شنبه, 28ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی دیده‌بان خلیج فارس 10 نکته درباره گستاخی عرب امارت نشین و یادی از یک ضرب المثل قدیمی

دیده‌بان خلیج فارس

10 نکته درباره گستاخی عرب امارت نشین و یادی از یک ضرب المثل قدیمی

خبرگزاری مهر: اظهارات گستاخانه وزیرخارجه امارات درباره جزیره ابوموسی در پی سفر استانی رئیس جمهوری ایران به این منطقه ، از مسائلی سرچشمه می گیرد که هیچ ارتباطی با مسئله مالکیت تاریخی ایران بر این جزیره ندارد.

در پی سفر اخیر "محمود احمدی نژاد" به جزیره ابوموسی، وزیرخارجه امارات با همراهی برخی رسانه‌های غربی، جنگ روانی جدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. "عبدالله بن زاید آل نهیان" وزیرخارجه امارات در اظهاراتی گستاخانه  وخارج از عرف دیپلماتیک، این سفر را محکوم کرده و آن را تجاوز به حقوق سرزمینی کشورش دانست.

شیخ عبدالله سفر احمدی نژاد را تجاوزی وقیحانه به حاکمیت امارات و مانعی بر سر راه همه تلاشهای امارات برای یافتن راهکاری مسالمت آمیز برای پایان اشغال جزایر توسط ایران دانسته است.

وزیرخارجه امارات که به نظر می رسد عمق مطالعات تاریخی اش حتی به 40 سال گذشته هم نمی رسد،  گفته: این سفر وضعیت حقوقی این جزایر را که بخش و جزیی از سرزمین ملی امارات هستند، تغییر نخواهد داد.

در اقدامی عجیب دیگری از سوی امارات فدارسیون فوتبال این کشور به طور همزمان با مواضع فوق از لغو بازی دوستانه تیم ملی فوتبال ایران و امارات خبر داد.

در اینجا در نظر داریم از زوایای مختلف مواضع اخیر امارات متحده عربی این شیخ نشین حاشیه خلیج فارس را که از تاریخ ایجاد تنها چهار دهه می گذرد بررسی کنیم.

1) در توافقنامه 1971 میان ایران و شارجه که با نظارت دولت انگلیس (مسئول وقت روابط و سیاست خارجی شیخ نشین های اماراتی پیش از تشکیل رسمی امارات متحده عربی) به امضا رسید آمده است که ایران از مالکیت بر جزیره ابوموسی چشم پوشی نمی‌کند و همچنین ادعای طرف مقابل را نیز به رسمیت نمی‌شناسد ولی موافقت‌ می‌کند که در منطقه جنوب ابوموسی شیخ شارجه پاسگاه پلیس دایر کند و صلاحیت اداره این منطقه را داشته باشد. نکته بسیار مهم در تفاهم نامه 1971 ایران و شیخ شارجه، این است که امنیت کامل جزیره ابوموسی در اختیار ایران است.


در واقع بر مبنای این توافقنامه که با رضایت طرفین و ناظر انگلیسی بسته شده "مالکیت کامل جزیره ابوموسی" از لحاظ مختلف به ویژه امنیتی از آن ایران شناخته شده و تنها حقی که به شیخ نشین شارجه ارائه شده اداره مسائل جنوب این جزیره است.

2) شیخ نشین های امارات شامل شارجه، راس الخیمه، ابوظبی، دوبی و ... در دوم دسامبر 1971 تصمیم به ائتلاف و تاسیس حکومت واحد با نام "امارات متحده عربی" گرفتند در حالی که قبل از تاسیس بادیه نشینانی به نام "امارات متصالحه" ( امارت های در صلح باهم) بودند که تحت الحمایه انگلیس قرار داشتند. بر اساس واقعیت های تاریخی پیش از تشکیل امارات ایران بر سه جزیره مالکیت داشته است و بر مبنای قاعده جانشینی در حقوق بین‌الملل، یک موجودیت سیاسی که پس از انعقاد یک قرارداد به وجود می‌آید نمی‌تواند نسبت به قراردادهایی که پیش از به وجود آمدنش منعقد شده،‌ ادعایی داشته باشد. پس امارات متحده عربی به لحاظ قواعد حقوق بین‌الملل نمی‌تواند نسبت به قراردادهایی که بین شارجه و ایران منعقد شده است، ادعا و اعتراضی داشته باشد.

3) جزیره ابوموسی متعلق به ایران است و دعوایی نسبت به آن قابل طرح نیست. اما اگر بر فرض بپذیریم که دعوایی در اینجا قابل طرح باشد، طرفین این دعوا از یک سو ایران و از سوی دیگر شارجه و راس الخیمه هستند و دولت فعلی امارات صلاحیت مطرح کردن هیچ گونه ادعایی را ندارد. در این شرایط اگر امارات متحده بخواهد با عطف به ماسبق کردن صلاحیت خود، نسبت به جزایر ایرانی طرح دعوا کند، الزاما باید از سوی دو شیخ‌نشین مذکور به رئیس امارات در این مورد تفویض اختیار شده باشد. مقامات امارات البته تلاشهای ناکامی در این زمینه داشته و حتی میان خود به توافق نرسیده اند. چند سال پیش مسئله تفویض اختیار درباره جزیره ابوموسی در شورای شیوخ، عالی‌ترین مرجع قانون اساسی امارات مورد قبول حاکم شارجه قرار نگرفت و وی آن جلسه را ترک کرد.

4) در نقشه رنگی وزارت جنگ انگلیس که در سال 1868 تهیه شده  جزایر ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک به رنگ سرزمین ایران مشخص شده است. نقشه دیگری که در سال 1890 از سوی حاکم وقت انگلیسی در منطقه خلیج فارس و هندوستان تهیه شده رنگ این جزایر به رنگ خاک سرزمینی ایران است. همچنین در نقشه دریاداری بریتانیا که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم تهیه شده جزایر مورد اشاره به ایران تعلق دارد.

5) ادعاهای امارات متحده عربی درباره جزایر سه گانه ایران نخستین بار در اگوست 1992 مطرح شد. سوال اینجاست که مقامات اماراتی اگر به حقی در این زمینه برای خود قائل بوده اند چگونه 21 سال (از 1971 تا 1992) درباره آن سکوت کرده بودند و به ناگاه درباره آن شروع به طرح ادعاهای واهی کردند؟ در واقع می توان طرح این ادعاها از سال 92 تا کنون را نمی توان با تحریم، فشارها و جنگ روانی غرب علیه ایران به ویژه موضوع درباره موضوع برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و ترویج سیاست ایران هراسی بی ارتباط دانست.

6) وزیرخارجه گستاخ امارات در اظهارات اخیر خود سفر استانی رئیس جمهوری ایران را نقض حاکمیت ملی کشورش دانسته است. این مواضع وی در حالی است که از یک سال پیش تاکنون نظامیان سعودی و اماراتی به بحرین کشور لشکرکشی کرده و جنایاتی خونین با سرکوب ملت بحرین رقم زده اند. این در حالی است که بر مبنای توافق کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، اعزام نظامیان تحت لوای طرح نیروهای سپر جزیره تنها در زمان تهدیدات خارجی علیه کشورهای عضو معنا پیدا می کند.

7) اقدام فدراسیون فوتبال امارات در لغو بازی دوستانه با تیم ملی فوتبال ایران با توجه به تاکید فیفا و کنفدارسیون فوتبال آسیا بر عدم دخالت دادن مسائل سیاسی در فوتبال اقدامی غیر حرفه ای محسوب می شود که می تواند برای امارات (در صورت پیگیری ایران) تبعات محرومیتی داشته باشد.

8) از منظر دیگری نیز می توان به موضع گیری اخیر وزیر خارجه امارات توجه کرد که شاید علت اصلی خشم آنها بوده باشد. رئیس جمهوری ایران در سفر اخیر به جزیره ابوموسی تاکید کرد: "جاعلان نام خلیج فارس از هیچ تمدنی برخوردار نیستند." به احتمال فراوان امارات متحده عربی در راس این جاعلان بوده اند که این گونه مجبور به موضع گیری شده اند.


درج نام خلیج فارس در نقشه های موجود در اسناد تاریخی عربستان سعودی


9) امارات، عربستان سعودی و برخی دیگر از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سابقه طولانی در حمایت از گروههایی همچون طالبان داشته اند. در این میان امارات حتی به پناهگاهی برای سرکردگان طالبان تبدیل شده که فرار "عبدالسلام ضعیف" رهبر سابق طالبان به این کشور تنها یکی از موارد آن است. هنگامی که غرب از کمک‌های امارات متحده عربی به طالبان و القاعده انتقاد کرد با این پاسخ وزیر خارجه امارات روبرو شدند که "همه این اقدام‌ها از‌آن ‌روست که دشمن ایران، دوست ما خواهد بود و هر جا که آتشی علیه ایران برپا شود، ما در آن خواهیم دمید."

10) ضرب المثلی قدیمی در بین ایرانیان وجود دارد که می گوید "دریا را به ساغر تهی نتوان کرد" (دریا به دهان سگ نجس کی گردد). جزایر مسکونی ایرانی در خلیج فارس عبارتند از جزیره قشم، کیش، هرمز، هنگام، لارک، لاوان، ابوموسی، هندورابی، تنب بزرگ، تنب کوچک، سیری، فرور بزرگ، فارسی، خارک و خارکو. همچنین جزایر غیرمسکونی ایرانی خلیج‌فارس نیز شامل فرورگان، شیدور، عباسک، شیف، ام الکرم، نخیلو،‌ جبرین، ام سیله، گرم، بونه، دارا، قبر ناخدا، خرو، مولیات، سه‌دندون، مطاف، مرغی و چراغی می‌شود. این جزایر از قرنها پیش تا کنون متعلق به ایران و ایرانیان بوده و وزیرخارجه کشوری که از قدمت تاسیس آن قریب به 40 سال می گذرد حتی صلاحیت ابراز عقیده درباره این مسائل را ندارد و البته ابراز عقیده وی درباره این واقعیت تاریخی مصداق همان ضرب المثل قدیمی فوق الذکر است که خواجه عبدالله انصاری نیز درباره آن به نغز گفته است "نه دریا به دهان سگ پلید شود و نه سگ به هفت دریا پاک."

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه