چهارشنبه, 03ام خرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی میراث معنوی جلال الدین پارسی است نه رومی!

جلال الدین پارسی است نه رومی!

یک محقق و پژوهشگر حوزه ادبیات و فلسفه با اشاره به کم توجهی به آثار ارزشمند و تثبیت شده ایرانی، مولانا را بخشی از هویت ایرانی معرفی کرد و گفت: برخی به سهو مولانا را جلال الدین رومی معرفی می کنند در حالیکه وی جلال الدین پارسی است.

 

دکتر محمد بقایی(ماکان) درباره دلیل توجه زیاد به مولوی در جهان معاصر گفت: دنیای معاصر پس از انقلاب صنعتی بتدریج از معنویت دور شد چندانکه برخی متفکران غرب به این موضوع توجه بسیار نشان دادند و ذهن انسان را به زیبایی‏های باطنی و همچنین مفاهیم معنوی معطوف داشتند .

مؤلف کتاب "معنای زندگی از نگاه مولانا و اقبال " در ادامه افزود: در زمانهای بعد گروههایی را با نامهای مختلف در جریان فکری غرب می‎یابیم که از پدید آمدن شرایط بسیار منضبط صنعتی سر به عصیان برداشتند که بطور مشخص می‏توان از طیف گسترده‎ای به نام هیپی‏ها نام برد. امروزه هم می‏بینیم که شاخه‏هایی از این نوع حرکتها در قالبها و نامهای دیگر در کشورهای صنعتی شکل گرفته است.

وی یادآور شد: همه اینها مبین گرایش انسان به شرایطی است که نمی‏خواهد در آن نشانی از سلطه انقلاب صنعتی و دنیای ماشینیسم باشد در چنین شرایطی پیداست که عشق، نقش برجسته‏ای در هدایت دنیای عقل‏گرا پیدا می‏کند. از آنجا که مولانا قافله سالار کاروان عشق است جهان بسیارعقلی کنونی اندیشه‎های او را عاملی برای تلطیف زندگی خشونت بار خویش یافته است.

این محقق و پژوهشگر حوزه ادبیات و فلسفه در ادامه یادآور شد: به همین سبب سالیانی است که اندیشه‏های او در میان غربیان رواج بسیاری یافته چندان‌که حتی ترجمه‏های معمولی اشعار وی جزو پرفروشترین کتابها درآمده و معروفترین خوانندگان مفتخرند که اشعار او را می‎خوانند.

بقایی در مورد اینکه چه وجوهی از اندیشه مولوی بیشتر در دنیای امروز که با بحران هویت دست به گریبان است، می آید نیز گفت: حقیقت آنست که حضرت مولانا بخشی از هویت ایرانی است چنانکه مثنوی او را حماسه عرفانی لقب داده اند، این حماسه عرفانی که برخی اقوام غیر ایرانی سعی می‏کنند به خود نسبت دهند نشانه عظمت آن است و مبین والایی و توانمندی زبان فارسی است .

وی افزود: بنابراین توجه به مثنوی علاوه بر اینکه انسان امروزی را در دنیای صنعتی بسیار پیشرفته ماشین زده به معنویت ، تسامح، انساندوستی و عشق به عالم و آدم دعوت می‎کند هویت ایرانی را نیز که زبان فارسی از ارکان اصلی آن است به همراه بسیاری از اندیشه‎های برآمده از ایران ( از جمله خلقت انسان) رهنمون می‎شود.

مؤلف کتاب "مولوی و سنایی " در مورد اینکه تا چه اندازه ضرورت شرح و بازنویسی مثنوی برای استفاده غیرمتخصصان اظهار داشت: این کوشش توسط بسیاری از محققان صورت پذیرفته و مجلدات آن بیت به بیت شرح داده شده است همچنین داستانهای مثنوی بطور جداگانه به صورت منثور نگاشته شده ولی باید توجه داشت فهم مثنوی که اثری دشوار است و آنچه خواندن آنرا اندکی دشوار می‎سازد عدم توجه به آن است.

وی تأکید کرد: متأسفانه بسیاری از اهل قلم چندانکه به ادبیات غیر ایرانی می‎پردازند به آثار ارزشمند و تثبیت شده ایرانی که جنبه جهانی یافته و جهانیان نیز بدان بیشتر توجه دارند عنایت لازم را مبذول نمی‎دارند.

این نویسنده و مترجم در ادامه تصریح کرد: حتی رسانه‎های ما نیز فاقد این حساسیت هستند بطوریکه او را به سهو رومی خطاب می‎کنند حال آنکه او ایرانی و [جلال الدین پارسی] است نه جلاالدین رومی.

بقایی تأکید کرد: به نظر می‎رسد آنچه در مورد ارزش مولوی و امثال او باید گفت این است که متولیانش قدر این ستارگان درخشان را بدرستی نمی‎شناسند و اگر توجه‏ای به آنها نشان می‏دهند به صورت نه چندان برجسته آن‏هم درمناسبتها است و گرنه هر ایرانی نیاز دارد هر روزش با مشاهیر فرهنگ ساز او مانند مولوی بگذرد زیرا حاصل چنین تلاشی پرورش هویت ملی است که به توفیق و سربلندی جامعه می‎انجامد.

***
مثنوی باید به زبان ساده برای نسل جوان بازنویسی شود
یک محقق حوزه ادبیات و فلسفه معتقد است: ضرورت شرح و بازنویسی مثنوی برای استفاده غیرمتخصصان خیلی زیاد است. این اثر سترگ باید به زبان ساده برای نسل جوان بازنویسی شود.

دکتر مهدی محبتی در مورد علت توجه زیاد به مولوی در جهان معاصر گفت: علت توجه به مولوی ناشی از تفکرات انسان‌گرایانه و روش صعودی مولانا و توجه‏اش به عشق و محبت است. یعنی روشش، روشی است که انسانها را دوست دارد و به مسائل انسانی احترام می‎گذارد. هفتاد و دو ملت برایش در درونش علی‌السویه هستند و خیلی به این چیزها احترام می‏گذارد.

این پژوهشگر و کارشناس ادبی  در مورد اینکه چه وجوهی از اندیشه مولوی امروزه به کار ما که با بحران هویت گریبانگیر هستیم می‎آید اظهارداشت: همان میل به بازگشت به اسطوره‏های جاودانی، بازگشت به ادبیات فارسی به عنوان محورهای ایرانی، زنده کردن قرآن به عنوان محور سنت و بازگشت به سنت پیامبر و در کل آن چیزی که می‏تواند مسلمانان را هم هویت بدهد و ایرانی‏ها را به زبان فارسی نزدیکتر کند.

این محقق حوزه ادبیات و فلسفه در مورد ضرورت شرح و بازخوانی مثنوی برای استفاده غیرمتخصصان در دیار ما هم گفت: ضرورت شرح و بازنویسی مثنوی برای استفاده غیرمتخصصان خیلی زیاد  است. اینکه به زبان ساده‏تر برای آنها شرح بشود و با زبان بسیارساده‎ای به صورت خلاقانه برای نسل جوان بازنویسی بشود که مجموعه اینها را من در کتاب "کارنامه مولوی پژوهی" همه را آورده‎ام و درآنجا گفتم که 1200 مقاله و 700 پایان نامه و 1000 کتاب، ایرانی‎ها قبلاً راجع مولوی نوشته‎اند ولی لازم است این کارها به زبان امروزی انجام شود.

 

 

* ممتاز: تمام تذكره‌نویسان بلخی بودن مولوی را تأیید كرده‌اند


ابراهیم ممتاز گفت: خواستگاه مولانا بی‌هیچ تردیدی سرزمین مقدس ایران است.
ابراهیم ممتاز محقق، پژوهشگر ادبی و استاد دانشگاه ضمن بیان این مطلب به ستاد خبری كنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت:‌در تمام تذكره‌ها و كتب تاریخی به بلخی بودن وی اشاره صریح شده و در این امر هیچ محقق ایرانی و خارجی تردیدی ندارد.

ممتاز افزود: بلخ چنانكه همه می‌دانیم به مانند شهرهای بخارا، سمرقند، غزنین، هرات و دیگر شهرهای خراسان وسیع و پهناور، در قرن‌های پنجم، ششم و هفتم، شهری از شهرهای خراسان بزرگ محسوب می شده و البته خراسان آن زمان نه به اندازه خراسان فعلی كه چند برابر بزرگتر و وسیع‌تر بوده است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه تصریح كرد: خراسان فعلی و بخش وسیعی از كشورهای تازه استقلال یافته تركمنستان، ازبكستان، تاجیكستان و تمام خاك افغانستان، بخشی از خاك پاكستان و سیستان كه آن زمان نیم روز خوانده می شد همه و همه خراسان بزرگ را تشكیل می‌دادند.

این استاد دانشگاه كه كتاب گزیده های زیبای ادب فارس را نیز زیر چاپ دارد تأكید كرد: وقتی دولت سامانیان در قرن پنجم قدرت خود را از دست داد و دو دولت ترك یعنی غزنویان و سلجوقان، بر بیشتر قلمرو ایران حاكم شدند برای كسب مشروعیت، خود رابه مركز خلافت بنی‌عباس نزدیك كردند تا بتوانند بر سرزمین ایران حكومت داشته باشند.

ممتاز گفت: این نزدیك شدن به مركز خلافت خراسان و نواحی عراق را به یكدیگر نزدكتر كرد. البته عراق، مركز، غرب ایران و نواحی آذربایجان تا قفقاز را شامل می شد.


 

خبرگزاری مهر

دیدگاه‌ها   

+2 #1 Guest 1390-08-14 06:33
در مهريشت آمده كه براي تمام سرزمينهاي ايراني تبار آرزوي بهرورزي كرده است بلخ هم هنوز فرهنگ ايراني در آن پايدار است آرزوي بهرورزي براي ساكنانش داريم پاينده فرهنگ ايران در فلات ايران
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید