یکشنبه, 28ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی ادبیات

ادبیات

کوهها با همند و تنهایند - بخش دوم

از این دو یکی «شعر نو» است که با نیما شروع می‌شود، و اگر توللی «بلم در کارون» نرانده بود، و همشهری عطار، کدکنی «به کجا چنین شتابان» اشعار را راهنمایی و رانندگی نکرده بود، و اگر سهراب سپهری «اهل کاشان» نیامده بود و اگر فریدون مشیری از «تفنگش را به زمین نگذاشته بود»، و اگر اخوان مشهدی نمی‌گفت: «هوا بس ناجوانمردانه سرد است...» کسی گمان نمی‌کرد که شعری هم به نام شعر نو دوام بیاورد.12 آری، اگر اینها و دو سه تای دیگر نبودند و نهال شعر نو را آب نمی‌دادند، همان روزها که مرحوم نیما تخم شعر نو را در جنگل‌های مازندران پراکند، در زیر سایه‌های تنومند گیاهان جنگلی، این نهال نوپا نیز هرگز رشد نمی‌کرد و در همان‌جا به خاک فرو می‌رفت.

کار در آینهٔ ادب پارسی

بشر از دیرباز به جایگاه و منزلت «کار» در پیشبرد و رونق زندگانی خویش بصیرت داشته است و واژة کار همواره در ذهن او با بهبود اوضاع و بسیاری از محسّنات دیگر همراه و مترادف بوده است.

کوهها با همند و تنهایند - بخش نخست

اشاره: چندی است که تنی چند از ادب‌دوستان بر آن شده‌اند که به پاس خدمات ادبی و هنری شاعر ارجمند، استاد ادیب برومند، ارج‌نامه‌ای ترتیب دهند و از آن میان، آقای دکتر باستانی پاریزی نیز برای شرکت در این یادواره، همت کردند و در کانادا (تورنتو) مقالتی نوشتند و با این گمان که آن مراسم به عهده تعویق افتاده، مقاله را به اطلاعات سپرده‌اند تا برای بزرگداشت استاد برومند به چاپ برسد.

طنز و طعنه در تاریخ بیهقی

وقتی از تاریخ بیهقی سخن می‌گوییم، به ‌ظاهر چنین گمان می‌رود که ابوالفضل بیهقی با آن اهتمامی که در کار راندن تاریخ داشته و با آن همه وسواس و امانتداری و جدیت در کار، بعید است که در کتاب گرانسنگ خود میدانی هم برای طنز و طعنه و هجو و سخریه باز گذاشته باشد. این از آن روست که با شناختی که از وی داریم، او را جدی‌تر و تلخ‌مزاج‌تر از آن می‌دانیم که طیبت و مزاح را در قلم او جایی باشد. به ‌ویژه که او را تربیت یافتهٔ مکتب فرهنگ‌ورانی چون بونصر مشکان و همزانوی سلاطین و رجال و همعنان فرهیختگان عصر می‌شناسیم.

امیرکبیر؛ مردی که در تاریخ ایران زمین جاودانه شد

پنجشنبه 20 مهر مصادف با آغاز صدارت امیرکبیر صدراعظم با کفایت ناصرالدین شاه قاجار در تقویم هجری قمری است؛ آشپززاده‌ای که به دلیل استعدادش مورد توجه قرار گرفت و توسط قائم مقام، والامقامی آگاه و وطن پرست شد.

غزل فاخر سایه

غزل بی گمان پریزاد شعر پارسی است. گرچه بزرگانی چون رودکی و سنایی در ایجاد یا دستکم پاگیری و استواری آن ‎ْ‏ْ‎، و نوابغی چون سعدی وحافظ در ارائۀ والا ترین ملغمۀ شور وشیداییِ جان و توانایی زبان درآن، ومولوی (در برخی از چم وخم های دیوان شمس) در قلندروارگی و طربناکیِ آن ، و صائب و بیدل در گره گشایی از تاب های نامرئیِ زلفِ آن، سهم مهمی دارند ؛ اما غزل با فُرمِ جمع وجورِدلپسند وابیات محدود خویش، خود به خود نیز دروازۀ فتوح و لقمۀ روح است.

در همین زمینه