چهارشنبه, 04ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی جستار

جستار

شهر سرخ در لابه‌لای متون تاریخی - خرمشهر از نگاه مستوفی قاجار و احمد کسروی

سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر است، شهری که به گواه تاریخ و مورخان در تاریخ پرفراز و نشیب ایران‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قطعه‌ای از این سرزمین کهن بوده است. به همین مناسبت در جست‌وجوی گذشته این قطعه سرخ از سرزمین ایران به سراغ منابع تاریخی رفتیم و اشارات آن‌ها را از خرمشهر بیرون کشیدیم.

مسخ تاریخ

در واقع این نشانه‌ی اهمیت ریشه‌دار بودن تاریخ و فرهنگ ایران است، نشانه‌ی آن است که از آن حساب برده می‌شود. واقعیت آن است که تاریخ و فرهنگ ایران از همان آغاز رو به گشایش داشته‌اند نه بستگی، رو به انعطاف داشته‌اند نه تحجر، رو به جهانی بودن داشته‌اند نه موضعی. و این چقدر رشک برمی‌انگیخته. مقایسه شود بزرگ‌منشی هخامنشی با تمدن‌های هم‌زمانش، مانند بابل و آشور، حتا با یونان. زبان فارسی و فرهنگ ایران بعد از اسلام نیز، از جهت دیگر، همان روش را دنبال می‌کنند. شاهنامه، کتاب جهانی است، انگیزه‌ها و هدف‌هایش مقایسه شود با انگیزه‌ها و هدف‌های معروف‌ترین حماسه‌ی عالم، یعنی «ایلیاد هومر». البته ایران احتیاج به دفاع ندارد.

نام ما و منافع دیگران - نگاهی دیگر به مسائل آذربایجان

«آذربایجان» نامیده شدن خانات قفقاز را یک تحریف آگاهانه در جهت دست اندازی به آذربایجان واقعی و تاریخی – یعنی آذربایجان ایران – دانسته و بر این باورم که بسیاری از اهداف، سیاستها و برنامه‌های این کشور نیز فقط در همین چارچوب قابل تبین است. بیش از هفتاد سال است که آذربایجان نامیدن خانات قفقاز و تحریف برآمده از تلفیق تاریخ بخشهای شمالی رود ارس – آلبانیای‌قفقاز، اران و خانات بعدی- با تاریخ بخشهای جنوبی آن – آتروپاتن، آذربایجان – رکن اصلی تاریخنگاری جمهوری آذربایجان را تشکیل می‌دهد. یعنی داستان مجعولِ یک آذربایجان بزرگ و واحد از کهن‌‌ترین ادوار تاریخ تاکنون و تقسیم گاه به گاهِ آن میان قدرتهای منطقه‌ای و جهانی.

جایگاه دولت در سیاست گذاری جمعیتی

کرانگی فعالیت‌های دولت را می‌توان با عواملی چون درآمد سرانه، درجه شهرنشینی، متغیرهای جمعیتی، حقوق اساسی، نهادهای سیاسی و ترکیب فعالیتهای اقتصادی سنجید. به عبارت دیگر میزان نفوذ دولت در هر یک از بخش‌های فوق حد و مرز دخالت دولت را در آن زمینه تعیین می‌کند. آنچه در این مقاله به آن خواهیم پرداخت بایدها و نبایدهای دولت در عرصه سیاستگذاری جمعیتی است.

در پیرامون زبان فارسی - زبان تبریزی

دیر زمانی پیش از روزگار فرمانروائی پادشاهان مغول و تا مدتی پس از آن در تبریز لهجه‌ای از زبان پهلوی متداول بوده که نویسندگان سده هفتم و هشتم هجری از آن به زبان تبریزی تعبیر کرده‌اند. این لهجه علاوه بر استعمال عادی دارای آثار ادبی هم بوده که به مرور زمان متدرجاً مانند خود زبان از رواج افتاده بلکه یاد آن نیز از خاطرها محو شده است. خطیب تبریزی در سدۀ پنجم هجری با یکی از همشهریان خود در مسجد معرّه با زبانی مخصوص سخن می‌گفت و چون استادش ابوالعلاء معرّی از او پرسید که بچه زبانی سخن می‌راند در پاسخ آن‌را زبان آذری نام برد، ولی چنانکه بعد ذکر خواهد شد در قرن هفتم و هشتم همین لهجه را «تبریزی» نامیده‌اند و «آذری» نام زبان مخصوصی نبوده که در سراسر آذربایجان رایج شده باشد، بلکه لهجه‌هائی را که از زبان پارسی و پهلوی در آن سرزمین متداول بوده زیر کلمه آذری که وصف آذربایجان است نام می‌بردند. پس از چاپ و انتشار کتاب صفوة الصفا و کتاب سلسلة النسب صفویه نمونه‌هائی از زبان اردبیل و نواحی آن بدست آمد که به خوبی معلوم می‌شد زبان آن سرزمین با لهجه‌هائی که در عراق متداول بوده و سخنوران محلّی فهلویات خویش را بدان زبان می‌سرودند از یک ریشه و بنیاد بوده است.

قلم و آنچه می‌نویسد

بعضی مفاهیم هستند که عمری به درازای عمر تمدن بشر دارند، و طی چند هزار سال همواره حرفشان در میان بوده. بنابراین طرح مجدد آنها چه بسا که خالی از ملالتی نباشد. با این حال، یادآوری آنها، گاهی در وضع خاصی، گزیرناپذیر می‌گردد. یکی از این مفاهیم، مسئلۀ «بیان» و «قلم» است. «بیان» تبرّز بیرونی اندیشۀ آدمی بوده است، و اندیشه، مُهر انسان بودن را بر انسان نهاده. آنگاه نوبت به قلم رسیده است که اندیشه و بیان را ثبت کند و پایدار سازد.

واژۀ زن در فرهنگ (ادب) و اندیشۀ ایرانی - استاد فریدون جنیدی

و این همه به نشانهء آزرمی(احترامی) است که در اندیشهء ایرانی برای دختر روا است و جایگاه والایی که زن هنوز از آن برخوردار است و بوی دلاویز گیسوان این دلبند زیبا که پسان(پس آن) مادر میشود و کانون زندگی است چنان در شعر و سرود و ترانهء زبان فارسی پیچیده است که جهانیان را سرمست کرده و بیگمان می‌توان داوری کرد که همهء جهانیان با هم نتوانسته‌اند اندکی از آن همه ستایش که ایرانیان (و شاعران ایرانی که نمایندهء آنانند) دربارهء زن سروده‌اند نسبت به زن گفته باشند. و درود بر زن ایرانی که بیش از هر چیز و کس در جهان ستایش شده است!

وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان

این ها آینه ی تمام نمای خصایص و روحیات و اعمال و نحوه ی زندگی و شخصیت باطنی و آرزوهای مردم ایران باستان است و می تواند ما را در این راه رهنمون باشد. همانطور که در صحنه های پر حادثه و حماسه ساز آن مردان بزرگی چون «کاوه»٬ و «رستم» و «اسفندیار» و «سیاوش» و «سهراب» و «کیخسرو» را می بینیم، با زنان دانا و خردمنی چون «فرانک» و «سیندخت» و «گردآفرید» و «رودابه» و «تهمینه» و «کتایون» و «فرنگیس» و «کردیه» و «پوراندخت» و «آزرمیدخت» و ... روبرو می شویم که با کیاست و فراست و خرد و چاره گری کارهای بزرگ و خلاقه ای را انجام داده؛ و حتی گاهی چراغی فرا راه مردان بوده اند.

منزلت زن و خانواده در اندیشه علوی

حضرت علی(ع) به عنوان شخصیت بزرگ اسلامی، برای زن و نهاد خانواده، جایگاه بلندی را ترسیم نموده است. در کلمات گوهربار و نیز زندگی مشترک علی(ع) با فاطمه(س) می‌توان عمق منزلت زن را  دریافت.

کژراهه‌های تحقیق در فرهنگ و تاریخ؛ آیا دَدَه قورقود آذربایجانی است؟

از سال‌های دور تا حال مردم آذربایجان، محافل و مجالس ادبی و فرهنگی آشنایی دارند. در این محافل فرهنگی، شاهنامه‌خوانی، مولوی­خوانی، حافظ‌خوانی و گلستان‌خوانی وجود داشته است. هیچ‌گاه و در هیچ محفلی حتی در قهوه‌خانه مردمی محفلی به نام دَدَه قورقود خوانی نداشته‌ایم و هیچ عاشقی را سراغ نداریم در عروسی‌ها دَدَه قورقود بخواند.

در همین زمینه