پنج شنبه, 08ام اسفند

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی ادبیات

ادبیات

اشارات قرآنی در شعر حافظ

اشاره‌ای تلمیحی به آیهٔ 149 سورهٔ بقره دارد که می‌فرماید: «... استَعینُو بالصّبرِ والصّلوةِ» (یاری جوئید به صبر و نماز) و «إنّ الله مَعَ الصّابرینَ» (به درستی که خدا با شکیبایان است).

طنز حافظ - دکتر محمدرضا شفيعى کدکنى

شايد مقالات و کتابهاى بسيارى در بابِ طنزِ حافظ نوشته شده باشد و من‏در اين لحظه به هيچ کدام از آن مقالات يا کتب احتمالى کارى ندارم. من در اين‏يادداشت بر اساس تعريفى که خودم از طنز دارم، اين مسأله را بررسى مى‏کنم و معتقدم که تا اين لحظه تعريفى جامع‏تر و دقيق‏تر از اين تعريف، در باب طنز، در هيچ زبانى نيافته‏ام. بر اساس اين تعريف، طنز عبارت است از: «تصويرِ هنرىِ‏ اجتماعِ نقيضَيْن و ضِدّين».

يادداشتى درباره تأثر خواجه حافظ از داستان شيخ صنعان

بدون کمترين ترديدى يکى از بهترين و دلکش‏ترين داستانهاى ادبيات فارسى و شايد عميق‏ترين و نتيجه بخش‏ترين آنها داستان شيخ صنعان و دختر ترساست. داستان شيخ صنعان را نبايد با داستانهاى مشهور ادبى ديگر نظير ليلى‏و مجنون و خسرو و شيرين و يوسف و زليخا و وامق و عذرا در يک ترازو نهاد زيرا اين‏داستانها جنبه عاشقانه و شاعرانه صرف دارد و در حالى که داستان شيخ صنعان‏با وجود بهره کافى که از لطف شاعرانه و ادبى دارد متضمّن نکات فراوان فلسفى‏و عرفانى است و اصولاً يک داستان «عرفانى» محسوب مى‏شود نه يک «داستان‏افسانه شعرى» و شايد همين جنبه عرفانى و عميق است که از تداول و اشتهارعاميانه آن مانع آمده است در حالى که داستانهاى ديگر به مناسبت سادگى وبى‏پيرايگى و جنبه شاعرانه و ادبى محض، شهرت و تداول کامل يافته‏اند.

غزلیات مولوی - دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

غزلیات شمس تبریزی، که به «دیوان شمس» و «دیوان کبیر» نیز شهرت دارد، مجموعه غزلیات مولاناست. بی‌گمان در ادب پارسی و فرهنگ اسلامی و فراتر از آن در فرهنگ بشری در هیچ مجموعه شعری به اندازه دیوان شمس حرکت و حیات و عشق نمی‌جوشد. اگر شعر را «گره‌خوردگی عاطفه و تخیل که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد» تعریف کنیم، عناصر سازنده آن عبارت خواهند بود از: عاطفه، تخیل، زبان، موسیقی، تشکل. تجلیات عاطفی شعر هر شاعری، سایه‌ای از من اوست، که خود نموداری است از سعه وجودی او و گسترشی که در عرصه فرهنگ و شناخت هستی دارد. عواطف برخی از شاعران، مثلاً شاعران درباری، از من محدود و حقیری سرچشمه می‌گیرد، و عواطف شاعران بزرگ از من متعالی؛ اما آفاق عاطفی مولانا جلال‌الدین به گستردگی ازل تا ابد، و اقالیم اندیشه او به فراخای هستی است و امور جزئی و میاندست در شعرش کمترین انعکاسی ندارد. جهان‌بینی او پوینده و نسبت به هستی و جلوه‌های آن روشن است. از این‌رو «تنوع در عین وحدت» را در سراسر جلوه‌های عاطفی شعر او می‌توان یافت.

نگاهی به تمثیل «پروانه و شمع» در اشعار عطار

مكتوب حاضر، مقاله‌ای درباره معنی تمثیل عرفانی «پروانه و شمع» در سخنان فرید‌الدین عطار است. نویسندگانی چون ابوطالب مكی و ابوحامد غزالی به داستان پروانه و سوختن او در آتش از دیدگاه اخلاقی نگاه می‌كردند. پروانه از نظر ایشان عاشق نیست، بلكه موجودی است كه از روی جهالت و طمع خود را به آتش می‌زند اما حلاج، نخستین بار داستانی خلق كرد كه در آن پروانه‌هایی برای كسب خبر و معرفت از آتش به طرف آن پرواز می‌كنند و یكی هم خود را به آتش می‌زند.

نقطه و جلوه‌های آن

نقطه معیار و مقیاس خط قانونی و صحیح و وسیله تمیز آن از خط وحشی و خودروست. چون سخن ما درباره خوشنویسی است، تعابیر را این‌گونه آورده‌ایم؛ زیرا خوشنویسی و زیبانویسی با تحلیل‌هایی که از آنها داریم، دو مقوله جدای از هم هستند.

در همین زمینه