پنج شنبه, 26ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها خبر محمدتقی زهتابی واسطه انتقال گفتمان ضدایرانی صدام و حزب بعث

خبر

محمدتقی زهتابی واسطه انتقال گفتمان ضدایرانی صدام و حزب بعث

برگرفته از آذری ها

 

محمدتقی زهتابی شاید از نخستین نویسندگانی باشد که سعی کرد تاریخ را در راستای آمال و امیال سیاسی تحریف نماید. روش تاریخ نگاری زهتابی، بر مبانی غیرعلمی استوار بود. به این ترتیب که اینگونه تاریخ نویسی فاقد هرگونه روش شناسی مدون دانشگاهی و آکادمیک، مبتنی بر تئوری های توطئه و رها و لاقید از ارجاعات و التزام به اثبات ادعاها بود.
این شیوه از تاریخ نگاری سعی داشت، تاریخ را در جهت اهداف از پیش تعیین شده مانند تاریخ سازی یا تاریخ تراشی برای عده ای که ادعا می شد تُرک هستند و ایجاد بدیلی تاریخی- هویتی برای جامعه هدف در برابر تاریخ و هویت ایرانی و... تحریف نماید.
در این مسیر همه چهره و شخصیت های آذربایجان ولو چهره های وطنخواه مانند شیخ محمد خیابانی،ستارخان و حتی بابک خرمدین و زرتشت به نفع تجزیه طلبی مصادر می شد.
در این کوتاه در پی نقد گاف ها و تحریف های زهتابی نیستیم.بلکه هدف نشان دادن وابستگی و منشاء و انگیزه این نوشته ها است.
زهتابی بیش از اینکه تاریخ نگاری دانشگاهی و آکادمیک باشد(که هیچگاه نبود) یک فعال سیاسی بود که فعالیت خود را از فرقه دموکرات آغاز کرد و سپس در شوروی ادامه داد. وی در ادامه کارش از طرف شوروی ها برای همکاری با صدام حسین فرستاده شد.
همگان می دانند که در شوروی آن دوره خروج از این کشور و رفتن به عراق بدون کسب اجازه و هماهنگی های لازم میسر بود. انتقال زهتابی به عراق با طرح قبلی حزب بعث برای راه اندازی رادیو خلق بغداد نهایی شد. هدف رادیو خلق راه اندازی پروپاگاندای سیاسی علیه دولت ایران بود.
در واقع محمود پناهیان(رئیس گروه سربازگیری برای فرقه‌ی دموکرات)، پس از فرار به شوروی، در سالها دهه‌ی 1350 شمسی در یک ماموریت از باکو به بغداد اعزام شد و در آنجا ضمن همکاری با رژیم بعث عراق به تأسیس یک گروه سیاسی به نام «جبهه‌ی ملی خلق‌های ایران» دست زد و شبعه‌هایی از آن به تبلیغ قوم‌‌گرایی در آذربایجان، کردستان، بلوچستان و خوزستان ایران پرداخت. مدتی بعد، محمدتقی زهتابی به پناهیان پیوست و در بغداد در رادیوی گروه او به تبلیغ اندیشه‌ای پان‌ترکی پرداخت و در دانشگاه بغداد نیز تدریس کرد.
رضا همراز از نویسندگان قوم گرای داخل کشور  در بیوگرافی زهتابی به آثار مهمی که وی در عراق تالیف و منتشر کرده است اشاره می کند. از جمله: ماهنامه (اتحاد یولو). بغداد
پروانه‌نین سرگذشتی. بغداد
باغبان ائل اوغلو. بغداد
بختی یاتمیش. بغداد
هستی نسیم. بغداد
جنایات ۲۵۰۰ ساله شاهان. بغداد
آیا زبان فارسی به زبان ملل دیگر ایران برتریت دارد؟ بغداد
قواعد الفارسیه. بغداد
این آثار همگی در عراق دوران صدام حسین و حاکمیت حزب بعث و با بودجه و هزینه حکومت ضدایرانی و ضدبشری صدام تالیف شده است و اهداف پنهان این حزب در تبلیغ ضدایرانی گری را پیگیری می کرد.
به این ترتیب قوم گراهای آذربایجانی نما نیز نه تنها همکاری زهتابی با صدام حسین را منکر نیستند بلکه به این موضوع نیز افتخار می کنند. علاقه پان ترکیست ها به صدام حسین علاقه ای تاریخی است که ریشه سیاسی و ایدولوژیک دارد. صدام حسین دارای دو سویه نژادپرستانه قوی بود که در میان قوم گرایان مدعی آذربایجان نیز وجود دارد. ایران ستیزی و کردستیزی. این عده به دلیل کشتار کردهای عراق توسط صدام حسین در عملیات انفال و سپس بمباران شیمیایی مناطق کردنشین عراق و ایران (سردشت، اشنویه و...) خود را وام دار صدام حسین می دانند.
از سوی دیگر قوم گرایان به دلیل رویکردهای ضدایرانی وی نگاه اسطوره ای به صدام حسین دارند. حتی قتل بابک خرمدین توسط خلفای عباسی در بغداد نیز نمی تواند مانع این علاقه باشد.
به واسطه زهتابی گفتمان قوم گرایی به ویژه در آذربایجان تحت تاثیر مستقیم و غیرمستقیم حزب بعث عراق قرار داشته و دارد. زهتابی در انتقال مفاهیم ضدایرانی تولید شده در دستگاه تبلیغاتی حزب بعث نقش مهمی داشت. بخش بزرگی از کلیدواژه های گفتمانی که در نشریات، مقالات و کتاب های قوم گرایی آذری (که خود را هویت طلب) نیز می نامند تحت تاثیر این ادبیات است.
اصطلاحاتی مانند شونیسم فارس، فارس های نژادپرست و... به وفور در آثار و جراید تبلیغی حزب بعث به ویژه در دوران جنگ هشت ساله مورد استفاده قرار می گرفت.
زهتابی پس از انقلاب به ایران بازگشت و با تشکیل محافلی به ترویج ادبیات حزب بعث پرداخت. این ادبیات سال ها از سوی نشریاتی مانند شمس تبریز، نوید آذربایجان،آغری و... ترویج شد.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید