پنج شنبه, 27ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه درس کشورداری

شاهنامه

درس کشورداری

برگرفته از کتاب سرچشمه‌های فردوسی شناسی، صفحه 287-288

دکتر محمدامین ریاحی

از فرهاد نامه عارف اردبیلی (771 ه.ق)

در قرن هشتم شاهنامه جایگاه شایستۀ خود را در جامعۀ ایرانی بازیافته بود. از آن جمله در شروان که فضای فرهنگی ایرانی داشت و دستگاه شروانشاهان یک دستگاه ایرانی بود. عارف اردبیلی فرهاد نامۀ خود را با دیدگاهی ایرانی سروده و در آن فردوسی و شاهنامه را ستوده است.

این شاعر نخست در دربار اویس جلایری بود. سپس به دعوت شروانشاه اعظم کیکاوس بن کیقباد (745-774 ه.ق) به شروان رفت و آموزگاری فرزند او را یافت و سی سال در دربار او زیست و در آنجا مثنوی فرهادنامه را به وزن خسرو و شیرین نظامی سروده و در آخر تابستان 771 ه.ق به پایان رسانید. (1)

عارف در خطاب به شروانشاه، آنجا که قناعت پیشگی خود را بیان می‌کند، از اینکه فردوسی (ز سلطان تاج و تخت طوس خواهد) و پاداش شاهنامۀ خود را این می‌داند:

که تا روز پیری مرا بردهد                                 بزرگی و دینار و افسر دهد

حق را به فردوسی می‌دهد، زیرا (که او شاهنشه اهل هنر بود). در خطاب به شروانشاه می‌گوید:

به سی سال است تا درگاه و بیگاه                   بود وردم دعای دولت شاه
دلم پیوسته شه را نیکخواه است                     در این حالم دل خسرو گواه است
نیم فردوسی طوسی که از شاه                     توقع تاج زرین دارم و گاه
ز سلطان تاج و تخت طوس خواهد                  ز بهر نام خود ناموس خواهد
چو او شاهنشه اهل هنر بود                         چو شاهان در خور تاج و کمر بود
به همت زان چو طوبی سروری داشت             که از فردوس اعلی برتری داشت
من از دنیا قناعت را گزیدم                             که در یاری به از وی کس ندیدم (2)

 
از گفتۀ عارف اردبیلی در ادبیات دیگری بر می‌آید که رسم شاهنامه خوانی در دربارها برای این بود که پادشاهان آئین پادشاهی را از شاهنامه بیاموزند و او به حق شاهنامه را درس کشورداری می‌داند. آنجا که می‌گوید:

ز بهر پادشاهان جهانجوی                          نبینی همچو فردوسی سخنگوی
به نور رای کز شهنامه افروخت                  شهان را پادشاهی کردن آموخت
مخوان در پیش شاهان زمانه                     گه و بیگاه غیر از شاهنامه
اگر در پیش شاهان قرب جویی                  بدین گفتار به، از هر چه گویی
ز بزم و رزم و عدل و بذل شاهی                 تأمل کن در او صنع الهی (3)

 

پی‌نوشت‌ها:
1. سعید نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران، ص 769.
2. فرهادنامه، چاپ بنیاد فرهنگ ایران، ص 130.
3. همان‌جا، ص 147.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه