سه شنبه, 29ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان نگاهی به وضعیت مرمت یک اثر دوره ساسانی - تاق بستان را به بها بازسازی می‌کنند یا به بهانه؟

یادمان

نگاهی به وضعیت مرمت یک اثر دوره ساسانی - تاق بستان را به بها بازسازی می‌کنند یا به بهانه؟

تاق بستان یکی از آثار ساسانی که قرار بود به ثبت جهانی برسد داستان پر فراز و نشیبی را پشت سرگذاشته است. از اضافه شدن گنبدی مدرن به بنای امامزاده نزدیک آن تا ورود کامیون و بیل مکانیکی به عرصه این محوطه باستانی که به عقیده بسیاری از کارشناسان ورود این ماشین آلات سنگین، حرکتی غیرمنتظره و حیرت انگیز به حساب می‌آید.

به گزارش هنرنیوز، تاق بستان یکی از آثار ساسانی که قرار بود به ثبت جهانی برسد داستان پر فراز و نشیبی را پشت سرگذاشته است. از اضافه شدن گنبدی مدرن به بنای امامزاده نزدیک آن تا ورود کامیون و بیل مکانیکی به عرصه این محوطه باستانی که به عقیده بسیاری از کارشناسان ورود این ماشین آلات سنگین، حرکتی غیرمنتظره و حیرت انگیز به حساب می‌آید. این روزها هر کس از محوطه بازدید می‌کند این پرسش به ذهنش خطور می‌نماید که چه ضرورتی برای این همه تغییر در یک محوطه باستانی وجود دارد؟!
یک باستان‌شناس که نخواست نامش فاش شود از بازدیدش در زمانی خبر داد که دومین روز گمانه‌زنی های اخیر در تاق بستان بوده تا به لحاظ باستان¬شناسی مشخص شود آیا در آن قسمتی که می‌خواهند خاکبرداری کنند آثاری وجود دارد یا نه.

ضرورت اجرای پروژه تاق بستان چیست؟
او می‌گوید: «به لحاظ فنی و علمی خیلی خوب است که پیش از هر عملیات عمرانی یک باستان‌شناس روی محوطه کار کند و بر عملیات عمرانی نظارت داشته باشد اما این ظاهر قضیه بود. زمانی سپری نشد که دیدیم تاق بستان با لودر، کامیون و ابزارآلاتی روبه رو شد که همه را به تعجب وا داشت.»

به گفته‌ی او در حال حاضر باید دید بابت کدام پرسش، ابهام و مشکلی چنین پروژه‌ای برای تاق بستان تعریف شده است؟ آیا اداره میراث فرهنگی کرمانشاه بودجه‌ای داشت که صرفاً می‌خواست خرج کند و بیلان کاری ارائه دهد و برای هرکدام از همکارانشان مبالغی بابت نظارت پرداخت نماید؟ یا نه برنامه¬ای اصولی و مدون از قبل برای این طرح تعریف شده است. 

این باستان‌شناس ادامه می‌دهد: « ممکن است بگویند ورود بیل مکانیکی "چشمه" را خشک نمی‌کند بلکه مشاورانمان طرحی تهیه کرده‌اند که فقط در هزار صفحه به مطالعه هیدرولوژی آب پرداخته‌اند؟ آیا براستی تحقیقات کاملی در این زمینه انجام شده که محوطه اینچنین زیر و رو می‌شود؟! کسی که از طرف پژوهشکده مامور شده باید بگوید و توضیح بدهد که کارهای اصولی و غیر اصولی که از طرف پیمانکار، مجری طرح و سازمان میراث فرهنگی انجام شده چیست.

متولی یا مالک
یک مرمتگر محوطه‌های تاریخی نیز این پرسش را در مورد محوطه مطرح می‌کند که آیا سازمان میراث فرهنگی متولی است یا مالک میراث فرهنگی؟ او معتقد است این پرسش درعین سادگی بسیار پیچیده است.
او درباره‌ی تغییر شکل استخر یا سراب مقابل تاق بستان که در زمان عمادالدوله به سال ۱۲۸۵ ق م به شکل مربع ساخته شده و اکنون تغییر شکل یافته، می‌گوید: « طبق قانون آثاری با بیش از ۱۰۰ سال قدمت آثار تاریخی محسوب می‌شوند و طبق قوانین ۵۵۸ الی ۵۶۸ قانون تعزیزات حکومتی هر کسی در این آثار دخل و تصرف کند مجرم شناخته می‌شود و بین ۶ ماه تا ۱۰ سال زندانی دارد، حتا اگر شخص حقوقی باشد.»

یک دوره تاریخی را به چه حقی از بین بردند
این مرمتگر با اشاره به این که در طرح جدید بخش قاجاری و الحاقات و رنگ و لعاب قاجاری و متأخر این محوطه کلاً از بین رفته است این پرسش را مطرح می‌سازد که به چه حقی این مشاورین یک دوره تاریخی را از بین بردند. آنها می‌گویند از نظر منظری استخر مربع شکل با تاق‌های تاق بستان هماهنگی ندارد! این استخر(سراب، بَرم یا چشمه) و ظاهر محوطه قبل از دوره ناصرالدین شاه ساخته شده است. حالا ظاهر بَرم را تغییر داده اند و می‌گویند ما از یکی از سراب‌های محوطه بیستون الهام گرفتیم و همان را در تاق بستان اجرا می‌کنیم. سراب نژیوران، که طرحش برای یکی از سال های ۱۳۶۴ یا ۱۳۷۲ است، به هر حال بسیار جدید است. پرسش من به عنوان مرمتگر و حفاظت‌گر آثار تاریخی این است که آیا من نوعی به عنوان کسی که مدتی به عنوان کارمند، مدیر یا پژوهشگر در سازمان میراث فرهنگی کشور هستم، حق دارم در چنین مقیاسی یک دوره تاریخی را حذف و اندیشه خود را جایگزین کنم؟!

مردم کرمانشاه محوطه تاق بستان را تا به امروز همانطور دیده‌اند که ۸۰ سال پیش اشمیت از آن عکسی گرفته است. حتی اگر عماد‌الدوله کار اشتباهی کرده باشد آیا ما حق داریم به این شکل در یک دوره تاریخی دست ببریم و آن را نابود کنیم. آیا روش¬های بهتری برای ساماندهی این محوطه وجود نداشت؟
زمانی که این پرسش مطرح می‌شود آیا نظارتی از سوی شورای فنی میراث فرهنگی بر این موضوع هست؟ این مرمتگر توضیح می‌دهد:«اگر نگاهی به اسامی اعضای کمیته شورای فنی میراث فرهنگی، ناظر شرکت (ارایه دهنده و ناظر طرح) بعلاوه آنهایی که در بخش علمی پروژه تاق بستان مشغول‌اند بیاندازیم متوجه می‌شویم اینها یک سری اسامی مشابه دارند؛ یعنی آن کسی که ناظر و پیمانکار است همان کسی است که در شورای فنی سازمان میراث است و همان کسی است که در تاق بستان مشغول به کار است. یعنی خودم طرح دادم، خودم تاییدش کردم (در شورای فنی سازمان میراث ) و خودم اجرایش می‌کنم! قبلاً فقط در شهرداری چنین اتفاقاتی می‌افتاد. مگر می‌شود کسی همه‌ی این مراحل را خودش طی کند و بعد هم بگوید شورای فنی سازمان آن را تایید کرده که این محوطه در این حد تغییر اساسی ‌بپذیرد!»
از سویی قرار بوده سطح آب پایین برود، حال این پرسش مطرح است با پر کردن دریاچه سطح آب را بالا بردند یا پایین آوردند؟
وجود چشمه‌های آب فراوان به نام «سراب» در کرمانشاه به خاطر رخ دادن پدیده‌ای زمین شناختی در سنگ‌های آهکی است. این مرمتگر معتقد است حتی یک گروه زمین شناسی باید روی این موضوع نظر بدهد که با تغییر مسیر آب و تغییرشکل سراب جلوی تاق بستان در درازمدت و کوتاه مدت چه اتفاقی برای محوطه رخ خواهد داد.

تخریب توسط حافظان!
او ادامه می‌دهد:« آنچه متاسفانه در میراث فرهنگی باب شده آن است که مسوولان میراث فرهنگی فکر می‌کنند هرکاری می‌توانند در محوطه‌های تاریخی انجام دهند. این روشی که میراث در پیش گرفته به جای حفاظت تخریب است، آن هم به دست کسانی که باید حفظش کنند!»

به گفته‌ی این مرمتگر، تخریب و تغییر استخر مقابل تاق بستان با مبانی نظری حفاظت و مرمت همخوانی ندارند و گرچه شاید در حال حاضر همه چیز برای عده ای زیبا به نظر آید، اما چند سال دیگر ممکن است مشکلات و آسیب ها آشکار شوند.

میان ماه من تا ماه گردون
او توضیح می‌دهد:«اینکه سطح آب پایین بیاید دلیل علمی دارد. قبلا هم یک شرکت روی این موضوع کار کرده بود که چون از زمین حدود ۵/۱ متر نفوذ آب در تاقها وجود داشت (که البته این هم به تغییرات سال‌های ۵۴- ۵۵ و۷۲ بازمی‌گشت) قرار بود این کار انجام شود تا بالا آمدن آب باعث یخ بُر شدن سنگ نشود و سنگ‌ها به علت فشار یخ پوسته نزنند. قرار بود سطح آب پایین برود، نه سطح محوطه! این دو خیلی با هم متفاوتند.»

فقدان اندیشه حفاظت
شهرام زارع، باستان شناس و سردبیر مجله باستان¬پژوهی، با تاکید براین که نباید بیل مکانیکی وارد محوطه می‌شد و معلوم نیست این ورود چه عوارضی داشته است، اظهار می‌کند: «در سال های اخیر به هنگام بروز چنین مشکلاتی اغلب پژوهشکده باستان شناسی اقدام به اظهار نظر کرده است، این امر هرچند نشاندهنده مسؤولیت پذیری مدیریت باستان شناسی کشور می تواند باشد، اما گاه سوء برداشت های را موجب می شود. در موضوع خاکبرداری عظیمی که در عرصه مجموعه باستانی شوش در زمان ریاست آقای مشایی اتفاق افتاده بود نیز بلافاصله پژوهشکده باستان شناسی ابراز نظر غیردقیق و پرابهامی انجام داد که زیان آور شد. نکته این است که معاونت مهمی به نام «معاونت حفظ و احیا» و پژوهشکده ای به نام «پژوهشکده حفاظت و مرمت» نیز در ساختار سازمان میراث فرهنگی وجود دارد که در اینگونه مواقع می بایست بیش از هر بخش دیگری پاسخگو باشند، اما همواره به شکل غیر قابل توجیهی سکوت کرده اند. در مورد تاق بستان هم هرچند محوطه یک محوطه باستانی است و الزام به حضور و نظارت و عملیات باستان شناسی دارد، اما بحث های حفاظتی به طور جدی تری مطرح هستند. اتفاق اخیر در تاق بستان نشان می دهد که اساساً اندیشه «حفاظت» هنوز در ساختار سازمان میراث فرهنگی کشور درک نشده است و این ذهنیت ایجاد می شود که گویا از «تاریخ حفاظت» آگاهی درستی ندارند.»

او تاکید می‌کند: «وقتی نقدهایی از سوی دلسوزان غیرمتخصص یا از سوی متخصصان باستان شناسی و مرمت به اتفاقات تاق بستان شد، انتظار می رفت علاوه بر مدیریت میراث کرمانشاه، معاونت حفظ و احیا نیز واکنش نشان دهد، و دستگاه میراث فرهنگی کشور رسماً بپذیرد که حضور ماشین آلات سنگین در عرصة یک محوطه باستانی اشتباه بوده است. متأسفانه به جای پذیرش اشتباه و امنیت خاطر دادن به مردم برای تکرار نشدن این قبیل اتفاقات ناخوشایند، شاهد پنهان کاری، توجیه و لجاجت هستیم.» 

او با اشاره به این که تاکنون از استدلال‌ها درباره لزوم انجام چنین تغییرات گسترده ای آن هم به این شیوه در تاق بستان قانع نشده است، می‌افزاید: «استدلال یکی این بوده که می‌خواهیم محوطه را برای ثبت جهانی آماده کنیم. بنا به معیارهای کمیته میراث جهانی، تغییراتی در این مقیاس و بخصوص بدین شیوه برای ثبت جهانی لازم نیست و ای بسا اصالت اثر را هم مخدوش می کند. استدلال دیگر این بوده که گفته اند می‌خواهیم تاق بستان را به همان شکل و شمایل سده نوزده میلادی و آنگونه که در گراورها و نقاشی های پاسکال کوست و اوژن فلاندن دیده می شود، برگردانیم. باز این پرسش مطرح می شود که چه لزومی و حتی چه حقی به این کار داریم؟ مگر ما مجازیم که مثلاً تخت جمشید امروزین را با چنین استدلالی به تخت جمشید دورة هخامنشی برگردانیم؟ در دوره پهلوی دوم مشابه چنین کاری در پاسارگاد انجام شد و بقایای مسجد دوره اتابکان را از پیرامون آرامگاه کوروش بزرگ که به گور مادر سلیمان مشهور بود جمع کردند تا به وضعیت آغازین خود در دوره هخامنشی نزدیک باشد. امروز بسیاری بر این باورند که از نظر اندیشه حفاظت، چنین کاری درست نبوده است.» 

زارع در مثالی دیگر به وجود یک کوشک قاجاری در کنار این دو تاق در تاق بستان اشاره می کند که در عکس‌های دوره قاجار نمایان است و می‌گوید: «آیا می‌توانند این کوشک را نیز برگردانند؟ و اصلاً چه لزومی برای این کار وجود دارد؟» و اضافه می کند «امیدوارم این موضوع تلخ باعث جرقه ای شود و درباره وضعیت ناگوار حفاظت و مرمت در محوطه های میراث فرهنگی کشور بازنگری کنند.»

در پاسخ به قوانین ونیز و یونسکو چه می‌گوییم؟
سلیمانی فارسانی، یکی از دانش آموختگان باستان شناسی کشور، هم بر این نکته تاکید دارد که هیچ کس در هیچ مقام اجرایی و جایگاه علمی نمی‌تواند استفاده از ماشین‌آلات سنگین در محوطه‌های باستانی و تغییر محوطه به این شکل را توجیه کند، چرا که منجر به آسیب می شوند. مسایل میراث فرهنگی به عنوان پدیده‌ای فراملی و فرانسلی همواره مورد توجه و تاکید مراجعی چون یونسکو بوده و حتا منشور بین‌المللی حفاظت و مرمت یاد‌مانها معروف به منشور«ونیز» هم براین موضوع اذعان دارد که یادمان‌ها جدایی‌ناپذیر از تاریخی هستند که شواهد آن را در بردارد و در موقعیت مکانی که در آن واقع شده‌اند جابجایی تمام یا بخشی از یک یادمان مجاز نیست. او معتقد است وقتی بیل مکانیکی پای اثر می‌رود، کمترین آسیب این است که لرزش هایی ایجاد می‌کند که تاثیرات مخربش به سادگی قابل بررسی نیستند.

مریم اطیابی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه