شنبه, 24ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه

شاهنامه

داستان شاهنامه 8 - فرنگیس زیرِ تیغ ِ جلادان

پهلوانان گفتند: «افراسیاب سیاوش را در پنهان سر برید وکسی را مجال نداد تا با او گفتگو کند یا در برابرش مقاومت نشان دهد.»

نمایش شاهنامه در نقاشی قهوه خانه‌ای

 شاهنامه فردوسی با ارزش ترین حماسه ملی ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد بر مقدرات خود رنج می‌بردند، نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

زن در شاهنامه(دكتر محمدعلی اسلامی ندوشن)

توصیفی که در اول داستان (( بیژن و منیژه )) فردوسی از همدم و همسر خود می‌کند یکی از زیباترین تصویرهایی است که از یک زندگی خانوادگی بشود به دست داد .
  

سال 1388 سال فردوسی

سال 1387 خورشیدی خیام -کمابیش برابر با سال 2008 میلادی- از سوی تاجیکستان برای بزرگداشت رودکی سرایندهء بزرگ پارسی‌گوی پیشنهاد شده و سازمان جهانی یونسکو نیز آنرا پذیرفته و در برنامهء خویش گنجانده است، و از دو سال پیش برای برگزاری جشن‌های ویژهء آن در تاجیکستان - دوشنبه و رودک زادگاه رودکی برنامه فراهم شده است، و دور نیست که فرهنگیان ایران را نیز آرزوی هموندی در آن جشن‌ها باشد، پس بهم آمیختن دو بزرگداشت برای دو پایه‌گذار سرود و زبان و فرهنگ و آوازه ایران درست نمی‌نماید.

گفت و گو با دکتر جلال خالقی مطلق (بخش دوم)

برگرفته از روزنامك
من همواره بر این باورم که نبایستی زحمات و کارهای دیگران را ناچیز بگیرم. به این خاطر همیشه سعی کرده ام از اظهار نظرِ منفی درباره ی کارِ پژوهشگران خودداری کنم و داوری را بر عهده ی دیگران بگذارم.خوانندگانِ شاهنامه دو دسته اند؛ یک دسته، توده ی مردم اند که کاری به این کارها ندارند و دسته ی دیگر پژوهشگران، دانشجویان و ... هستند.

 

 

گفت و گو با دکتر جلال خالقی مطلق (بخش نخست)

برگرفته از تارنگار مسعود لقمان
شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش آیند نبود که این شناسنامه ی هویت ملی ما به مانند سایر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چراکه این کار، تنها از پسِ یک ایرانی ای که از پیچ و خم های تاریخ کهنش گذشته و می تواند به ژرفا و جانِ مایه ی سخن شاهنامه پی ببرد، بر می آید.

چرا شاهنامه؟ (دکتر مجید ساسانی)

نمی توانم شادی خود را پنهان کنم چرا که بار دیگر بخت یاری سخن گفتن و نوشتن از شاهنامه، نامه ی ورجاوند و بی مانند فرهنگ ایران، به این کم­ ترین سینه چاک شاهنامه ارزانی شده است.

پیام دکتر دوستخواه به نشست «عصری با شاهنامه» در دانشگاه تهران

برگرفته از تارنگار روزنامک
جای بسی خشنودی است که برای شناخت هرچه بهتر ِ شاهنامه ی فردوسی، این گرانمایه ترین سند ِ ادبی و فرهنگی ی ایرانیان، گرد ِ هم آمده اید. هرچند که دل و جان من پیش شما و همْ سخن شماست («این جایم و ریشه های جانم آن جاست!»)؛ امّا دریغا که به ظاهر از شما دورم و از این کامیابی که شنونده ی سخنان آموزنده تان باشم، برخوردار نیستم. پس – ناگزیر –  به این بسنده می کنم که با فرستادن پیامی کوتاه به همایش ارزشمند شما، بار دیگر، مهر ِ دلم را به فردوسی و شاهنامه اش و ارادت و احترام خود را به همه ی شما رهروان ِ راه ِ فرخنده ی ایران شناسی و شاهنامه پژوهی، بیان دارم.

 

در همین زمینه