یکشنبه, 06ام اسفند

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها نگاه روز

نگاه روز

ابهامات پیش‌روی دالان نخجوان – باکو و منافع ملی ما؟

انعقاد توافق آتش‌بس میان جمهوری آذربایجان و کشور ارمنستان با میانجیگری روسیه و بدون حضور مؤثر دستگاه سیاست خارجی ایران در این فرایند، موجب بروز گمانه‌زنی‌هایی دربارۀ ابعاد و پیامدهای این توافق‌نامه شده است. یکی از مهم‌ترین ابهامات پیش‌روی این توافق‌نامه، اعلام ایجاد کریدور و دالانی میان نخجوان با باکو از طریق اراضی کشور ارمنستان است.

«تمدن» را با بخشنامه نمی‌توان برپا کرد! (نگاهی به سخنان حمیدرضا صارمی دربارۀ فرهنگ و تمدن ایران)

فرم های هندسی و مشهور در تمدن اسلامی مانند گنبد و گلدسته هم پیش از ظهور اسلام در ایران ابداع شد و مسلمانان هم از آن بهره جستند .دلیل ابداع این فرم ها هم ناگزیری و اقتضائات فنی و سازه ای بوده است . اگر امروزه با پیشرفت فناوری و دسترسی به آهن و فولاد، برای ساختن و اجرای دهانه های بلند دیگر نیازی به خیز طاق و گنبد نداریم، اینها به خاطر دشمنی تمدن و شهریگری نوین ما با گنبد یا تمدن اسلامی نیست.

فقدان سیاست مهاجرتی و پیامدهای آن

در روزهای گذشته تعدادی از مهاجران افغانستانی در شهرهای قزوین و سنندج مورد آزار چند نفر قرار گرفتند که پس از انتشار خبر و برخی تصاویر این دو رویداد ناخوشایند، عوامل این اتفاق از طرف نیروی انتظامی بازداشت شدند. اگرچه این حادثۀ ناخوشایند بازتاب منفی گسترده‌ای در افکار عمومی و شبکه‌های اجتماعی در پی داشت، اما نمی‌توان با بی‌توجهی یا گذر از آن با ساده انگاری، اهمیت موضوع را نادیده گرفت.

مسئلۀ ملکیان با تمدن ایران

اما جناب ملکیان در واقع نه فقط علوم حوزوی بلکه دانشگاهی را هم خوانده است و علاوه بر این که زبان علمی قرون وسطا را که عربی باشد، به خوبی این طلبۀ حوزه می داند ، به زبان علمی جدید یعنی انگلیسی هم مسلط است، در حالی که من مطمئنم این جناب طلبۀ استادشده یک جملۀ انگلیسی را در فلسفۀ جدید بدون استفاده از فرهنگ انگلیسی به فارسی قادر نیست بخواند. اما فضایل ملکیان در زباندانی او نیست؛ ملکیان یک متفکر اصیل و با صداقت است. کسی است که فلسفه را وسیلۀ ارتزاق یا رانتخواری قرار نداده است و به دلیل همین صداقت بوده که او هیچ سمت دانشگاهی ندارد. تنها خرده ای که من در تمام سال های آشنایی خود با ملکیان توانسته ام از او بگیرم به خاطر سخنان بی مایه و سطحی و نادرستی است که ایشان صرفا از روی بی اطلاعی در حق تاریخ فرهنگ و هنر و علم و فلسفه و دیانت ایران پیش از اسلام به زبان آورده است و به خاطر موضع خصمانه ای ست که ایشان نسبت به عناصرهویت ملی و فرهنگی ما ایرانیان اتخاذ کرده و می کنند.

تحریف تاریخ ایران با حمله به کورش بزرگ و هخامنشیان

معلوم نیست هواداران اندیشه‌های مارکسیستی ایران چه زمانی تازیانه‌ی خود را که مدتهاست بر پیکر اندیشه و فرهنگ این سرزمین کهنسال می‌زنند، به زمین خواهند گذاشت، و نمی‌دانیم پایان جعل تاریخ از سوی هواداران این اندیشه، چه زمانی فرا می ‌رسد، زمانی احمد شاملو برای دفاع از ضحاک و علیه فردوسی و شاهنامه‌ اش دست به انتقادهایی عوامانه و به دور از سنخ دیدگاه های علمی  زد و حرکت ضحاک را انقلابی برای ایجاد جامعه عاری از طبقات دانست. وی چنان از ضحاک می‌گفت که گویی ضحاک مارکسیست علیه بورژوازی و طبقه ی اشراف و سرمایه‌داری بپاخواسته بود.

یا سخن دانسته گو ای مرد بخرد یا خموش !(نقدی بر سخنان دکترمحمد سرگلزایی)

به سبب علاقۀ وافری که به مطالعات میان رشته‌ای در عرفان و ادب فارسی، فلسفه‌های زندگی  و روان‌شناسی دارم  برخی از نوشته‌ها و گفته‌های ناموران این رشته‌های علمی، به ویژه روان‌شناسان، را دنبال می‌کنم. از شمار این طایفۀ واپسین، کم نیستند افراد مایه وری که در گشودن گره‌های کور زندگی فردی و اجتماعی مردمان این سرزمین، به ویژه در این خونفشان عرصۀ رستخیز، صرف وقت و ادای خدمت می‌کنند و وظیفۀ انسانی خویش را در قبال همنوعان و هموطنانشان به جای می‌آورند.

در همین زمینه