یکشنبه, 28ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی ادبیات

ادبیات

واژگان فارسی ابن سینا و تأثیر آنها در ادبیات

لغات و اصطلاحات علمی عربی، تا زمان ابن سینا استقرار نداشت و هرکس به سلیقه خود – رسا یا نارسا- کلماتی را استعمال می کرد؛ ولی از زمان شیخ اصطلاحات استقرار یافت و هرچه را او در کتب خود به کار برد برای اخلاف به منزله لغت و اصطلاح رسمی شد و حکم لغات موضوعه را یافت. برخی از این اصطلاحات از پیشینیان است که شیخ با انتخاب و استعمال آنها، موجب رواج آن کلمات گردید و برخی دیگر ساخته خود اوست. خواجه رئیس همان گونه که در مصنفات عربی خود به توسعه لغات و اصطلاحات زبان عربی خدمت کرده، در آثار پارسی خویش نیز موجب وسعت دامنه لغات فارسی و مورد استعمال آنها شده است. اینک دانشنامه او برای ما گنجینه ای است از اصطلاحات حکمی.

پرندگان اساطیری دیوان حافظ

ادبیات فارسی آئینۀ فرهنگ ایرانی است، چرا که مسائل فرهنگی با سروده شدن در زمان خویش، مانایی بیشتری می‌یابند و با گذر زمان به عنوان مواد خام پژوهش های تاریخی ارزش خود را روشنتر می‌سازند. اما بهره گیری از اسطوره‌ها و مصداق‌های اسطوره‌ای در شعر برخی شاعران به نوعی  یادآوری داشته‌های فرهنگی یک ملت است. اسطوره‌هایی که مرز میان افسانه و تاریخ است، دراین مرز گاه افسانه‌ها پر رنگترند و گاه رگه‌هایی از تاریخ خودنمایی می کنند.

بیت‌الغزل حافظ

بیت‌الغزل از اصطلاحات ادبی شعر فارسی و عربی است و بیتی را که بنای سرودن غزل بر آن نهاده شده و همچنین بهترین بیت غزل را بیت‌الغزل یا شاه‌بیت می‌نامند. حافظ هم در این معنا می‌گوید که: «شعر حافظ همه بیت‌الغزل معرفت است». قدما از بیت‌الغزل مراد دیگری هم داشته‌اند و آن بیت یا حتی مصراعی است که آگاهانه یا ناآگاهانه به ذهن شاعر می‌زند و اگر شاعر از آن راضی باشد، بر محور آن غزلی می‌سراید.

نگاهی به تمثیل «پروانه و شمع» در اشعار عطار

مکتوب حاضر، مقاله‌ای درباره معنی تمثیل عرفانی «پروانه و شمع» در سخنان فرید‌الدین عطار است. نویسندگانی چون ابوطالب مکی و ابوحامد غزالی به داستان پروانه و سوختن او در آتش از دیدگاه اخلاقی نگاه می‌کردند. پروانه از نظر ایشان عاشق نیست، بلکه موجودی است که از روی جهالت و طمع خود را به آتش می‌زند اما حلاج، نخستین بار داستانی خلق کرد که در آن پروانه‌هایی برای کسب خبر و معرفت از آتش به طرف آن پرواز می‌کنند و یکی هم خود را به آتش می‌زند.

نگاهی به شعر ملک‌الشعرا بهار - پروفسور فضل‌الله رضا - بخش سوم

قصیدۀ «آنچه کورش کرد و دارا آنچه زردشت میهن» 81 بیت است و قصیدۀ «دردا که دور کرد مرا چرخ بی‌امان»1 46 بیت است. درباره دو قصیده بلند بهار به مطلع‌های «ای خامه دوتا شو و به خط مگذر» و «سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست»، به مقاله «هماوایی بهار و مسعود سعد» رجوع فرمایند. بهار آنگاه که خودش شاعرانه به طبیعت نگاه می‌کند، قصیده بلندی دارد. بهار به کیهان اعظم می‌نگرد و زمین را در برابر آن ذره‌ای ناچیز می‌بیند. کبر و غرور انسانهای خام و قشری را ناچیزتر و بی‌محتواتر می‌انگارد. می‌گوید نگاه کن ببین کیستی و کجا هستی! این نگاه به طبیعت والا و شعر بلند خراسانی سخن را به شعر ناب نزدیک می‌کند.

نگاهی به شعر ملک‌الشعرا بهار - پروفسور فضل‌الله رضا ـ بخش دوم

بهار از عنفوان جوانی به کار روزنامه‌نگاری و سیاست پرداخت. از این روی در بسیاری از شعرهای او نام ایران و وطن زیاد دیده می‌شود. به گمان من اگر روزی آمار واژه‌های مشهور او را در دیوان او تهیه کنند، دو واژة «ایران» و «وطن» از واژه‌های ممتاز مکرر باشند. چند قصیدة بهار به عنوان شعر وطنی مشهور شده‌اند، مانند «وطن من» و «یا مرگ، یا تجدد». «وطن من» شعر معروفی است در 11 بیت که به سال 1286 سروده شده و در روزنامة نوبهار انتشار یافته است.

در همین زمینه