پنج شنبه, 23ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی تیره‌های ایرانی

تیره‌های ایرانی

نگاهی دیگر به سریال سرزمین کهن

یادم می‌آید هنگامی که مجموعه‌های تلویزیونی دلیران تنگستان، سربداران و یا حتی میرزاکوچک‌خان را که می‌دیدیم سراپا لبریز از حس غرور ایرانی بودن می‌شدیم و با همه‌ی این قهرمانان، که هر کدام در گوشه‌ای از این «سرزمین کهن» به دفاع از میهن پرداخته بودند، احساس نزدیکی و یگانگی داشتیم. شاید بخش‌هایی از آن مجموعه‌ها هم دقیقاً منطبق بر تاریخ نبود اما طبیعی بود، چرا که سریال با فیلم مستند یا داستانی متفاوت است و دوم آن که آن مجموعه‌ها را رسانه‌ای ملی با بودجه‌ای ملی برای همه‌ی ایرانیان ساخته بود. از این رو، عجیب نبود که از سریالی که عنوان زیبای «سرزمین کهن» را بر خود داشت و توسط کارگردانی خبره با پیشینه‌ای قابل توجه ساخته شده بود نیز چنین انتظاری داشته باشیم. اما شوربختانه این مجموعه‌ی تلویزیونی نه تنها چنین انتظاری را برآورده نکرد، بلکه، در کمال شگفتی، تأثیری خلافِ آن هم داشت.

نقدی بر بخش اقوام منشور حقوق شهروندی

گروهی از فعالان فرهنگی و اجتماعی نظرشان دربارهٔ بخش اقوام منشور حقوق شهروندی را در قالب نامه‌‌ای به دست معاونت محترم حقوقی ریاست‌جمهوری رساندند.

نقدی بر گزارش روزنامه شرق در خصوص اقوام

وارونِ آنچه محمود مهرمحمدی، سرپرست محترم دانشگاه فرهنگیان و یکی از مؤلفان سند تحول بنیادین، گفته‌اند آنچه در قانون اساسی به آموزش و پرورش تکلیف شده است، نه اصل پانزدهم بلکه اصل سی‌ام قانون اساسی است؛ آنجا که دولت موظف است «وسایل آموزش و پرورش رايگان را براي همه‌ی ملت تا پايان دوره‌ی متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد».

درآمدی بر واژه‌شناسی آبادیهای دیرین آذربایجان

پیوندهای فرهنگی آذربایجان و اران با ایران چنان ژرف، دامنه‌دار و ناگسستنی است که حتا شمردن آنها، زمانی فراخ می‌خواهد ولی یکی از ساده‌ترین و شیرین‌ترین این پیوندها، نام‌های دیرین کوه‌ها، رودها، شهرها و آبادی‌هاست. برخورد با نام‌هایی مانند فاراب [روستایی میان خلخال و میانه ]، داراب [ روستایی نزدیک سراب]، دستجرد [ روستایی نزدیک آذرشهر و نیز روستایی در بخش خروانق شهــرسـتان ورزقان]، بسطام [ روستایی نزدیـک قـره ضیاء الدین]، گـیلانـده [روسـتایی نزدیک هشتجین اردبیل]، رشت آباد [روستایی نزدیک اهر]، لاهرود [روستایی نزدیک مشکین شهر]، دربند [روستایی در هشترود] و بودن همین نام‌ها در جاهای دیگر ایران زمین، همچنین نام‌های زیبا و ریشه‌داری مانند شروان، نخچوان، باکو، لنکران، نارداران، اردوباد، شوشه، گنجه، اهورا، نریمان و دهها دیگر چون این‌ها در سرزمین اران، انبازش [ اشتراک ] دیرین فرهنگی و زبانی اران و آذربایجان با ایران زمین را به گونه‌ای ساده و سرراست نشان می‌دهد.

روایت هویت در آذربایجان

مقبرة‌الشعرای تبریز خوابگاه ابدی بیش از 400 شاعر پارسی‌زبان است که نمایشگر بی‌نظیری از مرکزیت این شهر در ترویج ادب فارسی است. یکی از مهم‌ترین تواریخ محلی کشورمان «سفینه تبریز» است که در قرون میانه به فارسی، عربی و آذری پهلوی در بیش از ‌هزار صفحه تاریخ، جغرافیا و علوم منطقه را روایت می‌کند و هیچ نشانی از تعلق غیرایرانی در آن دیده نمی‌شود.

زبان مادری و میهن مادری

در واقع این نوشتار به دنبال تشریح موانع و لوازم ناممکن آموزش به زبان مادری در ایران نبود وگرنه برشمردن همین موانع به خودی خود منادیان این شعار عوام‌فریب را با کثیری از معماهای حل‌نشدنی مواجه خواهد کرد. آنچه در اصل 15 قانون اساسی آمده است آشنایی با زبان و ادبیات مادری به عنوان یک میراث فرهنگی امری جدا و پسندیده است اما میان «آموزش زبان مادری» و «آموزش به زبان مادری» بسیار بیشتر از یک «به»ی ساده فاصله است.

در همین زمینه