یکشنبه, 18ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه

شاهنامه

فراخوان - بیاییم نماد جنگ را از ورزش‌های المپیک بزداییم

حلقه‌های پنج‌گانۀ المپیک، نشانۀ صلح و دوستی میان مردمان جهان است؛ ورزش‌های آن نیز گویای چنین مفهومی می‌باشد، بجز یک مورد: دوی ماراتون که نماد جنگ و خشونت است.

داستان‌های شاهنامه در یک نگاه

داستانهای شاهنامه هر یک هسته مرکزی‌ای دارند؛ ‌یعنی برگرد حکمت وآموزه‌ای می‌گردند؛ بنابراین ما در برابر هر یک از این داستانهای کهن از خود می‌پرسیم: چه می‌خواهد بگوید؟ هر یک از آنها حکایتی از یکی از تبرزهای ذات انسان دارند و می‌نمایند که آدمیزاد به رغم محدودیت جسم و جان خود، پهناور بی‌انتهایی دارد.

اخلاق اسلامی در شاهنامه فردوسی

استاد حکیم ابوالقاسم فردوسی (329- 411 یا 416 هـ)، بزرگترین شاعر حماسه سرای ایران، بلکه جهان که در نظم داستان‌ها و اساطیر باستانی و قصص و روایات قهرمانی و تاریخی ایران با نبوغ و استعداد خداداد سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت به ماه معین رسانید (چهار مقاله، ص 47)- در فن خویش بزرگ آیتی است که نام او همواره با احترام زینت بخش تاریخ ادب و فرهنگ کشور ایران خواهد بود. منظومه حماسی بی‌نظیر او- که شامل داستان‌ها و اساطیر ملی و وقایع تاریخی از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض سلسله ساسانی است (دکتر صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج 1، ص 489) – علاوه بر محسنات و فواید بی‌شمار ادبی و تاریخی و همچنین اهمیت فراوان، از لحاظ اشتمال بر بخش اعظم آداب و رسوم و سنن و عقاید دیرینه یعنی فرهنگ کهن و جاودان مردم این سامان در قرون و اعصار گذشته، متضمن بسیاری از مطالب آموزنده و عبرت‌آموز اخلاقی و اجتماعی و مذهبی و دیگر مباحث انسانی است که بر ارزش معنوی آن افزوده و آن را، بیش از حد معمول، مقبول طبع مردم صاحب نظر نموده، تا آنجا که می‌توان قسمت‌هایی از آن را آیینه‌ی عبرت و گنجینه پند و حکمت دانست و خواندن آن را برای تهذیب اخلاق و تشحیذ اذهان و تنبیه و بیداری همه طبقات مردم، خاصه جوانان که از گردش روزگار و انقلاب احوال بی‌خبرند، لازم شمرد.

«راه شاهنامه»، نماد فرهنگ را جایگزین «ماراتون»، نماد جنگ می‌کنیم

«راه شاهنامه»، یعنی شاهنامه، دارای چنان ارزشی است که دونده حاضر است فاصله 44 کیلومتری میان دو شهر (از ورزشگاه شریعتی کرج تا بنیاد نیشابور تهران) را بدود، تا به کلاس درس شاهنامه برسد. 44 کیلومتر، به عمد انتخاب شده که بیشتر از دوی ماراتون 195/42 متر باشد. یعنی سرباز فرهنگی شاهنامه، می‌تواند بیشتر از سرباز جنگی بدود. این، پیام دانش و فرهنگ دارد و آن، پیام جنگ و خون‌ریزی.

گزارش همایش «حکمت فردوسی»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایش «حکمت فردوسی» از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران و با همکاری بنیاد فردوسی روز گذشته، شنبه، سوم تیر 1392، ساعت 16 در سالن اجتماعات خانه اندیشمندان علوم انسانی با حضور جمعی از استادان فلسفه، شاهنامه‌پژوهان و علاقه‌مندان این حوزه برگزار و طی آن نگره‌ها و اندیشه‌های حکمی و فلسفی حکیم ابوالقاسم فردوسی، بررسی شد. آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد، نصرالله پورجوادی، غلام‌رضا اعوانی، حسن بلخاری، سعید حمیدیان، نجفقلی حبیبی و غلام‌حسین ابراهیمی‌دینانی به ترتیب در این همایش درباره دیدگاه‌هایت مختلف فلسفی و حکمی فردوسی در شاهنامه صحبت کردند.

پیام شاهنامه - دکتر محمدامین ریاحی

شاهنامه به نام «خداوند جان و خرد» آغاز می‌شود. اینکه از صفات بیکران خداوندی، بر جان آفرینی و خردبخشی او تکیه می‌کند، می‌خواهد بگوید که مهمتر از هر چیزی جان است و زندگی، و زندگی باید با خردمندی توام باشد. از اینجاست که در سراسر شاهنامه عشق به زندگی، و آسایش و نیکبختی افراد انسانی، و پرهیز از آزار دیگران و نفرت از جنگ و کشتار و خونریزی و ویرانگری موضوع سخن است. زندگی انسانها و اندیشه و رفتار آنها هم باید بر پایه خرد باشد، و سرپیچی از حکم خرد، مایه تیره روزی است.‌ شاهنامه یادگار قرن چهارم، قرن اعتلای فکری و فرهنگی ایران، عصر خردگرایی و آزاد اندیشی، عصر پرورش رازی و ابن سینا و بیرونی است. روزگاری که در آن اندیشیدن و خرد ورزیدن بردلهای فرهیختگان عصر حکومت می‌کرد. فرهنگ شاهنامه انعکاس فرهنگ ساسانی در آیینه عصر سامانی است. جهان‌بینی روزگاری است که فرهنگ تابناک آن با سیاست محمود غزنوی به ضعف گرایید و با استیلای سلجوقیان به کلی از میان رفت.‌

هنر داستان‌پردازی فردوسی

داستان‌پردازی هنری است بسیار ظریف و دقیق، در این فن ادبی طرازنده و گوینده باید آغاز و پایان داستان را از نخست درنظر گیرد، و زیر و بم آن را بسنجد، و طرح آن را چنان بریزد که نکته‌ای نامناسب و ناهموار در آن راه نیابد و شنونده باذوق جز با تأمل و دقت زیبایی‌ها و لطایف آن را درنیابد. طرازنده و نویسنده داستان هرچند ماهرتر و داناتر و حساس‌تر و باذوق‌تر باشد داستانش به همان نسبت جذاب‌تر و گیراتر می‌شود و گاهی چندان مؤثر است که شنونده را به گریه درمی‌افکند یا نشاطی و جنبشی فوق تصور می‌بخشد.

اشاره‌های فردوسی به نظام و نهادهای آموزش و پرورش

فردوسی تاریخ‌نویس به معنای رسمی و معمول نبرده است و نهادهای اجتماعی و فرهنگی ایران را مورد نقد و بررسی قرار نداده است. او در مسیر روشن‌گری گذشته‌ی ایران‌زمین و نشان دادن شکوه‌مندی فرهنگی و تمدنی ایران به مسایلی خاص اشاره دارد که گاه از آن‌ها می‌توان برخورداری تاریخی فراهم آورد. نهاد آموزش و پرورش، اصول و اهداف آن و شیوه‌های کاربری و سازمانی بخش‌های گوناگون آن، یکی از امرهای اجتماعی ـ تاریخی است که پژوهش‌گران شاهنامه از آن برخورداری یافته‌اند. فردوسی از اوان کودکی تا دبستان، هیربدستان و حتا دوران آموزش‌های عالی زادگانِ ایران‌زمین را مورد عنایت قرار داده و تحلیل و تبیین آموزشی خود را به ظهور رسانده است. بی‌تردید آن شاعر بلندمرتبت، كه عصر اسلامی را دریافته و به تشیعِ ایرانی وابسته بوده، از آموزش‌های جدید زمان خود نیز بهره‌برداری کرده است و با چنین برخورداری‌ها و احساس تعهد در دفاع از هویت ایرانی کوششِ آموزش و پرورش وی در تعالی نفسانی و رشد دادن به اندیشه‌ی انسانی است. انسانِ شاهنامه به ارزش‌های برین وابستگی دارد و به همین دلیل استعداد در مسیر خلاقیت و ابتکار و تکامل عقلانی است.

در همین زمینه