چهارشنبه, 27ام دی

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه

شاهنامه

آشنایی با شاهنامه - هنگامه یازده رخ

گودرز، فرزندِ خود گیو را نزد سپه سالارِ توران (پیران) ‌فرستاد و او را دعوت به سازش و حتی دعوت به ایران کرد.

شور و حماسه

«بیژن و منیژه» یکی از داستانهای عاشقانه شاهنامه است و می‌توان گفت از همه پُر معناتر. روش فردوسی آن است که در سر لوحۀ بعضی از داستانهایش، درآمدی بیاوَرد تا خواننده را برای ورود به بدنۀ اصلی ماجرا آماده کند.

عطر و بو در شاهنامه فردوسی ـ بخش دوم و پایانی

استعمال بوهای خوشی مانند مشک، عبیر، عنبر، گلاب و کافور به شکل‌های مختلفی از جمله خوراکی، مالیدن و ضماد کردن و سوزاندن و بخور دادن، سمبل رفاه و اشرافیت و تجمل‌خواهی شاهان و شاهزادگان و بزرگان و طبقه ممتاز و مرفه ایران بود و در مرگ و زندگی و جشن و سرور آنان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

عطر و بو در شاهنامه فردوسی ـ بخش اول

مواد خوشبو یکی از نفایس گنج‌ها و گنجینه‌های شاهان بود و جایگاه آن در نثارها و هدایا و خلعت‌های شاهانه در خور توجه است. در شاهنامه کشف بوهای خوش مانند بسیاری اکتشافات دیگر از جمله پزشکی و درمان دردها، ساختن گرمابه و کاخ‌های بلند، آلات و ادوات جنگ و بافتن و رشتن و تافتن و... به جمشید پادشاه اسطوره‌ای نسبت داده شده است.

حکیم طوس درمانگر جسم و جان

شاهنامه نیز به‌عنوان میراث گران سنگ ادبی، تاریخی، علمی و فلسفی ایرانیان از دانش‌هایی سخن گفته که بی‌شک پژوهش‌های علمی و تخصصی‌ای را می‌طلبد تا نگره‌های گوناگونی که در این کتاب سترگ نهفته است، به‌روز برای جهانیان عرضه نماید.

پوشش و ابزار جنگی در شاهنامه

در این نوشتار قصد برآن است با اشاره به چند پوشش و ابزارجنگی همچون خود، خفتان، برگستوان، زره، جوشن، درفش، گرز و خشت با توضیحات دقیق‌تر، اشاره به ریشه پهلوی و کاربردهای آنان، مفهومی روشن‌تر از کلمات را بازگو شود.

آیین یکتاپرستی در شاهنامه فردوسی

آنچه مؤلف مصراً به‌دنبال آن است، این است که اولاً شاهنامه را باید از تلقی تک‌ساحتی‌بودن خارج کنیم؛ ثانیاً ابعاد ذی‌قیمت آن را برای ملتی که شایستگی داشتن شاهنامه را دارند، تبیین کنیم و در رأس این مهم، تبیین ابعاد «خداوندگاری» این «عظیم‌نامه» است.

آشنایی با شاهنامه - وداع سیاوش با میهن

حملهٔ افراسیاب به ایران ، فرصتی بود برای سیاوش تا از دربار پدر و سودابه دور بماند ، به همین دلیل نزد پدر رفت و از او اجازه خواست که به جنگ افراسیاب برود.

در همین زمینه