شود. کاوش های باستان شناسی سال 68 در 40 کیلومتری جنوب تهران همه را حیرت زده کرد، حیرت اما چند سالی بیشتر انگشت به دهان نماند و بلدوزرها این بار خاک های کنار رفته را به سر جای خود برگرداندند تا روی این تاریخ شخم خورده، اولین فرودگاه واقعا بین المللی تهران ساخته شود. نشانه های «عصر آهن» دوباره به زیر خاک برگشتند تا طیاره‌های فلزی، جنگ قدرت را در آسمان و آینده پی بگیرند، گویی دیگر زمین، جایی برای پیروزی نبود. سازه های بادبزنی فرودگاه که سایه انداختند بر سر مشتری هایشان، فرودگاه هم از یاد برد که روی چه گنجی خوابیده است؛ سالها گذشت و حتی سنگی نجنبید و خاطره ها با غبار به هوا رفتند.
 
خواب ساخت یک فرودگاه بزرگ اواسط دهه 40، دیده شد؛ یک فرودگاه ترانزیتی که می‌توانست، تحولی بزرگ در خاورمیانه باشد.سرانجام این خواب، اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70تعبیر شد. آن هم روی اراضی ده ها روستای تاریخی در جنوب تهران. روستاهایی پر از درخت‌ انگور که به «معمورین» معروف شده بودند. ماشین‌آلات جاده‌سازی دیگر کارشان را برای آماده سازی زیرساخت‌های فرودگاه آغاز کرده بودند. تیغ یکی از آن‌ها به آثار تاریخی گیر کرد. از قضا آن روز یکی از باستان‌شناس سازمان میراث فرهنگی که به صورت اتفاقی داشت از این مسیر عبور می‌کرد، متوجه این مسئله شد. او برای بازدید از کاروانسرای رباط کریم رفته بود. به سراغ کارگرانی که در حال فعالیت بودند، رفت. در خراشی که از تیغ بلدوزرها به وجود آمده بود. متوجه یک لایه تاریخی شد و انبوهی از سفال‌های خاکستری. باستان‌شناس به میراث فرهنگی تهران خبر داد. مسئولان میراث فرهنگی با فرودگاهی‌ها وارد مذاکره شدند. تپه معمورین آشکار شد. کشفی که در تحولات سریع آن سال‌ها خیلی زود از یادها رفت. حالا 23 از آن روزها گذشته است. وزیر راه و شهرسازی خبر از راه اندازی شهر فرودگاهی امام خمینی(ره) می‌دهد. طرحی که تنها منتظر یک تائیدیه از هیات وزیران است تا ساخت آن آغاز شود. حالا سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سازمان عریض و طویلی شده است. پس چرا این آثار باز هم نادیده گرفته می‌شود؟
 
امروز با تغییر و تحولات فرودگاه امام هیچ کس خبری از حال و روز آثار تاریخی آن ندارد

حالا فرودگاه امام (ره) شب و روز بیدار است؛ در شب چون نقطه نوری در کویر و در روز، چون برج بابلی در میان بیابان. صدای کشیده شدن چرخ هواپیما روی باند فرودگاه مدام شنیده می‌شود. گرفتن رد حرکت هزاران مسافر در سالن های آن، هر بیننده ای را دیوانه می کند. در دل این فرودگاه اما تاریخی خفته است که دنیا حسرتش را می‌خورد و ما دفنش کرده‌ایم! فرودگاه امام (ره) تنها فرودگاه شناسنامه‌دار در جامعه بین المللی است اما شناسنامه اش را به جای جیب در زیر پای خود دفن کرده؛ آن جا که هزاران خشت و آجر و دست سازه های فلزی، روایت گر اجداد این خاک هستند. تاریخ این اراضی یادآوری می کند که تنها کاوش‌های محدودی در سال های دور، منجر به کشف 50 اثر در محوطه فرودگاه و باندهای هواپیمایی اطراف آن شد؛ یعنی زمین های حد فاصل رباط‌کریم،جاده قدیم قم، اطراف رودخانه شور و فشاپویه، قلعه، روستاقلعه، آسیاب، سنگ آسیاب، قنات، بند، تپه‌های باستانی، آرامگاه، امامزاده و سازه‌های آبی و... . از آن یافته ها تا 8 سال پیش هنوز قلعه «قاچ قاچ» از دوره اسلامی، امامزاده ابراهیم، امام زاده زید، امام زاده قاسم سلمان آباد و محوطه تاریخی معمورین زنده بودند. امروز اما از این دردانه های جنوب تهران هیچ خبر تازه ای در دست نیست؛ مسافران با هزینه های گزاف تاکسی، از تهران راهی فرودگاه می شوند و در بیابان پیش رو، جز خاک و خاک چیزی نمی بینند. اگر چه تلاش های ما هم برای رفتن به این فرودگاه بی‌نتیجه ماند اما حتی آن ها که دستی در مدیریت فرودگاه هم دارند، از ذخیره تاریخی این محوطه خبری ندارند و حتی مدیر بهره‌بردار فرودگاه از حضور این آثار روحش خبردار نیست.
 
ایست! اینجا چهارراه بزرگ تمدنی است!
جالب اما این که، آن هایی که روزگاری سر در پالیدن خاک این اطراف داشته اند، از مدیران امروز مدیریت سازه های روی خام، اطلاعات بیشتری در چنته دارند؛ نمونه اش «جعفر مهرکیان»؛ سرپرست هیات باستان شناسی تپه معمورین در سال 68. او که هنوز از نادیده گرفتن این آثار دلخور است، نمی‌تواند ناراحتی‌اش را پنهان کند: « کشف تپه معمورین، درست روی چهارراه بزرگ تمدنی پایتخت اتفاق افتاد. برای همین جامعه باستان شناسی را حیرت زده کرد. کشفی که می توانست بزرگ‌ترین قطب علمی، تاریخی و گردشگری ایران باشد، اما نشد.»
 
حرف های او، حتی زمین فرودگاه امام (ره) را هم از کانال زمان عبور می‌دهد و به گذشته ای می برد که کاوش های باستان شناسی در این منطقه آغاز شد. زمستان بود که برای کاوش راهی اراضی فرودگاه شدند. زمین هایی که به تلی خاک بایر بیشتر شبیه بودند و حتی خواب روزی 20 پرواز بین المللی را هم نمی دیدند! مهرکیان انگار هنوز کنار محوطه باستانی ایستاده و دارد برای نخستین بار آثار بیرون آمده از دل خاک را می بیند: «یکی از مهم‌ترین یافته‌های این کشف، سازه های معماری متعلق به عصر آهن است که تا پیش از این کاملا ناشناخته باقی مانده بود. در این سازه ها از خشت های مستطیلی شکل استفاده و در اتاق‌ها سکو دیده می شود. همچنین روی دیوارها خمره های بزرگ سفالین با گچ نصب شده است. پاره سفال های خاکستری بسیاری هم در تپه محوطه به دست آمده. سفال هایی که نمایشگر شخم زدن زمین و کاربرد گاو آهن در کشاورزی آن دوران است.»
 
شاید امروز کیفیت سالن ترانزیت فرودگاه مهمتر از گنجینه ای باشد که در دل خروارها خاک آن خفته اما اهمیت این کشف های باستان‌شناسی به این خاطر بود که نگاه علمی به تاریخ ایران را تغییر می داد. تا پیش از کاوش‌های معمورین، در سراسر ایران، گورستان‌های دوره عصر آهن به دست آمده بود و کارشناسان فکر می‌کردند که مردم عصر آهن کوچ رو هستند اما این کشف، نظریه قطعی آن‌ها را بر هم زد.
 
این اما تمام ماجرا نبود. در دیوارهای این سازه های معماری، پوشش سفیدکننده‌ای هم در چند لایه به دست آمده است که کشف آن ها بسیار مهم بوده. این پوشش‌ها چه هستند؟ مهرکیان می‌گوید: «استفاده از گچ در این دیوارها به عنوان ملات نونوار کردن خانه بوده. در جای جای این سازه ها، فرآورده‌های انگور هم دیده شده، آن هم درست در کنار حوضچه های دو طبقه که همگی نشان از باغداری و فرهنگ و معماری پیشرفته مردم در عصر آهن و سفال خاکستری دارد.»
 
در میان این آثار به دست آمده، اما «مهر استوانه ای شکل» چیز دیگری است. مُهری که به گفته مهرکیان، اطلاعات بسیاری درباره وجود دولت، قانون و نیروهای فرمانبردار در عصر آهن می دهد. این «مُهر» اکنون کجاست؟ یک سوال بی جواب دیگر. باورش سخت است؛ مردمانی که ما به عنوان مردم عصر آهن می‌شناسیم، 3200سال پیش وارد ایران شدند و اگر نتیجه این اکتشاف ها درست باشد، مردمی قانونمند بوده اند و شاید حتی اولین قانون مندهای ایران که حالا حتی نشانی از آن همه مدرک و منطقه حفاری شده، در برهوت اطراف فرودگاه وجود ندارد.
 
عصر آهنی‌ها در تهران
حضور عصر آهنی‌ها در ایران هر چند از شمال شرق آغاز شده، اما با یک قوس به سمت فلات مرکزی امتداد یافته و سپس به شمال غربی کشور منتهی می‌شود. اما کشف بقایایی از حضور عصر آهنی‌ها در تهران تعجب برانگیز است. رد پای  آن ها در قیطریه، پل رومی، اوین، درکه، کهریزک، سوهانک و نظرآباد دیده شده و حتی شنیده شده، گذر آن‌ها به دانشگاه شهید بهشتی و سفارت انگلستان در قلهک هم افتاده ولی حالا حتی اگر در قیطریه بشود نشانه ای از این حضور را یافت، فرودگاه امام (ره) قطعا هیچ خاطره‌ای از آن ندارد.
 
اگر چه که همیشه «عصر حجر» اعجاز معماگونه ای داشته اما دوران آهن نیز جهانی پر از رمز و راز هنوز ناگشوده است دوره ای که تاریخ ما به خاطر مادری اش در تولد اولین بارقه های تاریخ همواره به آن مدیون است. آن همه حرف و حدیث درباره این کشف بزرگ که می توانست اراضی این بخش از تهران را به عنوان منبع کشف اطلاعاتی درباره عصر آهن بدل کند، اما به نتیجه ای نرسید و کاوش های باستان شناسی به یک باره متوقف شد تا سیمان سخت، زمین فرودگاه را از دل بیابان منفک کند. حتی اگر دکتر «کایلر یانگ»، باستان شناس بین المللی در اتاق کار خود لحظه شماری می کرده که نتایج قطعی را درباره زندگی انسان در عصر آهن از کاوش های این منطقه به دست آورد. و اگر لابد پرسیده باشد چرا دست از کار کشیدید؟ جز یک سوال بی جواب، به این گزارش چیزی نیافزوده البته با کلی حسرت.
 
مهرکیان که هنوز دلش با محوطه معمورین است، از سفال‌های خاکستری مکشوف آنجا، هزاران حرف نگفته دارد: «این سفال‌های خاکستری، نشان از حلقه گمشده زنجیره مجموعه سفال های خاکستری در سراسر ایران دارند. اگر هر کدام از مناطق ایران که در آن سفال خاکستری یافت شده مانند زنجیر در نظر گرفته شود، حلقه ابتدایی این زنجیر گرگان بوده و بعد به سمت آذربایجان می رود و یا برعکس. در میان این مسیر، در تهران هم می توان در مناطقی چون قیطریه نشانه هایی از آن را دید اما واقعیت این است که تپه معمورین، نگین این گردنبند عظیم است.» معمورین انگار غرامتی مضاعف پرداخت کرده، شکوهی که حالا اسیر خاک است و انگار برای هیچ کس مهم نبوده و نیست که این حلقه وجود داشته باشد یا نه.
 
یک موزه فضایی زیر فرودگاه
فرودگاه آمستردام،موزه ای دارد که در آن موزه فقط ماکتها به نمایش در آمده است.فرودگاه امام‌ خمینی(ره) اما تاریخش را در دل خود گم کرده است. آن هم فرودگاهی نزدیک پایتخت. محوطه باستان شناسی عصر آهن، گنجی است زنده، ارثیه اجدادی که می توانست پارک موزه‌ای وسیع شود. موزه ای که نظیر آن هیچ کجای دنیا وجود ندارد. یک لحظه درست شبیه آن ها که اولین بار خاک تپه را در آرزوی کشف گذشته کاویدند؛ چشم هایتان را ببندید و تصور کنید، موزه بزرگی را در حصار شیشه‌ای. موزه ای با مولاژ آثار به دست آمده از آن. با ماکت انسان‌هایی هماهنگ با عصر آهن و اگر فضای روستا هم با خانه های عصر آهن بازسازی شود، دیگر نور علی نور است. طرحی که بارها و بارها کارشناسان ارایه دادند و به همان میزان بی توجهی عایدشان شده، چرا؟ سوال بی جواب است.
 
حالا مدیرکل جدید میراث فرهنگی تهران، از «جامعه هتلداران» آمده و می‌گویند از علاقه مندان حوزه گردشگری است. اگر دولت نهم و دهم، آمارهای عجیب از حضور گردشگر در ایران داد، حسن روحانی وعده داد که واقعی‌اش را می آورد. فرودگاه هم دارد وارد فاز  دوم می شود. مهرکیان می‌گوید ای کاش، معمورین موزه‌ای زنده در زیر سازه های فضایی (expresfreme) می شد. یکی از منحصر به فردترین موزه های موجود در دنیا. با تعبیه نور و صدا. او حاضر است که جزییات این طرح را هم حتی ارایه دهد؛ آن هم در کنار طراحی مسیر گردشگری در فرودگاه امام. مسیر گردشگری که از عصر آهن شروع می شود و به دوره اسلامی می رسد.
 
تا 8 سال پیش هنوز روستا – قلعه قاچ قاچ و امامزاده ابراهیم سر و پا بود اما امروز چند اتوبان برای دسترسی بهتر به فرودگاه امام (ره)، این محیط بکر زندگی روستایی را هم در خطر تخریب قرار داده اما هنوز می توان با بقایای آن تصویر رویایی از کنار هم قرار گرفتن چند روستا- قلعه تاریخی و یک موزه عصر آهن. سر نخ هم درست همین جاست؛ قلعه می تواند هتل یا رستورانی دنج و تاریخی در همسایگی دنیای بتن و فولاد فرودگاه شود برای شهر فرودگاهی که وزیر راه قولش را داده منتها با طعم روزگاران عصر آهن بلکه روح جویای تاریخ مهمانان ایران هم تا حدودی آرام شود.
 
گزارش از فاطمه علی اصغر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه