چهارشنبه, 22ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست تاریخ تاریخ كهن و باستان

تاریخ كهن و باستان

ایران در سپیده‌دم تاریخ

تا حدود کمابیش یک‌صد سال پیش از این، شاهنامه‌ی فردوسی تنها منبع آگاهی ایرانیان از سرگذشت تاریخی مردم و سرزمینشان بود و از آن‌جا که این کتاب مستطاب هنوز به‌دست دانشمندان و شاهنامه‌شناسان محترم فرنگی و سپس ایرانی نیفتاده بود، در واقع یک کتاب ملی به‌شمار می‌رفت و در بسیاری از خانه‌ها یافت می‌شد و مردم به خواندن آن رغبت داشتند و در جمع‌هایی نظیر قهوه‌خانه‌ها، داستان‌های پهلوانی آن را قصه‌گویان حرفه‌ای برای علاقه‌مندان به شیوه‌هایی بسیار دل‌پذیر و دل‌نشین بازگو می‌کردند و به راستی چنان بود که همه‌ی مردم ایران، رستم را می‌شناختند، سهراب را می‌شناختند، اسفندیار را می‌شناختند، سیاوش و سودابه را می‌شناختند، جنگ رستم و اسفندیار، جنگ رستم و سهراب، نبرد کوتاه ولی پرهیجان رستم با اشکبوس را می‌دانستند؛ می‌دانستند که دیو چیست و دیو سپید کیست.

در جست‌وجوی راه دریایی

سنگ یادبود شالوفایرانیان از زمان‌های کهن  در کار کندن آبراهه و کاریز و چاه و سد‌بندی مهارت داشتند و پیش از داریوش هم برخی از مهندسان ایرانی در کار بستن سدها در مصر به کار گمارده شده بودند. داریوش که کار اتمام آبراهه را با وجود مهندسان ایرانی آسان می‌پنداشت فرمان داد تا کار دوباره آغاز گردد و برای یافتن آب قبلا کشتی‌هایی فرستاده شدند تا وجود آب را بررسی کنند و معلوم شد که در طول 84 کیلومتر از راه آب وجود ندارد. داریوش فرمان داد تا بر سر راه، چاه‌هایی کنده شوند تا آب کافی برای آشامیدن کارگران به دست آید.

تناقض‌گویی‌های هرودوت پس از 2500 سال آشکار شد

مثلا یونانیان معنای عدد را نمی‌دانستند. هرودوت شمار ارتش ایران را در حمله به یونان یک جا یک میلیون و هفتصد، یکجا سه میلیون و جای دیگر همراه با خدم و حشم هفت میلیون ذکر می‌کند. امانوئل کوک که در کتاب خود با نام «شاهنشاهی هخامنشی» مکرر در مکرر به تاریخ و مردم ایران توهین کرده، خود به این نتیجه می‌رسد که حداکثر سپاه ایران 360 هزار نفر بوده است.

تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی

معمولاً وقتی در تاریخ ایران از دوره‌ی پیش از اسلام و دوران اسلامی آن یاد می‌شود گویی از دوران‌هایی سخن می‌رود از هم گسسته و بی‌پیوند که دیواری آن دو را از هم جدا ساخته، آنچه در آن سوی دیوار بوده نابود و منقرض گشته و ‌آنچه در این سوی دیوار است نوظهور و نویافته است. این پنداری است نادرست و با واقعیات تاریخی ناسازگار. این از نوشته‌هایی برمی‌آید که تنها به یک‌سو از تاریخ چشم گشوده و بر سوی دیگر آن چشم بسته‌اند، زوال قدرت ساسانیان را نباید با زوال ملت ایران، به عنوان ملتی کهن و قائم به فرهنگ و تمدن خویش، اشتباه کرد. بافت اجتماعی و فرهنگی مردم ایران بر پایه‌هایی استوار بوده که از دوران خود آن مردم و ویژگی‌های طبیعی و موقع جغرافیایی سرزمینی که در آن می‌زیسته‌اند و از تاریخ کهن ایشان مایه می‌گرفته، و ریشه‌های پیوند همه‌ی ساکنان پراکنده‌ی این سرزمین گسترده هم همواره در خصایل ملی و ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی آن‌ها نهفته بوده است.

دادرسی در ایران باستان

ایلامی‌ها نخستین قومی بودند که در خاک ایران باستان به تأسیس یک نظام حقوقی تمام‌عیار دست زدند و آن را در سراسر قلمرو خود که نه تنها خوزستان و سواحل خلیج ‌فارس بلکه لرستان و پشتکوه را نیز در بر می‌گرفت، رواج دادند. نظام حقوقی و اداری ایلامی‌ها در شوش که پایتخت آن حکومت بود، بیش‌تر رعایت می‌شد و متجاوز از 300 لوحه‌ی سنگی متعلق به 2300 تا 1700 پیش از میلاد که در شوش کشف شده است، نشان می‌دهد که اجرای قراردادها با سوگند به اسم خدای شوش، انشوشیناک تضمین می‌شد.

در آیینهٔ تاریخ - مجله خواندنی شماره 78

نقش تصویر کوروش، باقی مانده از عهد باستان / سیاستهای 24 قرن پیش ایران در منطقه مدیترانه / ایجاد شهر قزوین به دستور شاپور یکم.

در همین زمینه