سه شنبه, 30ام آبان

شما اینجا هستید: رویه نخست کتاب‌شناخت فروزش فروزش 1

فروزش 1

حقوق ایران در دریای مازندران

رژیم حقوقی دریای مازندران و سهم ایران از این دریا که زمانی کاسپین خوانده می‌شد، مدت زمانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تقسیم شدن آن به چند کشور، به محل بحث و جدل دولت‌های این کشورها تبدیل شده است به نحوی که در این مدت آنها با تاکید بر منافع ملی خود، خواهان سهم بیشتر کشورشان از این دریا شده‌اند.

 

پرتو فرهنگ ایران در تمدن جهان

جای خوش‌وقتی است که نام ایران و منزلت والای فرهنگ دیرینه‌ی آن همواره سردفتر آثار تحقیقی دانش‌مندان و محور کار پژوهندگان تاریخ و ادب فارسی و تمدن جهانی بوده است.

رشته‌کوه‌هایی به نام بیژن

 من چنین می‌پندارم که جان وجود آن‌هایی که به دل کوهستان‌ها می‌روند عاشقانه به‌دنبال گمشده‌ای می‌گردد. عمق وجودشان انباشته از عشق جست‌وجوگر است. با عشق پرورده در جان می‌خواهند همه‌ی اقلیم ها را بگردند تا به درک و شناخت خود از هستی عمق ببخشند. انگار خود را مخاطب شاعر می‌پندارند که باید «مست مست» از باده‌ی هفت جامِ هفت ساقی و با حلّه‌ی تحقیق در جان، در هفت اقلیم به‌دنبال گوهر ویژه خود بگردند. حس پرواز دارند و می‌خواهند هُمای‌وار از بالا بلندی‌ها به همه دشت‌های بی‌کران بنگرند.

ایران، ناسیونالیسم و تجدّد

«گذشته، چراغ راه آینده است»، به ویژه گذشته‌ای که از آن بازخوانیِ انتقادی شده باشد.
ماشاالله آجودانی از آن دست تاریخ‌نویسانی است که همه‌ی کوشش خود را صرفِ نقد نقشِ روشن‌فکران در تاریخ تجدّد ایران کرده است تا از این بُن‌بست، دریچه‌ای بگشاید.

شاهنامه، کتابی آموزشی است

پیشکش‌به روح بلند فردوسی بزرگ که دانایی را با دادگری و دادگری را با دلیری و هر سه را با خویشتن‌داری درآمیخت و هستی خود را در راه زنده کردن فرهنگ ایران که می‌رفت تا با ترکتازی‌ها و دست یازی‌های بیگانگان به ورطه‌ی نابودی کشانده شود، در طبق اخلاص گذارد و مصداق عملی سروده خویش گردید که: بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی

رمز مداومت تاریخی ایران

مهم‌ترین خصوصیّتی که این کشور را در دنیا به عنوان ایران شناسانده و چند هزار سال تاریخ به او بخشیده و با این همه پَستی و بلند و شیب و فراز همراهش کرده و این همه حوادث بر او گذرانده تا به امروز رسیده و از همه عجیب‌تر این که عمر منسجم مکتوب 3000 ساله به او بخشیده، درحالی که بسیاری از کشورها آمدند و رفتند و باز هم جانشینان‌شان آمدند و رفتند و اثری جز اسم از آن‌ها به جای نمانده، این سؤال را پیش می‌آورد که چگونه این کشور توانسته است دوام بکند؟

فراخوانی برای دگرگون ساختن هستی

زمانه­ای که در آن زندگی می­کنیم، یا بدان زنده­ایم، و زمینه­ای که در آن ایستاده­، و یا بر آن خفته­ایم، آشوبی شگفت است که بدان معتاد گشته­ایم. در غیابِ نظم‌های پایدارسازنده­ی یک زندگی عادی و پیش‌بینی‌پذیر، و در شتابِ تنش‌های پرشمار و پیاپی، بسیاری از ما به ماشین­هایی خودکار تبدیل گشته­ایم که سوختِ دشواری و تنگنا و رنج را فرو می­بلعد و ناآگاهی و ناهشیاری و گریز از هستی پیشاروی‌مان و اندرون‌مان را تولید و بازتولید می­کند. 

بنیاد‌های هویّت ملی ایرانی

درباره‌ی عناصر شکل‌دهنده و سازنده‌ی هویت ملّی ایرانی در آثار گوناگون سخن به میان آمده است . با این همه بیش‌تر این آثار نگرشی کاهش‌گرایانه داشته‌اند، یعنی تنها به بخشی از عوامل سازنده‌ی هویّت ملی ایرانی توجه کرده و آگاهانه و یا ناآگاهانه عوامل و عناصر دیگر آن را نادیده گرفته‌اند.

در همین زمینه