جمعه, 27ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی جستار

جستار

نقدی بر نوشتار «معمای آریایی‌ها» در ماهنامه «سرزمین من»

نوشتار زیر بررسی دیدگاه‌های کامیار عبدی‌ست که در تازه‌ترین شماره‌ی ماهنامه‌ی «سرزمین من» زیر فرنام «معمای آریایی‌ها؛ برای نخستین‌بار رازگشایی از خاستگاه آریاییان و ارتباط آنان با نیاکان ما» به چاپ رسیده است. در این نوشتار آقای عبدی به زمینه‌های تبارشناسی و ژنتیک که  از تخصص ایشان به‌دور است، پرداخته است. چرا هر کس می‌خواهد درباره‌ی آریایی‌ها در ایران سخن بگوید، کار خود را نخستین کار می‌خواند. شاید برای این باشد که بتواند برای خواننده تاثیرپذیری بیشتری فراهم کند. با این‌که ما می‌دانیم در باختر (:غرب) از روزگار ماکس مولر (مهرآبادی، تاریخ کامل ایران باستان، 294) و در ایران سال‌ها پیش، از سوی دکتر میترا مهرآبادی (تاریخ کامل ایران باستان)، دکتر جهانشاه درخشانی (دانشنامه‌کاشان، جلدهای 3 و4) و فریدون جنیدی (زندگی و مهاجرت آریاییان برپایه گفتارهای ایرانی) کتاب نوشته‌اند.

فرهنگ و استعمار و گفته‌ای چند درباره واژهٔ فرهنگ

گردانندگان حیله‌گر کشورهای استعماری و سلطه گران، به منظور القاء خواسته‌های خود در جهت هرچه ضعیف‌تر ساختن توانایی‌های فرهنگی و آگاهی‌های تاریخی و سیاسی مردم سرزمین‌های زیر سلطه و دنباله‌رو ساختن آنها، در کنار انجام یک رشته پژوهش‌های همه جانبه دربارۀ شناخت ابعاد گوناگون فرهنگ جامعه و نقطه ضعف‌ها و قوت‌ها، ساز و کار (مکانیزم)ها و ساختار آن، جامعه را به گونه‌های مختلف زیر فشار تبلیغاتی قرار دادند تا ارزش‌های تمدن آنها را به عنوان بالاترین نمودهای فرهنگ بشری پذیرا شود. غرب استعمارگر از قرن شانزدهم به بعد با غلو در بارۀ عظمت بنیاد و ریشه‌های پیشینه فرهنگی خود، کوشیده است تا آن را به عنوان پربارترین و ژرف‌ترین و کاملترین و علمی‌ترین فرهنگ‌های جهان توجیه کند و ملتهای دیگر را بر طبق الگو های خاص که سود سلطه گران را تامین سازد، به پیروی از آن تشویق کند.

جايگاه زبان ترکی در اعتلای فرهنگ و هويت مردمان آذربايجان

برای کنکاش در تاريخ، فرهنگ و هويت هر ملت بزرگترين گستره و خاستگاهی که مورد توجه است سرزمين است. سرزمين خاستگاه فرهنگ ملتی است که در بازۀ زمان طولانی در کنار هم زيسته‌اند. با تاکيد بر اين مهم آنچه عيان است حضور هزاران ساله مردمان آذرآبادگان در کنار ساير اقوام سرزمينی است که ايران می ناميمش و پيرو مرام هخامنشيان به هر زبانی که سخن گويند و به هر باوری که دارند احترام می‌گذاريم. اين مردم در اين سرزمين و فرهنگ فراگير آن شريکند و در اين مقياس تفاوت زبانی جايگاهی ندارد. دومين حوزه مورد توجه خود گستره فرهنگ است. نمودهای فرهنگ را می توان با اغماض به چهار حوزه تقسيم نمود: نخست حوزه روحانی شامل آيين ها، باورها و مراسم. دوم حوزه تفکر منطقی شامل علم و فلسفه، سوم ساحت هنر و چهارم عرصه عرفان و ادبيات که با هر سه بخش ديگر در ارتباط است. مهم ترين مذهب ايرانيان تشيع، مهم ترين مراسم ايشان نوروز، بارزترين خصلت آنها مهمان نوازی و معروف ترين هنرشان قالی است که در اين قياس آذربايجان يکی از شاخص ترين های ايران است. از نظر آيينی و معماری حضور پر رنگ آتشکده معظم آذرگشنسب که مورد توجه و احترام خاص از زمان هخامنشيان تا ساسانيان بوده است خود گواهی متقن بر اين مدعاست. هيچ ايرانی در مالکيت خود بر اين دست آوردهای فرهنگی که از ميان هزاره ها تغيير زبان و حتی نژاد به او رسيده اند ترديد نمی کند.

افسانۀ پان‌تورانیسم

یکی از نخستین وجوه بروز تفرقه و تعارض میان اقوام ایرانی در سده‌های باستانی تاریخ این سرزمین، تشکیل دو واحد سیاسی ایران و توران بود. تورانیان که در شمال شرقی ایران‌زمین مستقر بودند اگرچه از لحاظ قوم و تبار با ایرانیان یکی بودند ولی بنابر دلایلی چون راه و رسم زندگانی متفاوت ـ ایرانیان یکجانشین و کشاورز و تورانیان کوچرو و شبان ـ و هم‌چنین تفاوت‌های دینی هر یک مسیری دیگر در پیش گرفتند و بخشی از داستان‌های اساطیری ما به این تعارض و رؤیارویی اختصاص یافت. با هجوم اقوام و طوایف ترک در سدۀ چهارم هجری به سرزمین‌های آسیای میانه و چیرگی آنها بر «توران‌زمین» کهن، به تدریج زمینۀ پیدایش این اشتباه تاریخی فراهم شد که ترک و توران یکی است و تهاجم اقوام ترک بر مناطق آن خطه نیز جز تداوم ستیزۀ کهن تورانیان و ایرانیان چیز دیگری نیست.

واقعیتی انکار ناپذیر: خط نیمروز یا نصف النهار مبداء زمین از ایران می‌گذرد!

از اواخر قرن نوزدهم اروپاییان ابتدا شهر پاریس و سپس لندن را مبداء نصف النهار قرار دادند که هیچ کار درستی نیست و کاملا " دلبخواهی است. تغییر مبداء نصف النهار به گرینویچ هیچ استدلال علمی نداشته و فقط به خواست آمریکا و برخی كشورهای اروپایی كه تجارت و ثروت عالم را به دست آورده بودند صورت پذیرفت. مبداء گرینویچ حد شرق و غرب عالم را برهم زده، و برای تنظیمات ساعات بین المللی نیز مشکلاتی را ایجاد می‌کند چرا که این نصف النهار نسبت درستی با طلوع و غروب خورشید و خشکی‌های زمین ندارد. از این‌رو بهتر است ساعت بین المللی همچون روزگاران قدیم با افق نیمروز ایران تنظیم گردد.

درآمدی بر کبیسه و کبیسه‌گیری در گاهشماری خورشیدی - 1

اگر زمان گردش زمین به دور خورشید یا طول سال خورشیدی دقیقأ 365 روز تمام بود، در این صورت هیچ نیازی به کبیسه و کبیسه‌گیری در گاهشماری‌های خورشیدی نبود. ولی از آنجایی که طول سال خورشیدی یا مدت زمانی که زمین به دور خورشید می‌چرخد اندکی بیش‌تر از 365 روز است، به همین دلیل این کسری اضافی سال با گذشت چندین سال تشکیل یک روز کامل را می‌دهد، در نتیجه طول سال خورشیدی در چنین سالی به جای 365 روز و کسری از روز 366 روز می‌شود که به چنین سالی سال کبیسه می‌گویند. ازسوی دیگر طول سال خورشیدی (اعتدالی) مقداری است متغیر که سال به سال فرق می‌کند و برای به دست آوردن طول واقعی و دقیق هر سال نیاز به رصد هر ساله خورشید است.

درآمدی بر کبیسه و کبیسه‌گیری در گاهشماری خورشیدی - 2

گفتنی است تنها پذیرش یک مبدا واحد یا تنها پذیرش یک روش هماهنگ ، به تنهایی کافی نیست و همان طورکه همگان می دانند برای کبیسه گیری در یک گاهشماری، در درجه نخست نیاز به یک مبدا دقیق و معین می باشد وهم چنین برای رسیدن به یک هدف درست و یگانه ،پذیرش یک روش کبیسه گیری یگانه و هماهنگ امری کاملا لازم و اجتناب ناپذیر است.

آبشار شمشير بريد كجاست؟

با توجه به مسير كلی ناصرخسرو، شكل آبشار، و محل جغرافيايی اين آبشارها به يقين می توان گفت كه آبشار شمشير بريد همان آبشار بهرام بيگی است كه در حد فاصل جاده پاتاوه و لوداب در ٩۵ كيلومتری شهر ياسوج قرار دارد. زيرا اين آبشار بلندی است كه در شكاف باريكی در دل سنگی كوه است، از نظر جغرافيايی در مسير احتمالی ناصرخسرو است، و نام بهرام بيگی (كه به اسطوره بريده شدن كوه توسط بهرام گور اشاره دارد) اين احتمال را قريب به يقين می‌كند.

جاده‌ای به نام «ابریشم» هرگز وجود نداشته است - آسیای مرکزی یعنی چه!

دکتر منوچهر ستوده بیش از یک دهه در گروه های تاریخ و باستان شناسی دانشگاه تهران به تدریس جغرافیای تاریخی ایران و خراسان بزرگ پرداخته است. او طی دههٔ 80 خورشیدی سه جلد کتاب دربارهٔ آثار تاریخی ورارود و خوارزم منتشر کرد. ستوده در زمینهٔ تصحیح متون کهن هم دستی داشته و شناخت جامعی از متون کهن تاریخی و جغرافیایی ایران و سرزمین های اسلامی دارد. کتاب سترگ ده جلدی وی «از آستارا تا استارباد» که پژوهش میدانی گسترده ایست، حاصل پیمایش محققانهٔ سرتاسر کرانهٔ جنوبی دریای کاسپی، از آستارا تا گرگان، است. منوچهر ستوده در سال 1379 نیز برندهٔ جایزهٔ بنیاد موقوفات افشار برای یک عمر کوشش علمی در زمینهٔ ایران شناسی شد. جایزه‌ای که کسانی چون کلیفورد ادموند باسورث، نذیر احمد، شارل هانری دوفوشه کور، نجیب مایل هروی، برت فراگنر و... دریافت داشته‌اند. استاد منوچهر ستوده اکنون با افتخار در آستانهٔ صدسالگی است. دو جستار از این پژوهشگر فرهیخته را که به تازگی در مجلهٔ باستان‌پژوهی (دوره جدید، سال ششم، شماره 13-12، صص 18-17) بازنشر شده بود، در اختیار علاقمندان می‌گذاریم.

اشتباه بنیادین مبلغان فدرالیسم و قوم گرایی

برخی از نظریه پردازان، بویژه در جهان سوم، می‌پندارند که فدرالیسم میتواند سرمشقی واحد برای همه جوامعی باشد که در آن موضوع همزیستی گروه‌های گوناگون وجود دارد. گفتنی است که به استثنای بلژیک، در دیگر کشورهای فدرال همواره جنگ، انقلاب و یا نیلِ به استقلالِ پس از استعمار موجب انتخاب فدرالیسم شده است.

در همین زمینه