یکشنبه, 03ام تیر

شما اینجا هستید: رویه نخست تاریخ تاریخ معاصر در آیینهٔ تاریخ - مجله خواندنی شماره 77

تاریخ معاصر

در آیینهٔ تاریخ - مجله خواندنی شماره 77

برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 77، شهریور و مهر 1392، صفحه 38 تا 39


نوشیروان کیهانی زاده


انتشار اسناد حاکمیت ایران بر بحرین از سوی دولت تهران در سپتامبر 1956 ـ نگاهی به تاریخچه آن

نیمه شهریور سال 1335 خورشیدی (پنجم سپتامبر 1956) اسناد رسمی حاکمیت ایران بر بحرین از سوی دولت وقت در تهران انتشار یافت زیرا که قرار بود به عنوان یک استان ایران اعلام و لایحه مربوط به مجلس داده شود. قبلا شنیده شده بود که دولت لندن درنظر دارد که پیش از خروج از شرق سوئز، به شیوخ خلیج فارس که تحت الحمایه آن دولت بودند به صورتی استقلال بدهد. هنوز نفت این مناطق به صورت انبوه مورد استفاده قرارنگرفته بود.

انگلیسی‌ها در طول سلطه بر بحرین تلاش بسیار کرده بودند تا ماهیت ایرانی آن را تضعیف کنند. در طول سلطه انگلیسی ها، همواره بر سر بحرین میان دولت ایران و دولت لندن مشاجره بود و این مشاجرات در زمان حکومت دکتر مصدق به اوج رسیده بود.

بحرین از آغاز تاسیس ایران واحد در زمان کوروش بزرگ، بخشی از ایرانزمین بود و «میش ماهیگ (گوسفند ماهی - ماهی گوسفند شکل)» خوانده می شد. در زمان ساسانیان، اعراب کوشیدند که به آنجا مهاجرت کنند که شاپور اول و شاپور دوم (ذوالاکتاف) آنان را اخراج کردند. شاپور دوم شانه اعراب مهاجم را سوراخ کرد و به این شکل آنان را به ریسمان کشید تا باردیگر وارد بحرین نشوند. [در آن زمان به جزایر بحرین و سراسر مناطق ساحلی غرب خلیج فارس، بحرین می گفتند].

درپی شکست نظامی ایرانیان از عرب در سده هفتم میلادی، مهاجرت اعراب بدوی (صحرا نشین) از جزیرةالعرب به «میش ماهیگ» و مناطق ساحلی غرب خلیج فارس از سر گرفته شد که بوئیان (دیلمیان) بار دیگر آنان را سرکوب کردند و این جزایر و قطر را در کنترل حاکم ایالت فارس (شیراز) قراردادند. این جزایر با حفظ ماهیت ایرانی (زبان فارسی و فرهنگ ایرانی) تا قرن 16 و ورود پرتغالی ها به خلیج فارس همچنان بخشی از ایالت فارس بودند. صفویان در سال 1602 پرتغالی ها را اخراج و حالت قبلی را به جزایر بحرین بازگردانیدند. نادرشاه در ایرانیزه کردن منطقه خلیج فارس و امتداد آن تا جزایر زنگبار (آفریقای شرقی) تلاش بسیار کرد و به ساخت کشتی جنگی همت گمارد و در نظر داشت که عُمان را مرکز ناوگان ایران قراردهد و از اینجا اروپاییان را از آسیا و شرق آفریقا بیرون براند. پس از کریم خان زند، انگلیسی ها بر جزایر خلیج فارس سلطه یافتند زیرا که ایران فاقد نیروی دریایی موثر بود. انگلیسی ها اقلیت سُنّی و خاندان آل خلیفه (اعراب مهاجر از جزیرة العرب) را حاکم بر جزایر بحرین کردند. با وجود این، حاکم وقت این جزایر با دربار ناصرالدین شاه روابط نزدیک و حرف شنوی داشت و پس از آن نیز این حُکام سعی می کردند کاری نکنند که باعث تحریک ایرانیان شوند.
احیاء ناسیونالیسم ایران، و تلاش های دوران رضاشاه پهلوی و دکتر مصدق برای پس گرفتن بحرین از انگلستان عملا نتیجه معکوس داد و باعث رانده شدن اکثریت 70 درصدی شیعه این جزایر که عمدتا از تبار ایرانی بوده اند از حکومت و قدرت شد و وضعیتی شبیه شیعیان عراق در آن زمان به وجود آمد و ....
 بیستم آبان سال 1336 خورشیدی (11 نوامبر 1957 میلادی) شورای وزیران دولت وقت ایران با آوردن شواهد از تاریخ و اسناد دیگر، بحرین را استان 14 ایران اعلام داشت که دولت انگلستان به این اقدام اعتراض کرد. در پی این اقدام، بسیاری از مردم و جمعیتها پیامهای حمایت از دولت فرستادند و در نقاط مختلف کشور چند مدرسه و خیابان به بحرین تبدیل نام داده شدند. اختلاف نظر ایران و انگلستان در این زمینه تا سال 1346 (1947 میلادی) هم ادامه داشت که دوسال بعد، شاه در جریان سفر خود به هند در مصاحبه ای به طور غیر مترقبه، نسبت به دعاوی ایران بر بحرین عقب نشینی نشان داد و ... که در افواه شنیده می شد که شاه به خواست آمریکا چنین کرده است. این عمل شاه (پهلوی دوم) اشتباه دیگری را در تاریخ او برجای گذارده است. بحرین که دهها سال تحت الحمایه انگلستان بود سالهاست که محل توقف و رفت و آمد نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس شده است و مرکز ناوگان پنجم این کشور.
یکی از اتهامات امیرعباس هویدا نخست وزیر پیشین که در بهار سال 1358 (1979 میلادی) به حکم دادگاه انقلاب اعدام شد موافقت با تجزیه کشور و جداشدن بحرین (قانونا استان چهاردهم) بود. طبق قانون اساسی وقت، شاه و نخست وزیر حافظ تمامیت کشور بودند. رفراندم استقلال بحرین تنها در این جزیره انجام شده بود حال آنکه طبق موازین و منطق بین المللی باید در ایران هم انجام می گرفت و نظر همه ایرانیان استعلام می شد.


دستور اکید مصدق به تدریس تاریخ ایران به سربازان وظیفه در پادگانها

نیمه شهریور 1331 (5 سپتامبر 1952) محمد مصدق نخست وزیر وقت و در عین حال وزیر دفاع ملی ترتیب تازه‌ای برای آموزش سربازان نظام وظیفه‌ای ایران (پسران 19 تا بیست و چند ساله) در پادگانها داد. طبق این دستور العمل، به یک سرباز وظیفه که طبق قانون ایران «یک تکلیف ملی و اجباری» است باید در ساعات روز در پادگانها و اردوگاهها آموزش رزم و در ساعات اوایل شب درس تاریخ، ایرانشناسی، شجاعت و فداکاری برای صیانت مرز و بوم داده می شد تا جوان ایرانی بداند که بر روی چه خاکی زندگی می کند و در طول تاریخ دو هزار و پانصد ساله چه مردانی و چگونه از آن دفاع کردند و جان دادند تا باقی و آزاد بماند. در زیر هر وجب خاک ایران مردی در خون خود خفته است ـ مردی که ایستادگی کرد و مُرد.


فرماندار خوزستان و بین النهرین جنوبی 

شاه اسماعیل صفوی سوم سپتامبر 1508 (12 شهریور 887 هجری) خادم بیک را به سمت فرماندار ایالت (استان) خوزستان منصوب کرد. شاه اسماعیل حکومت منطقه شیعه نشین جنوب بین النهرین (عراق امروز) از جمله بصره را هم به خادم بیک سپرد، بدون اینکه از لحاظ تقسیمات کشوری، ماهیت اداری جداگانه این منطقه را تغییر دهد. در دوران صفویه و افشاریه، بمانند زمان اقتدار دیلمیان، فرمانداران شهرهای بین النهرین از میان شیعیان انتخاب و منصوب می شدند. زندیه نیز در زمانی که جنوب بین النهرین را درقلمرو خود داشت، آن قاعده کهن را رعایت می کرد و بصره حاکم نشین بین النهرین جنوبی بود.


تذکر شاپور دوم در رد جنگ غیر منصفانه


 28 آگوست 378 میلادی شاپور دوم (ذوالاکتاف) شاه وقت ایران از دودمان ساسانی در کاخ تیسفون در جمع مقامات کشور به پیشنهاد تنی چند از ژنرالهای ایران که قبلا به او اطلاع داده بودند که «والنس» امپراتور روم در جنگ با ویزیگوتها در منطقه ادریانوپل کشته شده است و خواسته بودند که از فرصت استفاده کند و تا رومی ها کمر راست نکرده اند آنان را به آن سوی دانوب عقب زند پاسخ داد و گفت که این پیشنهاد به این جهت پذیرفتنی نیست که دلیلی برای جنگ وجود ندارد.
شاپور در آن جلسه تاکید کرده بود که داشتن قدرت و به دست آوردن فرصت نمی تواند تعرض به دیگران را توجیه کند.


اعتراض مصدق به تبعید غیر قانونی‌اش که بدون پاسخ ماند!

دکتر محمد مصدق پانزدهم شهریور ماه 1335 به تبعید غیر قانونی خود به احمدآباد ساوجبلاغ (نزدیک کرج) اعتراض کرده بود، زیرا که به چنین تبعیدی محکوم نشده بود. خود وی نوشته است که در آستانه اتمام دوره محکومیت (محکومیت خلاف قانون)، او را تحت الحفظ از زندان به احمدآباد بردند و در اینجا به حالت تبعید (حصر) قرار دادند.
ظاهرا به این اعتراض دکتر محمد مصدق که حکومت او با انجام کودتای 28 امرداد 1332 عمدا و جبرا پایان یافته بود رسیدگی نشد.
دکتر مصدق که 3 سال زندان او در لشکر 2 زرهی در امرداد سال 1335 به پایان می رسید، چند روز پیش از اتمام زندان به روستای احمدآباد تبعید شده بود و از این زمان تا پایان عمر در این روستا تحت نظر قرار داشت بدون اینکه به این تبعید محکوم شده باشد که خود، آن را زندانی غیر قانونی در«قلعه» توصیف کرده است. دشمنی شاه با دکتر مصدق از زمانی شدت یافت که مصدق گفته بود حکومت از آن ملت است، نه شاه؛ و بارها تکرار کرده بود که انگلستان چون موفق نشد که از طریق قرارداد وثوق الدوله صاحب اختیار ایران شود؛ رضاشاه را روی کار آورد و بسیاری از خواستهای خود از جمله تمدید امتیاز انحصاری نفت را در سال 1933 و کشیدن راه آهن خرمشهر ـ بندر شاه را که جنبه اقتصادی نداشت به او تحمیل کرد. هدف از کشیدن این راه آهن تسهیل حمله نظامی احتمالی غرب به شوروی بود که بعدا یک بهانه اشغال نظامی ایران قرار گرفت و انگلیسی ها به همانگونه که رضاشاه را آورده و شاه کرده بودند وی را که داشت به راهی دیگر می رفت در شهریور 1320 برکنار کرده و به خارج از ایران تبعید کردند. دکتر مصدق بارها به شاه تاکید کرده بود که ایران، ایران واقعی نخواهد شد مگر اینکه نگاه ـ تنها ـ به غرب، و دادن هرگونه امتیاز به غربی ها را کلا به فراموشی بسپاریم.


شرم آورترین رویداد استعماری قرن 20 
 
(نهم شهریور 1286) قرارداد تقسیم کشور مستقل و باستانی ایران، دارای گذشته ای تابناک، مهد تمدن و 13 قرن یک ابر قدرت، به دو منطقه نفوذ انگلستان و روسیه میان این دو قدرت اروپایی در شهر سن پترزبورگ پایتخت وقت روسیه امضاء شد که در کتابهای تاریخ از آن به عنوان Anglo – Russian Entente یاد شده است. میان دو منطقه نفوذ، یک ناحیه بی طرف برای دولت تهران باقی گذارده شده بود.
 مورخان از موافقتنامه سن پترزبورگ به نام یک بی شرمی تمام عیار قدرتهای اروپایی در قرن 20 یاد کرده اند.


نخستین قانون ضد پارتی بازی در ایران 

در این روز در شهریور 1312، ماده 238 مکرر با یک تبصره و دو بند بر قوانین کیفری ایران اضافه شد که در آن زمان یک انقلاب اداری محدود بشمار آمده بود. طبق این قانون که از نیمه دوم شهریور همان سال به اجرا درآمد هرکس که از نفوذ خود و دیگران ــ واقعی و یا کاذب ــ در ادارات و سازمانهای دولتی سوء استفاده کند به مجازات حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال و جریمه نقدی از صد تا هزار تومان محکوم خواهد شد.


نخستین اجتماع عظیم پیروان راه مصدق در میدان جلالیه تهران

13 شهریور سال 1339 هجری خورشیدی (چهارم سپتامبر 1960 میلادی) برای نخستین بار پس از کودتای 28 امرداد، هواداران و پیروان راه دکتر مصدق و به دعوت قبلی آنان ـ بسیاری از مردم تهران اجتماع برزگی را در میدان جلالیه (محل پارک لاله امروز که در آن زمان زمینی باز و عمدتا برای سوارکاری، آموزش رانندگی و برگزاری نمایشگاه و سیرک بکار می رفت) برپا داشته بودند که طبق گزارش کلانتری 19 پلیس تهران و پاسگاه ژاندارمری امیرآباد، نزدیک به دویست هزار تن در آن شرکت کرده بودند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه