یکشنبه, 01ام اسفند

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی جستار

جستار

معروف‌ترین جهانگردان جهان

«دور دنیا در هشتاد روز» اثری از ژول ورن احتمالا اولین تصویری است که همه ما از جهانگردی داریم. در ادامه کسانی با دوچرخه یا حتی با شنا کردن در آب تلاش کردند دور دنیا سفر کنند و تصور ما را تغییر دهند. با این حال ادب فارسی ما پر است از سفرنامه هایی که این و آن نوشته اند، از ناصرخسرو قبادیانی گرفته تا حاج سیاح. همچنین مارکوپولو به عنوان یک جهانگرد معروف غربی در ذهن ما جا خوش کرده است. همه اینها گفته شد تا برویم سراغ فهرستی از ده جهانگرد معروف جهان.

سخنی دیگر دربارۀ فدرالیسم

بنا بر این «مدعیانِ» فدرالیسم اگر به معنای حقوقی و سیاسی واژه‌ی فدرالیسم نمی‌پردازند، دست‌کم معنای لغوی آن، یعنی متحد شدن، را در نظر داشته باشند. کشور نیجریه تا جنگ بیافرا کشوری فدرال با سه ایالت بود. امروز همین کشور به 36 ایالت تقسیم شده است زیرا هر یک از جنگ‌بارگان سهم خود را از درآمد نفتی می‌خواهد. آیا «مدعیان» فدرالیسم در ایران هم چنین خیالی را در سر می‌پرورانند؟ فدرالیسم تنها هنگامی مؤثّر است که از ابزار دموکراتیک استفاده کند نه آن که مانند برخی کشورها به صورت ابزاری برای قدرت‌طلبی و یا تجزیه خواهی درآید. نمونه‌ی نیجریه را گفتم، نمونه‌ی دیگر «جزیره‌های کومور» است که مقام یکم را در مورد شمار کودتا در کشورهای فدرال دارد.

دیدگاه علمی و جهان فرهنگ مشرق زمین و غرب

مغرب‌زمینی‌ها سالها است بر آنند تا با توسل به شگردهای مختلف، موقعیت ممتاز خود را در جهان به عنوان یک حق مسلم توجیه کنند و پیشرفتهای کسب شده را یک پدیده و جریان طبیعی متکی بر نحوه اندیشه فرهنگی خود قلمداد کنند. آنها در این زمینه بر آنند تا با زیرکی به دنیای بیرون از غرب بقبولانند که عقب افتادگی کشورهای جهان سوم یک پدیده طبیعی در ارتباط با نحوۀ بینش و تفکر آنها است. برای توجیه علمی قضیه آنها چنین میگویند که: «مردم شرق اهل مکاشفه و شهودند و بنابر این در فهم مطالب استقراء و اندیشۀ منظم نیستند، و در مقابل، غربیان اهل استقراء و منطقند و می‌کوشند که مطالب را با نظم و ترتیب و از روی روش دریابند».1 یا اینکه می‌گویند: «در شرق سعی می‌کنند که با سیر و سلوک یا کشف و شهود به حقیقت برسند، اما در غرب به تعقل و استدلال متوسل می‌شوند و تجارب دنیای خارج در آنجا برحسب روشی کاملا استقرائی ارزش پیدا میکند».

درتحقیق اغراقات هرودوت درباب جنگ‌های مِدیک و غیره و رد او با دلایل

هرکس بدیده انصاف کتاب هرودوت را بخواند می‌داند مقصود آن مورخ توهین ایرانی‌هاست و هرودوت به واسطه خوش آمد اهالی یونان و هم وطنانش البته کار صحیحی کرده و بر او بحثی نیست لیکن به مردمان این عصر بحث وارد است که چرا آنچه او اغراق گفته پذیرفته و صحیح بلکه از جمله آیات آسمانی می‌دانند. هرودوت که احوال چهار پادشاه ایران را می‌نویسد برای هر یک لابداً یا عیب بزرگی ذکر می‌کند یا شکست‌های آنها را تفصیل می‌دهد فتوحاتشان را ذکر نمی‌کند. از سیروس کبیر که به واسطه صفات محسنه و فتوحات نمایانی که کرده بود دیگر نمی‌تواند تکذیبی بنماید باز می‌گوید در آخر سلطنتش از قوم ماساژت شکست فاحش خورد و در میدان جنگ کشته شد و حال آنکه این روایت هرودوت مخالف قول «اگزنوفون» و «کتزیاس» بلکه سایرین است و خودش هم در آخر کتاب اوّل می‌گوید از تمام روایات مختلفی که برای آخر عمر این پادشاه مذکور بوده من این روایت را قبول کردم.

ایرانیان و تأسیس سازمان ملل

در کنفرانس سانفرانسیسکو در 1324 (1945) که با شرکت نمایندگان پنجاه و یک کشور برای تدوین منشور ملل متحد تشکیل شد، از دولت ایران نیز برای مشارکت در این طرح مهم دعوت به عمل آمد. دیگر کشورهای شرکت‌کننده، که در تأسیس سازمان ملل فعال بودند، عبارت بودند از: آرژانتین، افغانستان‌، عربستان، استرالیا، بلژیک، کانادا، دانمارک، شیلی، چین، فیلیپین، کوبا، مصر، اکوادر، ایالات متحده‌ی آمریکا، حبشه، فرانسه، عراق، لبنان، لیبریا، لوکزامبورک، مکزیک، نیکاراگوئه، نروژ، زلاندنو، پاناما، پاراگوا، هلند، پرو، دومینیکن، انگلستان، السالوادر، سوریه، چکسلواکی، ترکیه، اتحاد جماهیر شوروی، اتحادیه‌ی آفریقای جنوبی، اوروگوا، ونزوئلا، یوگسلاوی و...

زندگی و عشق

«گردونه روزگار» کتاب خواندنی و پرمغزی است که خانم دکتر بیانی در آن از زندگی، خانواده، خاطرات و تأملات خود با لحنی بسیار صمیمانه و خودمانی سخن گفته‌اند و به همت انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است. آنچه در پی می‌آید، بخشی از این کتاب است.

ایرانیان و علوم ریاضی - دکتر ذبیح‌الله صفا

این ریاضی‌دانان و کسانی که بعد از آنان شروع به کار کردند، اهمیتشان بیشتر در آن است که فقط مانند یونانیان به جنبه نظری علم ریاضی نگاه نکرده‌اند، بلکه جنبه عملی آن را هم مورد عنایت قرار داده‌اند. علاوه بر این، ریاضی‌دانان ایرانی در دوره اسلامی به منابع مختلفی در این علم دسترس یافتند که از زبانهای یونانی و پهلوی و سُریانی و هندی به وسیله مترجمان معروف قرنهای دوم و سوم و چهارم به دست آنان رسیده بود. و همین امر سبب آن شد که کارهایشان در ریاضیات همواره کاملتر و بهتر از یونانیان و همه طبقاتی باشد که پیش از آنان در حوزه‌های مختلف علمی بدین کار سرگرم بودند.

ایران ستیزیِ خزنده

اصولا معلوم نیست که نشریهٔ سرزمین من که یک نشریهٔ گردشگری است، چگونه وارد مباحث تخصصی ایران باستان شده است؟ این امر پیامد نبود نشریات مستقل در زمینهٔ تاریخ ایران باستان، با یک هیئت تحریریهٔ متخصصِ این حوزه در کشور ماست. اگر این امکان بود که متخصصان تاریخ و فرهنگ ایران باستان در نشریات تخصصی این دوره گرد همایند، و این نشریات را به تریبون اصلی پژوهش‌های تاریخ ایران باستان قرار دهند، مباحث تاریخی ایران باستان که در ارتباط مستقیم با هویت ملی ایرانیان است، قلمروی تفنن و هوس بازی شهرت طلبان نمی‌شد.

نقدی بر نوشتار «معمای آریایی‌ها» در ماهنامه «سرزمین من»

نوشتار زیر بررسی دیدگاه‌های کامیار عبدی‌ست که در تازه‌ترین شماره‌ی ماهنامه‌ی «سرزمین من» زیر فرنام «معمای آریایی‌ها؛ برای نخستین‌بار رازگشایی از خاستگاه آریاییان و ارتباط آنان با نیاکان ما» به چاپ رسیده است. در این نوشتار آقای عبدی به زمینه‌های تبارشناسی و ژنتیک که  از تخصص ایشان به‌دور است، پرداخته است. چرا هر کس می‌خواهد درباره‌ی آریایی‌ها در ایران سخن بگوید، کار خود را نخستین کار می‌خواند. شاید برای این باشد که بتواند برای خواننده تاثیرپذیری بیشتری فراهم کند. با این‌که ما می‌دانیم در باختر (:غرب) از روزگار ماکس مولر (مهرآبادی، تاریخ کامل ایران باستان، 294) و در ایران سال‌ها پیش، از سوی دکتر میترا مهرآبادی (تاریخ کامل ایران باستان)، دکتر جهانشاه درخشانی (دانشنامه‌کاشان، جلدهای 3 و4) و فریدون جنیدی (زندگی و مهاجرت آریاییان برپایه گفتارهای ایرانی) کتاب نوشته‌اند.

فرهنگ و استعمار و گفته‌ای چند درباره واژهٔ فرهنگ

گردانندگان حیله‌گر کشورهای استعماری و سلطه گران، به منظور القاء خواسته‌های خود در جهت هرچه ضعیف‌تر ساختن توانایی‌های فرهنگی و آگاهی‌های تاریخی و سیاسی مردم سرزمین‌های زیر سلطه و دنباله‌رو ساختن آنها، در کنار انجام یک رشته پژوهش‌های همه جانبه دربارۀ شناخت ابعاد گوناگون فرهنگ جامعه و نقطه ضعف‌ها و قوت‌ها، ساز و کار (مکانیزم)ها و ساختار آن، جامعه را به گونه‌های مختلف زیر فشار تبلیغاتی قرار دادند تا ارزش‌های تمدن آنها را به عنوان بالاترین نمودهای فرهنگ بشری پذیرا شود. غرب استعمارگر از قرن شانزدهم به بعد با غلو در بارۀ عظمت بنیاد و ریشه‌های پیشینه فرهنگی خود، کوشیده است تا آن را به عنوان پربارترین و ژرف‌ترین و کاملترین و علمی‌ترین فرهنگ‌های جهان توجیه کند و ملتهای دیگر را بر طبق الگو های خاص که سود سلطه گران را تامین سازد، به پیروی از آن تشویق کند.

در همین زمینه