یکشنبه, 09ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه

شاهنامه

تندیس فردوسی - توران شهریاری (بهرامی)

فردوسیِ نژادهٔ نام‌آور                                       برپا سِتاده است به میدان در
با فرّ و با شکوه خداوندی                                   فَرمند و سرفراز و کلان پیکر

خان هشتم در شاهنامه فردوسی

مقاله حاضر با هدف شناخت «خان هشتم» در شاهنامه فردوسی، تدوین شده است. در این مسیر، از چگونگی گرفتار شدن رستم به دست برادرش شغاد بداندیش به همکاری شاه کابل، پدرزن شغاد و کندن چاه در زمین نخجیرگاه سخن رفته است و سرانجام کار شغاد بدگهر به دست رستم که با تیر او را به درخت چناری که پشت آن کمین کرده بود، دوخت.

آشنایی با شاهنامه 77 - نوجوانی جهانجوی

مردِ رختشوی و همسرِ او، کودک را با جواهرات و هر آنچه که نیاز بود برداشتند و از شهر فرار کردند تا رازشان آشـــکار نشود. در شهرِ جدید، لباس نو و وسایل نوخریدند و زندگی تازه ای را شروع کردند و از داشتنِ فرزندی چون داراب شادمان بودند.

آشنایی با شاهنامه 76 - پایانِ کارِ بهمنِ اسفندیار

بهمن که در سیستان ونزدِ خاندانِ رستم پرورش یافته بود، نا سپاسی را به نهایت رساند و دست به کشتار زد. بعد از این ظلم و جنایت هم دستور داد شهر را غارت کنند وهمه جا را بسوزانند.

آشنایی با شاهنامه 75 - کین خواهی بهمن از خاندانِ رستم

پیش از این خواندی که رستم با تیری که ازچوبِ گز ساخته بود برچشمِ اسفندیار زد وکارِ او را در این جهان به پایان رساند. واسفندیار هنگامِ مرگ به رستم سفارش کرد که فرزندِ مرا به مانندِ فرزندِ خود پرورش بده تا پهلوانی بزرگ شود.

آشنایی با شاهنامه 74 - پادشاهیِ بهمنِ اسفندیار

بهمن (فرزند اسفندیار) اکنون نزدِ رستم است و او میهمان را گرامی‌تر از پسر می‌شمارد. شب وروز در میان گل و باغ  و نخجیر، به آداب رزم و شکارِ گورِخر می پردازند.

آشنایی با شاهنامه 73 - پایانِ کارِ رستم

چنانکه خواندید: سیمرغ با رستم سخن گفته بود «که هر کس به زندگی اسفندیار پایان دهد، روزکار به زندگی او پایان می‌دهد.»

آشنایی با شاهنامه 72 - پایانِ کارِ اسفندیار

همانطور که سیمرغ به رستم آموزش داد، او به شهرِ چاچ (تاشکند امروز و پایتخت ازبکستان) رفت و از چوبِ درختِ گز ، تیر ساخت وآن را در آبِ انگور خیس کرد.

در همین زمینه