سه شنبه, 31ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان به بهانه ثبت جهانیِ دو اثر ایرانی: ثبت در یونسکو بهتر است یا معرفی آثار ملی به مردم؟

یادمان

به بهانه ثبت جهانیِ دو اثر ایرانی: ثبت در یونسکو بهتر است یا معرفی آثار ملی به مردم؟

وقتی که متوجه می‌شویم که قرار است به قیمت بدست آوردن مترو یکی از آثار ارزشمند تاریخی آسیب ببیند، به بهانه توسعه یک منطقه لوله‌های گاز یا ریل راه‌آهن از نزدیکی یک عمارت باستانی عبور کند، یک اثر چند هزارساله حتی یک نگهبان ندارد، یک بنای ارزشمند با تسمه سر پا نگه داشته شده یا هزاران مورد دیگر از این دست، در فلسفه پیگیری ثبت جهانی میراث‌های کشورمان شک خواهیم کرد!

برخی از باستان شناسان معتقدند که تپه سیلک بعد از تپه حسنلو و تپه مارلیک قدیمی ترین اثر به جای مانده از ایرانیان باستان است؛ مجموعه ای متشکل از دو تپه که یکی با قدمتی نزدیک به سه هزار سال و دیگری با 7000 سال هنوز سرشار از ناگفته ها بوده و ناگفته پیداست که مهجور مانده است!

به گزارش «تابناک»، ثبت همزمان دو اثر ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو در چند روز گذشته، از آن دسته اخباری است که برای بسیاری از دوستداران فرهنگ و تمدن ایرانی جای خوشحالی دارد اما وقتی همزمان با اعلام این خبر، تخریب بخشی از حاشیه مسجد جامع اصفهان (یکی از دو اثر ثبت شده در چند روز اخیر) به گوش می رسد، بیشتر در مزایای ثبت جهانی یک اثر شک خواهیم کرد.

فهرست میراث جهانی یونسکو چیست؟


این فهرست در حقيقت يكي از ابزارهايي است كه در معاهده «ميراث جهاني يونسكو» به سال 1972 پيش بيني شده است؛ به این ترتیب که بعد از بررسی خرابی‌های ناشی از جنگ جهانی دوم معاهده‌ای برای حفاظت از آثار فرهنگي و طبيعي در جهان شکل گرفت تا بدین ترتیب آثاری که منحصر به فرد بوده و دارای مولفه‌های جهانشمول هستند مورد محافظت قرار گرفته و به جهانیان معرفی شود.

در این معاهده فرهنگی که به امضای 189 کشور عضو یونسکو رسیده، ارزش گذاری به گونه‌ای است که برای شناسایی یک میراث جهانی 10 معیار تعریف شده و البته دارا بودن یک معیار هم برای اثبات شایستگی ثبت آن کفایت می کند. به عنوان مثال آن اثر بايد نشان دهنده نبوغ و خلاقيت انساني باشد، يا اينكه شاهدي باشد بر تبادل ارزش هاي انساني در طول يك دوره تاريخي يا گواهي باشد از پيشرفت در زمينه معماري، فناوري، طراحي شهري و ... .

همچنين پديده هاي زيبا و نادر طبيعي نيز مي توانند مشمول چنين معيارهايي شوند و مطرح شدن موضوعی چون ثبت جهانی «دماوند» هم اینجاست که معنی دار می‌شود؛ هر چند که تایید هرباره بر ثبت جهانی این کوه اسطوره‌ای کشورمان همواره با تکذیب‌هایی مواجه می‌شود و ظاهرا هنوز هیچ یک از طرفین نیازی به نشان دادن مدارک مدعای خود در ارتباط با ثبت شدن یا نشدن کوه نادیدنیِ این روزها احساس نکرده اند!

چگونه آثار به فهرست جهانی یونسکو راه می یابند؟

مجموعه معیارهای یونسکو برای ثبت جهانی یک اثر، مفهومی به دست دهد كه از آن با نام «ارزش هاي برجسته جهاني» ياد مي‌كنند. بدین ترتیب برای اثبات برجسته بودن یک میراث در مقیاس جهانی، کافی است تا کشور عضو یونسکو پرونده‌ای را كه شامل مشخصات و خصوصيات آن اثر، حريم و محدوده آن، وضعيت حفاظت از اثر و برخی نقاط برجسته دیگر است، تهيه كرده و به كميته ميراث جهاني يونسكو ارسال كند تا اين كميته که از 21 كشور عضو معاهده تشکیل شده، سالي يك بار جلسات خود را در يكي از شهرهاي جهان برگزار کرده و به بررسی درخواستهای رسیده بپردازد.

کشورمان نیز با تبعیت از این روند ثبت آثار ملی خود در فهرست ميراث جهاني يونسكو را از سال 1358 خورشيدي آغاز كرد اما بعد از آن به دلايل مختلفی از جمله وقوع جنگ در روند تهيه و ارسال پرونده از کشورمان براي يك مدت طولاني توقف ایجاد شد تا از سال 1382 و با ارسال پرونده تخت سليمان، اين وقفه شکسته شده و ثبت آثار ملی کشورمان ادامه بیابد.

بدین ترتیب کارنامه قابل قبولی برای کشورمان در زمینه معرفی آثار تاریخی شکل می گیرد که  در آن، به جز سال 1386 كه پرونده‌ای از ايران ثبت نشد، از سال 82 تاكنون ايران توانسته است هرسال يك يا گاهي دو پرونده را ثبت كند؛ با این توضیح که آثار به ثبت رسیده همگی فرهنگی هستند و تاكنون هيچ اثري در زمينه ميراث طبيعي (حتی دماوند) از ايران ثبت نشده است.
 

اینجاست که ثبت يك اثر در اين فهرست در درجه اول زمينه مناسبي براي معرفي ارزش هاي آن به جهان فراهم کرده، اما از آن مهم تر راه را براي حفاظت و نگهداري بهتر از آن اثر نيز هموار خواهد کرد.

به این صورت که آثار ثبت شده به طور عمومي از نظارت بين المللي بيشتري بهره‌مند مي شوند و براي آنكه ارزش هاي خود را حفظ كنند بايد ضوابط و مقررات خاصي را در زمينه مديريت، حفاظت و بهره برداري رعايت كنند.


عکسی قدیمی از برج قابوس؛ طراحی منحصر به فرد این بنا موجب شده تا نمونه های مشابه بسیاری از آن در سراسر کشورمان و حتی کشورهای همسایه ساخته شود.
همانگونه که در تصویر کوچکتر می بینید، مقبره بوعلی سینا در همدان نیز گرته برداری شده از گنبد قابوس است اما براستی کدامیک برایمان ناشناخته تر مانده و چرا؟

 

راهنمای جوانی که از طرف سازمان میراث فرهنگی کار معرفی تپه باستانی سیلک برای گردشگران را عهده دار شده در حین معرفی گوشه هایی از عظمت این محدوده تاریخی می گوید: برای ثبت این اثر می بایست محدوده بزرگی در حاشیه این دو تپه شمالی و جنوبی محصور شود؛ یعنی می بایست خانه های حاشیه این تپه ها خریداری شده و خالی از سکنه شود تا جا برای کاوش های باستان شناسان باز شده و حفاظت از این مجموعه کامل شود. همانگونه که می بینید به فاصله چند صد متری تپه هفت هزارساله هنوز کشاورزی صورت می گیرد و تلخ تر اینجاست که بخش زیادی از خاک تپه برای استفاده در کشت و زرع جابجا شده است. یونسکو به شرطی با ثبت جهانی یک اثر موافقت می کند که حداقل هایی رعایت شود و از آن به بعد به ازای هر مقدار که هزینه نگهداری یا اکتشاف شود، تا ده برابر و حتی بیشتر به کشور میزبان پرداخت هزینه صورت خواهد گرفت!
این در حالی است که منتقدین این شیوه همواره به تبلیغاتی بودن این نوع محافظت تاکید کرده و راهکارهای یونسکو را در مقابله با بلایایی که یک اثر را تهدد می کند نا کارآمد توصیف می کنند چرا که علی رغم کمک هایی که ممکن است از طریق «صندوق ميراث جهاني» به کمک حفظ یک اثر بیایند، نمی توان از این واقعيت كه ساز و كارهاي نظارت بر آثار ثبت شده و منابع مالي و تخصصي مورد نياز به اندازه لازم رشد نكرده، گذشت.

به عبارتی بهتر، گرچه به درستي جهاني شدن يك اثر براي آن كشور و مسوولان اجرايي آن افتخارآفرين است، اما همواره این ابهام وجود دارد كه پس از ثبت يك اثر، نحوه مديريت آن محوطه و حفاظت از آن چگونه خواهد بود؟ آیا به عنوان مثال بودجه ای برای مراقبت از اثر در نظر گرفته شده است یا محافظت از آن ناشی از تبی است که در یک دوره خاص شایع شده و نهایتا روزی فروکش خواهد کرد؟
اینجاست که نقطه ضعف های کشور میزبان بیشتر به چشم آمده و ثبت جهانی تا اندازه زیادی بی ارزش جلوه خواهد کرد؛ به ویژه زمانی که دریابیم ثبت جهانی یک اثر هر چند سال یکبار مورد پایش دوباره قرار گرفته و در صورت رعایت نشدن ضوابط، ممکن است آن اثر از فهرست جهانشمولی خارج شود!

پس با این تفاسیر فایده ورود یک ارزش برجسته به فهرست جهانی چیست؟


اکنون کافی است به برخی پرونده های ارسال شده کشورمان به یونسکو نیم نگاهی بیاندازیم تا بیشتر دستمان بیاید که ثبت جهانی یک اثر بدون اقدامات جانبی بیشتر به شوخی با افکار عمومی شباهت دارد!

قلعه دختر؛ نخستین دژ ساسانی که با تسمه برپاست!

قلعه دختر نخستین دژ نظامی دوره ساسانی است که در استان فارس واقع شده و در کنار شهر تاریخی گور و کاخ اردشیر بابکان سه میراث ملی کشورمان در این استان هستند که ظاهرا قرار است پرونده شان برای ارجاع به یونسکو آماده شود اما وقتی بدانیم که بنای دژ در برخی قسمت ها با کابل و تسمه پیوسته مانده و هر آن ممکن است تلاش معماران باستان به چشم بر هم زدنی فنا شود، حق خواهید داد که مرمت بنا بر هرگونه ثبتی اولویت دارد!

اکنون کافی است این وضعیت تلخ را به حریم نداشته در شهر تاریخی گور و سپس کاخ زیبای اردشیر بابکان (که ظاهرا در گذشته پاپکان بوده) بیافزایید تا معجونی به شدت ایرانی به دست آمده و شیرینی ثبت سایر آثار تاریخی کشورمان نیز به تلخی بگراید.

توس؛ لقب فردوسی یا نماد بی مهری به تاریخ؟

شهر تاریخی توس به سبب بر آمدن شاعر نامدار ایرانی از آن دیار بشیار شناخته شده تر از قلعه دختر و امثال است اما اینکه آیا این شهرت توانسته سبب محافظت از یک میراث ملی شود یا خیر، پرسشی است که در ذهن اغلب گردشگران توس یک جواب بیشتر ندارد؛ کافی است سری به تاریخچه تصاویر منتشر شده از روستای «پاژ»، زادگاه حکیم توس در سایت های مختلف بزنید تا دستتان بیاید که چرا توس ثبت جهانی نشده است.

جایی که منظره زیبای آرامگاه فردوسی نیز از دکل ها در امان نمانده و البته مدیرپایگاه میراث فرهنگی توس و متولیان آن معتقدند که لوله‌های گاز موجود در منطقه تاریخی توس خطر محسوب نمی‌شود!

یزد؛ بزرگترین "شهرموزه‌" در جهان!

شاید برای پی بردن به عیار امروزی نامزدهای ایرانی برای ورود به فهرست یونسکو بهتر باشد که سری به مرکز یکی از استان های کشورمان بزنیم؛ جایی که محدوده هفتصد هکتاری از شهر به ثبت ملی رسیده و اعطای لقب بزرگترین "شهرموزه" جهان به یزد خارج از اغراق به نظر می رسد اما وقتی پای پرونده سازی برای ثبت جهانی این میراث به میان می آید، تنها 150 هکتار مطرح می شود؛ انگار خودمان هم می دانیم که میراث گذشتگانمان چه حال نامناسبی دارند اما ... .

 

ميراث جهاني ايران در يونسكو شامل 15 مکان است و نكته قابل تأمل اينكه تمام اين 15 مکان، فرهنگي هستند؛ هرچند کشورمان با داشتن مكان‌هاي زيبا و بكر طبيعي در چند سال اخير تلاش‌هاي بسياري براي ثبت مكان‌ها طبيعي در يونسكو داشته اما تا به حال در اين زمينه توفيقي نداشته ایم. چغازنبيل، تخت‌جمشيد و ميدان نقش جهان نخستين مكان‌هايي بودند که در تاريخ 19 ارديبهشت‌ماه سال 1358 در فهرست ميراث جهاني ثبت شدند. پس از ثبت اين آثار، ايران حدود 24 سال يعني تا سال 1382 اثر ديگري را در فهرست جهاني ثبت نكرد تا اينكه در اين سال مجموعه‌ تاريخي تخت سليمان به ثبت يونسكو رسید و بعد از آن تقریبا هر ساله يك و گاهي چندين اثر به ثبت مي‌رسيد و سرانجام چند روز پيش نيز در سي‌و‌ششمين دور اجلاس این سازمان، مسجد جامع اصفهان و گنبد قابوس (که به نام شهر میزبانش، گنبد کاووس هم شهرت دارد) هم به ثبت جهاني رسيدند.
با این تفاسیر کافی است که به سراغ سایر اماکن تاریخی مشهور یا غیر مشهور در کشورمان رفته و روند رو به زوال بسیاری از آنها را مشاهده کنیم تا دستمان بیاید که چقدر با تاریخ خودمان بیگانه ایم؛ دستمان بیاید که ممکن نیست در شعاع صد کیلومتری هیچ کداممان آثار ارزشمند تاریخی و میراث ملی موجود نباشد اما آیا این به معناست که این آثار حال و روز خوبی دارند؟!

اکنون کافی است تا به این گنجینه عظیم تاریخی، مجموعه زیبایی های طبیعی را هم بیافزاییم تا بیشه ها، جنگل ها، دشت ها، کوهها، رودها، گونه های گیاهی و جانوری مختلف و شاخصه های منحصر به فرد و چشم نواز دیگری هم توجه مان را جلب کند و از اینکه برای نگهداری اغلبشان ملی اقدام نمی کنیم، تاسف بخوریم.


اینجاست که بد نیست از خودمان بپرسیم که چقدر برای آشنایی با میراث ملی مان تلاش کرده ایم و چقدر در معرفی زیبایی های آنها به دیگران نقش داشته ایم؟ آیا معرفی برجستگی های یک میراث گرانبها نمی تواند در نگهداری و حفاظت از آن نقش داشته باشد؟ آیا بستری برای معرفی آنها فراهم کرده ایم؟

شاید بد نباشد که نهادی فراگیر چون صدا و سیما یا سازمان متولی حفاظت از میراث ملی و حتی وزارتخانه ای که کار آموزش را عهده دار است یک نظر سنجی ترتیب داده و نتایج حاصله را برای ثبت یک اثر در ذهن مردم به کار بگیرند.

با این توضیح که شاخصه‌های منحصر به فرد «گنبد قابوس» که به تازگی به ثبت جهانی رسیده، می تواند گزینه خوبی برای نظر سنجی در مورد شناخت یک میراث ملی ایرانیان باشد!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه