یکشنبه, 03ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها نگاه روز مسئوليت خبرنگاران

نگاه روز

مسئوليت خبرنگاران

دکتر محمدرضا توکلی صابری

چندی پيش خبرگزاری ايسنا خبری در مورد يک کودک منتشر کرد که گفته می‌شد بدن مغناطيسی دارد که کارد و چنگال و کليد و ماهیتابه بر سينه‌اش می‌چسبيد. خبر ديگر ايسنا در مورد خانمی بود که در آذربايجان ادعا کرده بود که در چشمش نخ توليد می‌شود. هر دو خبر در در خبرگزاری های ديگر پخش شد و حتی به مطبو عات پزشکی نيز کشيد.

خبرنگاران پيام آوران عصر جديد هستند و از اين نظر بايد در پخش هر خبر دقت، صحت، و امانت را کاملا رعايت کنند. اگر در مطالبی سررشته ندارند پيش از انتشار خبر آن را با متخصصين آن رشته در ميان بگذارند و گرنه سبب اشاعه خبر دروغ می‌شوند. خبرهايی اين چنين ممکن است داغ و هيجان انگيز باشد، اما سرانجام مشخص خواهد شد که  پوچ و دروغ بوده‌اند.

آيا خبرنگارانی که اين خبر را با آب و تاب در ابتدا منتشر کرده بود، به فکر نيافتادند با افرادی که متخصص موضوعات فراعادی هستند مشورت کند و يا به اينترنت رجوع کند و ببيند که  چسباندن قاشق به بدن يک کلک شعبده بازی است. آيا اگر کسی به اين خبرنگار محترم قوچی را با يک شاخ طلايی نشان داد و گفت اين قوچ در خلوت با من انگليسی صحبت می‌کند و اجازه نداد که خبرنگار به شاخ قوچ دست بزند و يا قوچ نتوانست در مقابل خبرنگار انگليسی صحبت کند، آيا خبرنگار بايد فورا به دفتر کارش برود و اين گزارش غير عادی و جالب و هيجان انگيز را منتشر کند؟ و يا بايد تا شنيدن مکالمه انگليسی قوچ و تاييد چند انگليسی دان و اطمينان از طلا بودن شاخ قوچ توسط فلزشناسان خبرش را منتشر کند؟ متاسفانه اکنون به علت ارتباطات سريع در جهان و دسترسی به ماهواره و اينترنت بسياری از اين اخبار شگفت آور در فضای مجازی منتشر می شود که هيچ واقعيتی ندارد و دست به دست آن قدر در فضای مجازی منتشر می شود که کم کم به علت وفور خبر افراد فکر می کنند که حالت واقعيت دارد. بد نيست بدانيم که هردو مدعی کار فراطبيعی ساکن آذربايجان هستند. احتمال زيادی می دهم که اين دو نفر اين کارهای شعبده بازی را از طريق تلويزيون های ترکيه و يا اينترنت ياد گرفته اند.
خبرنگار ديگری که در مورد پسر بچه آهن ربايی گزارش تهيه کرده بود خوب بود پيش از نشر اين خبر کمی اينترنت را جستجو میکرد تا ببيند اين يک کلک شعبدی بازی است و هر بچه پسری میتواند اين کار را انجام دهد. صرف اين که يک استاد و يا يک پزشک واقعيت آهنربا بودن اين پسربچه را تاييد کند دليل صحت خبر نمی شود. اين کار متخصص مسايل فراطبيعی و يا يک شعبده باز را می خواهد. در يکی از نشريات ايرانی  يک استاد پزشکی هسته ای دانشگاه گفته بود که اين يک امر ماوراء الطبيعی است! و پزشکی دستور داده بود تا خون او را آزمايش کنند! به اميد آنکه در خون او آهنربا پيدا کنند.

اگر خوب به تصوير کسانی که چنين ادعاهايی دارند دقت کنيد میبينيد که در همه اين تصويرها از  وسايل آلومينیومی، فولاد ضد زنگ، و يا پلاستیک استفاده  شده است که اصلا خاصيت آهن ربايی ندارند و به آهن ربا نمیچسبند! پس اين پديده مغناطيسی نيست.
 
علت اصلی اين چسبندگی فلزات به پوست بدن  پديده ای فيزيکی به نام اصطکاک و چسبندگی  است اگر در يک روز گرم روی صندلی اتومبيل خود مدتی بنشينيد، می بينيد که هنگام برخواستن پوستتان به صندلی چرمی می چسبد. دليلش اين است که پوست بسيار قابل انعطاف است و شکل هرچيزی را که بر آن قرار داده شود به خود میگيرد.  علاوه بر آن پوست ماده ای مومی شکل به نام سبوم از خود ترشح میکند که به پوست حالت چسبندگی میدهد. به همين دليل است که پس از چند روز در هوای گرم به شدت به حمام رفتن نياز پيدا می کنيد. فقط فلزات نيستند که به پوست میچسبند، بلکه غير فلزات مانند پلاستيک و شيشه نيز به پوست میچسبند. اگر در اينترنت به تمام عکسهای اين افراد مغناطيسی نگاه کنيد دو نکته در همه آنها مشخص است. يکی آن که همه کودکان نابالغ و يا اهالی جنوب شرقی آسيا هستند که بدنشان  مو ندارد. برای فرد بالغ که بدنشان مو دارد چسباندن قاشق و چنگان به بدن امکان ندارد، مگر بخشی از صورت. ديگر اين که همه اين کودکان کمی به عقب خم شده اند. اکثر اين کودکان بسيار فربه هستند که باعث میشود چربی اضافی در روی سينه و عقب رفتن جاذبه را خنثی کند.  اگر اينها عمود بر زمين بايستند اين فلزات همگی برزمين میافتند.  تصوير چسبيدن قاشق بر بينی و گونه خود را ضميمه کرده ام. برای اين کار به قاشق کمی بدميد (ها کنيد) تا بخار تنفسی به آن بچسبد. اين کار چسبيدن قاشق را آسان تر می کند.

علاوه بر آن  میدانيم که مغناطيسم از يک ورقه کاغذ نازک و يا پلاستيک و يا پنبه عبور میکند. اگر اين افراد بدنشان مغناطيسی بود، بايد میتوانستند همين کار را در حالی که پيراهن به تن دارند انجام دهند، در حالی که همگی لخت هستند و از قدرت اصطکاک و چسبندگی پوست استفاده میکنند. برای امتحان اين که اين کودکان قدرت مغناطيسی دارند کافی يک آزمايش ساده انجام دهيد: روی بدن آنها لايه نازکی از روغن  و يا پودر تالک بماليد. اين لايه روغن يا پودر تالک چسبندگی طبيعی پوست را از بين میبرد و ديگر هيچ چيزی بر آن نمی چسبد.

خبر ديگر در مورد خانمی بود که ادعا می کرد نخ در چشمش توليد می شود نيز از همين گونه گزارشهای عجولانه است. اين خانم ادعا می کرد که در چشمش نخ توليد می شود. جالب اين بود که اين نخ فقط در موقعی که در خانه بود توليد می شد و در خارج از خانه توليد نمی شد و ايشان حاضر نشده بود که در خارج از خانه  پزشکان او را معاينه کنند و بعد هم که در خانه خواسته بودند توليد نخ را در چشمش نشان دهد گفته بود که فقط در يک اتاق خلوت اين نخ توليد می شود!  خبرنگار بايد در مورد اين ادعا شک می کرد و يا کمی جستجو می کرد تا بداند بدن انسان نه می تواند نخ نايلونی توليد و يا هضم کند و نه نخ پنبه ای که سلولزی است. عکسهايی نيز از توليد نخ در چشم خودم را هم ضميمه کردم.  با گذاردن يک قطعه نخ، از هر نوع، نايلونی، پشمی ويا نخی که به طور زيگزاک تا شده است و کشيدن پلک پايين و گذاشتن آن در درون چشم و بيرون گذاشتن سر نخ می توانيد همين کلک شعبده بازی را با بيرون کشيدن تدريجی نخ تکرار کنيد.

در خاتمه بسيار خوب است اين خبرهای غير عادی را کمی در اينترنت جستجو کنيد و يا با متخصصين اين امور در ميان بگذاريد تا متهم به گمراهی خوانندگان و نشر اکاذيب نشويد.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید