پنج شنبه, 27ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها خبر کودک شویم... کودک بمانیم

خبر

کودک شویم... کودک بمانیم

برگرفته از تابناک به نقل از اعتدال

مریم وزیری
کارشناس ارتباطات اجتماعی

کودکان خالص و بی‌گناهند چرا که هنوز به دنیا عادت نکرده‌اند. چرا که هنوز از بهشت نشانه دارند. تازه و سر زنده‌اند و نشانه‌ای از حیات دوباره که از دنیای قبلی رخت بر بسته و به دنیای ما می‌آیند.

کوچک‌ترین تنش باعث ترس و آزار آن‌ها می‌شود و کوچک‌ترین شادی باعث خوشحالی و شادمانی‌شان می‌گردد. آزادانه برای واکنش‌هایشان تصمیم می‌گیرند و بی‌ریا و تعارف زندگی می‌کنند.

همه چیز در ذهن کودک زیبا و خارق العاده ست. هنوز به چیزی یا کسی عادت نکرده و بنابرین موشکافانه نگاه می‌کند. اینکه از حواس خود کمک می‌گیرد برای همین است که می‌خواهد با همه چیز آشنا شود. و حقیقت آن‌ها را درک کند.

کودک که باشی، بی‌محابا دوست می‌داری. بی‌محابا می‌بخشی... بی‌محابا عاشق می‌شوی و بی‌محابا می‌خندی... کودک که باشی، دنیا را بازیچه‌ای می‌دانی که برای سرگرمی تو طراحی شده و در پی جستجو و کشف مسائل جدیدی تا با تمام وجود از فرصتی که در اختیارت قرار داده شده استفاده کنی.

زندگی می‌کنی بی‌هراسی از مرگ زیرا آنرا نمی‌شناسی و فکر می‌کنی مرگ یعنی بهشت. یعنی جایی نزدیک خدا.

گاهی نیاز داریم مانند کودک باشیم و همچنان که به اطرافمان دقت می‌کنیم و می‌توانیم از همه موجودات اطراف درس بگیریم، یکی از این مخلوقات می‌تواند کودک انسان باشد.

از آنجایی که هنوز زمینی نشده، مجبور نیست مطابق جامعه عمل کند. او هنوز جزئی از طبیعت بکر است که بر اساس ناخودآگاهش یا تربیت والدین شکل می‌گیرد و به قالب یک فرد اجتماعی شخصیت پیدا می‌کند.

یاد می‌گیرد چطور زندگی کند، چطور مواظب خود یا دیگران باشد، چطور در گروه زندگی و رفتار کند... چه طور بخندد یا گریه کند که برای جامعه ش معقول باشد... و از اینجا شخصیت کودک شکل می‌گیرد.

او یاد می‌گیرد چطور بخندد، کجا بخندد، کجا به هر دلیلی سعی کند جلوی خندیدن خود را بگیرد... در مورد تمام رفتارهای دیگر نیز چنین است. و این بستگی به فرهنگ جامعه‌اش دارد.

از این به بعد و به تدریج که بزرگ و بالغ می‌شود خالصانه بودن را از دست می‌دهد و حتی در بعضی جوامع تبدیل به یک موجود مکانیکی یا کاملا عقلانی می‌گردد.

ما نیاز داریم که مدتی با خود خلوت کرده و به این بیندیشیم که ریا و تعارف که با خود خصلت‌های بد دیگر را می‌آورد، تا چه حد واجب است؟ آیا نمی‌شود به کودک درون فرصت دیگر داد؟ آیا نمی‌شود کودکانه دوست داشت و زندگی کرد؟

اگر کودکان نباشند، زندگی می‌تواند جاری باشد اما زلال و لطیف نخواهد بود. باید کودک شویم چرا که فقط او می‌داند چطور "واقعا" بخندد و چطور "واقعا" گریه کند!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه