شنبه, 03ام تیر

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها نگاه روز صحنه متلاطم سیاست خارجی ترکیه - بخش دوم وپایانی - آرزوهای برباد رفته آنکارا در خاورمیانه

نگاه روز

صحنه متلاطم سیاست خارجی ترکیه - بخش دوم وپایانی - آرزوهای برباد رفته آنکارا در خاورمیانه

برگرفته از روزنامه اطلاعات

* اشاره

دیپلماسی نگاه به شرق حزب «عدالت و توسعه» که با ظهور اردوغان در صحنه سیاسی ترکیه به اجرا درآمد، دور نمای زیبایی برای آنکارا در غرب در بادی امر داشت، اما این رویا دیری نپایید. محور این دیپلماسی که به واقع «احمد داوود اوغلو» وزیر خارجه ترکیه پایه‌گذار آن محسوب می‌شود، «پرهیز از تنش با همسایگان»‌ بود که غرب بسیار امید داشت این راهبرد در صورت توفیق بتواند ترکیه را تبدیل به الگویی غرب‌گرا برای خاورمیانه اسلامی بکند. باید اعتراف کرد که تحولات عراق و سوریه، نقطه پایان توفیق این دیپلماسی برای دولتمردان آنکارا بود. در حقیقت نزدیکی بیش از حد نگاه دیپلماسی ترکیه به غرب، این اجازه را به دستگاه سیاست خارجی آنکارا نداد تا بیطرفانه و به بیانی، خاورمیانه‌ای به تحولات خاورمیانه بنگرد و به سرعت تبدیل به مهره‌ای منطقه‌ای شد که خواسته یا ناخواسته، کاری جز پیشبرد راهبرد منطقه‌ای غرب و اسرائیل در خاورمیانه نداشت.

این مقاله نگاه موشکافانه‌تری به موضوع دارد.

***

روزنامه آلمانی زبان «باسلر» در مطلبی به موضوع فوق پرداخت و رویکرد سیاسی ترکیه در قبال موضوع «طارق‌الهاشمی» معاون رئیس‌جمهوری عراق را تلویحا ناسنجیده عنوان کرد و نوشت: سیاست ترکیه در قبال عراق به حاشیه رفته، زیرا ترکیه حتی اکنون که «طارق الهاشمی» از سوی اینترپل تحت تعقیب است، به این موضوع بی‌توجهی می‌کند.

طارق الهاشمی متهم است نیروهایی را به خدمت گرفت که در قتل چند تن از سیاستمداران و قضات عراقی دست داشته‌اند. وی پس از فرار به کردستان عراق، به ترکیه رفت. دولت ترکیه نیز اعلام کرد که‌هاشمی به خاطر بیماری در این کشور بسر می‌برد، و می‌تواند در این کشور بماند و وی را به اینترپل تحویل نمی‌دهد.

روزنامه لیبرال «ملیت» چاپ ترکیه در گزارشی در این خصوص نوشت؛ دستور دستگیری بین المللی برای‌هاشمی، سیاست ترکیه در قبال عراق را به حاشیه کشانده است. این موضوع باعث شده بود که هفته‌ها بین اردوغان و مالکی تنش وجود داشته باشد.

ترکیه با صدور مجوز فعالیت آزادانه برای طارق الهاشمی، خود را به عنوان مخالف نوری مالکی معرفی کرد و همین موضوع باعث حاشیه نشینی ترکیه در عراق شد، زیرا ترکیه به این موضوع توجه ندارد که آمریکا و اروپا دلایل کافی دارند که به خاطر وضعیت لرزان منطقه و همچنین با توجه به بازار نفت، از رویارویی سیاسی با نوری مالکی و دخالت در موضوعات داخلی عراق و منطقه خودداری کنند.

طراح اصلی

طراح سیاست‌های روبه رشد و سپس نزولی ترکیه در سال‌های اخیر «احمد داوود اوغلو» استاد علوم سیاسی دانشگاه، است. برای یک دانشمند علوم سیاسی همیشه دشوار است که بتواند ایده‌های سیاسی خود را در عمل پیاده کند.

این موضوع در خصوص سیاستمداران بزرگی همچون هنری کیسینجر نیز صادق بود. احمد داوداوغلو نیز مانند کیسینجر از محافل علمی به عالم سیاست آمده است.

وی که در سال 1959 متولد شده، پروفسور کرسی علوم سیاسی در دانشگاه بود تا آنکه در سال 2002 بعنوان مشاور حزب «عدالت و توسعه» کار خود را در صحنه سیاسی آغاز کرد و بعدا در سال 2009 به سمت وزیر امورخارجه برگزیده شد.

آخرین اثر علمی وی در زمینه آکادمیک، کتابی موسوم به «عمق استراتژیک» بود که در سال 2001 منتشر شد. این کتاب به کتاب بستر اردوغان، نخست وزیر ترکیه تبدیل شد و او تلاش کرد متون آن را در عمل پیاده کند. نتیجه این شد که ایده‌های کتاب داوداوغلو به سیاست خارجی دولت اسلامی ترکیه تبدیل شود.

داوداوغلو در این کتاب بر ترکیه‌ای تاکید می‌کرد که بین اروپا، بالکان، خاورمیانه و همچنین آسیای مرکزی قرار دارد. ترکیه براساس این کتاب، دیگر نمی‌خواست ترکیه زمان جنگ سرد باشد که خود را در برابر شرق حفظ کند یا فقط به غرب وابسته باشد، بلکه می‌خواست به هویت آسیایی خود نیز اهمیت بدهد.

ترکیه می‌خواست توازنی بین سیاست غرب و شرق خود بوجود آورد، نقش میانجی در اختلافات را بازی کند و اعمال نفوذی نیز بر قدرت‌های منطقه‌ای داشته باشد. ضمناً ترکیه می‌خواست با همسایگان خود هیچ مشکلی نداشته باشد.

داود اوغلو تاکید می‌کرد که چون هیچ کشوری نمی‌تواند همسایگان خود را انتخاب کند، بنابراین باید ابتدا روی پای خود بایستد و همزمان، با همسایگانی که دارد کنار بیاید. این سیاست نیز باید با همگرایی کامل با همسایگان از طریق پیمان‌های اقتصادی و سیاسی ایجاد شود تا همزیستی مسالمت‌آمیز را امکان پذیر کند.

ایده داوداوغلو بر پایه روابط با تمامی کشورها استوار بود. یعنی ترکیه می‌بایست روابط با روسیه، آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا را تعمیق کند، اما نباید فقط به این روابط محدود بماند. هدف نهایی نیز این بود که عصر امپراتوری عثمانی زنده و ترکیه به قدرت برتر منطقه تبدیل شود.

سیاست «ترکیه به سوی شرق» بود که در سال 2003 اجازه نداد از خاک این کشور برای حمله به عراق استفاده شود. کشورهای عربی همسایه ترکیه شدیدا تحت تاثیر این سیاست قرار گرفتند. در آن زمان ترکیه حاضر نبود بعنوان اسب تروای آمریکا عمل کند، بلکه خواهان سیاست مستقل و قدرت منطقه‌ای بود.

اما تمامی این تلاش‌ها اکنون میوه خود را از دست داده است، زیرا به گفته یکی از کارشناسان موسسه «بروکینگز»، ترکیه رهبر دموکراسی در کشورهای عربی و خاورمیانه‌ای نیست و نخبگانش نتوانسته‌اند در انجام چنین هدفی، به خوبی موفق شوند.

سیاست بدون تنش با کشورهای منطقه از زمان انقلاب‌های عربی، نمی‌تواند نتیجه بدهد، زیرا این سیاست‌ها فقط در قبال حکومت‌های مستبد جواب می‌داد و اکنون در کشورهای دموکراتیک، ترکیه نمی‌تواند به نتایج آن دلخوش باشد، به این سبب که ترکیه، خود در زمینه بسیاری از موضوعات حقوق بشری، دچار مشکل است.

راهیابی به اتحادیه اروپا

در چنین شرایطی، اندیشکده «کارنگی» معتقد است با روی کار آمدن «فرانسوا اولاند» به عنوان رئیس جمهوری فرانسه، ترکیه می‌تواند سطح روابطش را با اتحادیه اروپا افزایش دهد و احتمالا عضو جدید اتحادیه اروپا شود.

اندیشکده کارنگی چندی قبل در مقاله‌ای نوشت: ترک‌ها، همان طور که باید، با دقت رقابت ریاست جمهوری فرانسه را رصد کردند، زیرا به هر حال نتیجه انتخابات، مسیر مناسبات ترکیه و اتحادیه اروپا را تغییر می‌داد.

بسیاری از ترک‌ها نیکولا سارکوزی را یکی از عوامل اساسی جلوگیری از ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا می‌دانستند. انتخاب فرانسوا اولاند، ‌توانست حس هدف داشتن را به روابط بین ترکیه و اتحادیه اروپا القا کند.

بعد از به قدرت رسیدن سارکوزی در سال 2007، او هیچ تأملی برای سد کردن راه ترکیه به اتحادیه اروپا انجام نداد. سارکوزی در سخنرانی عمومی‌اش گفت که ترکیه هیچ جایی در اروپا ندارد.

بر خلاف اینکه فرانسه جزئی از اکثریت آرا در تصمیم سال 2004 مبنی بر شروع مذاکره برای عضوگیری بود، با رهبری سارکوزی، پاریس قرارداد را نقض و به تنهایی پنج فصل از قسمت مذاکرات را معلق کرد. ادعای او این بود که فصول یاد شده، فقط مرتبط با اعضای آتی بودند.

شاید کمی ساده‌لوحانه بود که سارکوزی سعی کرد دستیابی ترکیه به اتحادیه اروپا را از روابط کلی کشورش با ترکیه جدا کند و به دنبال یک رابطه دو سویه باشد، درحالی که مخالفت بی‌رحمانه‌ای با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا کرده بود. فرانسوی‌ها تلاش کردند مقامات ترکیه را قانع کنند که «با مخالفت‌ها موافقت کنند».

اما برای آنکارا چنین تلاشی بیهوده بود. برقراری رابطه مثبت با کشوری که شدیداً با هدف دستیابی ترکیه به اتحادیه اروپا مخالفت دارد، برای آنکارا ممکن نبود؛ در نتیجه روابط در دوره سارکوزی وخیم‌تر شد.

امروزه این دو کشور در داشتن بدترین و مبهم‌ترین روابط سیاسی دوجانبه با متحدان ناتو، با هم سهیم هستند.

بسیاری از ترک‌ها امیدوار هستند که تغییر در رهبری فرانسه، پنجره‌ای از فرصت برای از سر گیری روابط با پاریس و احیای مذاکرات متوقف شده عضویت در اتحادیه اروپا باشد.

فرانسوا اولاند خیلی کمتر از سارکوزی در مورد آینده دسترسی ترکیه به اروپا تردید دارد. بیانیه‌های اولاند، او را بیشتر به صدر اعظم آلمان نزدیک می‌کند.

آنجلا مرکل، مخالفتش با عضویت ترکیه را بیان کرده بود، در حالی که بر وظیفه‌اش مبنی بر پایبند بودن به تعهدات دولت‌های قبلی آلمان نیز پافشاری می‌کرد.

در نتیجه اولاند از دیپلماسی آلمان برای سد کردن پیشرفت ترکیه استفاده نکرد و این در حالی است که آنکارا از دولت تحت رهبری اولاند انتظارات زیادی دارد.

در شرایط فعلی حتی یک تغییر موقعیت از جناح قدرتمند مخالف، به یک وضعیت خنثی در فرانسه، می‌تواند نیروی محرک مهمی را به روابط ترکیه و اتحادیه اروپا اضافه کند.

پنج فصل معاهده اتحادیه اروپا که به صورت یک جانبه معلق شده بود، می‌تواند از حالت تعلیق خارج شود. از ژوئن 2010 تاکنون تقریبا هیچ پیشرفتی در مذاکرات صورت نگرفته و هیچ فصل جدیدی باز نشده است. احتمال گشایش فصل‌های جدیدی از مباحثه، حقیقتا می‌تواند به روند مذاکرات کمکی بسیار لازم، هرچند بسیار با تاخیر بکند.

همچنین به نظر می‌رسد بهبود روابط دوجانبه با فرانسه، تاثیر مثبتی بر همکاری سیاست‌های خارجی ترکیه و اتحادیه اروپا بگذارد، چرا که رقابت پدید آمده بین فرانسه و ترکیه یک نارسایی در این زمینه بود.

به نظر می‌رسد ایراد اولاند از دیدگاه آنکارا، علاقه او به تازه کردن تلاش شکست خورده فرانسه باشد؛ تلاشی که در آن سعی شد نفی کشتار 1915 ارامنه به عنوان نسل‌کشی، جرم تلقی شود. چنین عملی، پیامدهای سیاسی بلندمدتی خواهد داشت. به همین جهت آنکارا دیگر نسبت به چنین ابتکار عملی، بی‌تفاوت نخواهد ماند و واکنش ترکیه، مسلماً در آینده به بحران دیگری بین ترکیه و فرانسه خواهد انجامید.

یک چیز مسلم است؛ اینکه تنها تغییر در رهبری فرانسه، احتمال باز آرایی یک رابطه به شدت مبهم را بین آنکارا و اروپا، افزایش داده است.

انتقاد صاحبنظران

در چنین شرایطی، در محافل سیاسی داخل ترکیه نیز مخالفان دیپلماسی این کشور کم نیستند. «فاتح اربکان» فرزند «نجم الدین اربکان» اولین نخست وزیر اسلامگرای ترکیه و مشاور عالی رهبر حزب «سعادت‌» با انتقاد از سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور گفت: اگر ترکیه در مبارزه با تروریسم آمریکا را شریک و متحد خود قرار دهد: قادر به حل این مساله نخواهد بود.

وی در سخنانی با انتقاد از برخی سیاست‌های دولت ترکیه افزود: اگر آنکارا در مبارزه با «پ.ک.ک» آمریکا را شریک و متحد خود قرار دهد؛ هیچ مساله‌ای را قادر نخواهد بود حل کند.

وی با انتقاد از سیاست دولت رجب طیب اردوغان گفت: ادعاهایی از سوی نخست وزیر مبنی بر رفع مسائل و مشکلات با تمامی کشورهای همسایه مطرح بود: ولی امروزه کار به‌جایی رسیده که ترکیه با تمامی همسایگان خود مشکل دارد.

اربکان با تأکید بر اینکه سیاست‌های خارجی دولت ترکیه: این کشور را در آستانه جنگ باهمسایگانش قرارداده، اضافه کرد: سوریه پیش از این کشوری برادر و بزرگترین دوست ترکیه بود.

اخذ روادید بین شهروندان سوری و ترک لغو شده بود و نشست مشترک هیأت وزیران دو کشور تشکیل می‌شد: ولی در طول چند ماه اخیر چه شده که اکنون از سوریه به‌عنوان بزرگترین خطر و مشکل آنکارا یاد می‌شود؟

همچنین یکی از اساتید سرشناس دانشگاه‌های آمریکا و ترکیه هشدار داد که ترکیه در آستانه پاک شدن از صفحه تاریخ قرار گرفته است.‏

پرفسور «اوکتای سینان اوغلو» استاد سرشناس دانشگاه‌های آمریکا و ترکیه در یک برنامه تلویزیونی در ترکیه ضمن ارزیابی فرصت‌ها و تهدیدهای پیش روی دولت آنکارا هشدار داد که ترکیه در آستانه پاک شدن از صفحه تاریخ قرار گرفته است.‏

سینان اوغلو با اشاره به بحث‌های پیرامون نظام جدید آموزشی ترکیه تاکید کرد که این بحث انحرافی است و در حقیقت تلاش می‌شود تا موضوعات اصلی مطرح نشود و مورد بحث و گفتگو قرار نگیرد. ‏

وی افزود: وقتی در ترکیه از خارج بحث می‌شود، بلافاصله آمریکا تداعی می‌شود و این در حالی است که آمریکا فی‌نفسه کشوری ورشکسته و سقوط کرده است.‏

سینان اوغلو در بخش دیگری از اظهارات خود در مورد تحولات سوریه و در پاسخ به این سوال که آیا ترکیه وارد خاک سوریه خواهد شد یا خیر، گفت که اگر آمریکا بخواهد، بله، ترکیه وارد جنگ می‌شود. ‏

وی افزود: در ترکیه رهبران ما فقط مجری بوده‌اند و هر اقدامی در این کشور از سال‌ 1945 تاکنون با دیکته از سوی غرب اجرا شده است. در حقیقت ترکیه با برخی بازی‌های خارجی به این حال و روز افتاده است.‏سینان اوغلو با اظهار بی‌اطلاعی از سیاست مشخص ترکیه در قبال سوریه گفت که ترکیه تنها برگ برنده آمریکا در مقابل سوریه است، چون آمریکا دیگر نه پول دارد، نه نیروی نظامی و نه اعتبار در دنیا، آمریکا دیگر کارش تمام است.‏

«اسماعیل مفتی اوغلو» یکی از وزیران اسبق ترکیه نیز در انتقاد از عملکرد سیاست خارجی آنکارا و موضع ترکیه در قبال خاورمیانه، سیاست دنبال شده در قبال تحولات خاورمیانه از سوی دولت آنکارا را اشتباه توصیف کرد. ‏

وی گفت: ترکیه سال‌های متمادی است که در عرصه سیاست خارجی در منگنه قرار گرفته و نمی‌تواند آزاد حرکت کند، چونکه آمریکا و اتحادیه اروپا عرصه مانور ترکیه در منطقه خاورمیانه را تحدید کرده و برای ممانعت از ارائه سیاستی مستقل و جلوگیری از پی ریزی سیاست خارجی مشخص، همواره آنکارا را تحت فشار قرار می‌دهند.‏

مفتی اوغلو دلیل این ابراز نگرانی غرب را بازگشت ترکیه به دوران سابق اقتدار خود در منطقه خاورمیانه نظیر دوران امپراطوری عثمانی عنوان کرد و افزود: غرب برای همین، در تلاش برای سازماندهی مجدد 22 کشور اسلامی در منطقه بوده و حرکتی که از تونس شروع شده، امروز به پشت دروازه‌های سوریه رسیده است.‏

وی با اشاره به اینکه ماه‌هاست در مورد قصد آمریکا در زمینه حمله به سوریه فریاد می‌زند، به دولت آنکارا هشدار داد که آلت دست اهداف امپریالیستی آمریکا نشود. ‏

وی افزود: اما متاسفانه دولت آنکارا امروز در خاورمیانه همانند وکیل آمریکا حرکت می‌کند.‏در همین حال، یکی از معاونین حزب جمهوریخواه خلق ترکیه تاکید کرد که دولت اردوغان با سیاستی که در پیش گرفته ترکیه را به ورطه جنگ می‌کشاند.‏

«اردوغان توپراک» یکی از معاونین حزب جمهوریخواه خلق ترکیه با انتقاد از سیاست‌های دولت آنکارا تصریح کرد که اردوغان با این سیاست‌ها ترکیه را به ورطه جنگی که سلطه‌گران خواهان آن هستند سوق می‌دهد.‏

توپراک همچنین خاطرنشان کرد که چون حزب جمهوریخواه با این روند مخالفت می‌کند، از سوی حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری اردوغان، مورد حملات توهین‌آمیز قرار می‌گیرد.

وی گفت: در پاسخ به اردوغان که حزب جمهوریخواه خلق را به حزب فال و تماشا تشبیه کرده باید گفت که حزب عدالت و توسعه نیز تبدیل به حزب نامه رسان آمریکا شده است.‏

توپراک در انتقاد از سیاست اردوغان در قبال سوریه گفت: که اردوغان مدعی خونریزی در سوریه است، ولی باید پرسید وقتی در عراق خون بیش از یک میلیون مسلمان ریخته شد چرا اردوغان سکوت کرد و واکنشی به جنایات آمریکایی‌ها نشان نداد؟‏

وی افزود: این امر نشان می‌دهد که در واقع اردوغان مقابل جامعه جهانی و دنیا صداقت ندارد، چرا که اگر داشت، امروز ترکیه همسایگان زیادی به‌عنوان دوست، داشت، ولی اینک از سوی همسایگانش به کارگزاری غرب متهم می‌شود.‏
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه