سه شنبه, 29ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست تاریخ تاریخ تجزیه

تاریخ تجزیه

آشنایی با عهدنامه آخال

عهدنامه آخال یا آخال تکه در سال 1260 شمسی برابر با 1881 میلادی بین ایران و روسیه برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن نشین شرق دریای مازندران منعقد شد.

قرارنامهٔ‌ سردار کهن‌دل‌خان و پسرش‌ سلطان‌علی‌خان‌ مظفرالدوله در باب‌ قندهار

بنده‌ درگاه‌ جهان‌ پناه‌ کهن‌ دل‌ خان‌ سردار با اقتدار قندهار نظر به‌ این‌ که ‌همیشه‌ چشم‌ داشت‌ و امید مرحمت‌ به‌ دولت‌ علیه‌ ایران‌ داشت‌ و دارم‌ و برای‌اطمینان‌ اولیای‌ دولت‌ علیه‌ ایران‌ صانهاالله‌ تعالی‌ عن‌ الحدثان‌ به‌ ارادت‌ ونوکری‌ خود در خدمت‌ دولت‌ علیه‌ فقرات‌ مسطوره‌ ذیل‌ را قرار می‌دهد.

جداسازی خانقین - یکم ـ مقاوله‌نامه‌ی تهران (21 دسامبر 1911 / 29 آذر 1290)

با وجودی‌که مجلس شورای ملی از سوی دولت ایران قرارداد 1907 را کان لم‌یکن اعلام کرد اما دولت‌های روس و انگلیس، مساله‌ی اختلاف مرزی میان ایران و عثمانی را به گونه‌ای مربوط به خود می‌دانستند . از سوی دیگر، پیداشدن نفت در مسجد سلیمان، بر اهمیت راهبردی اروندرود، بیش از پیش افزوده بود و دولت بریتانیا در پی آن بود که این آب‌راه را تحت حاکمیت انحصاری خود درآورد.

جداسازی سلیمانیه از ایران- معاهده‌ی دوم ارزروم

گرفتاری دولت ایران در جنگ با روس ، مانع از توجه لازم به مسایل شرق کشور گردیده بود. از این‌رو ، امیر هرات با بهره‌گیری از این موقعیت ، برای نخستین بار در سال‌های 1184 خورشیدی (1805 میلادی) یعنی در دوران نبردهای ایران و روس و سپس ، در سال 1196 خورشیدی (1817 میلادی) از پرداخت خراج سالانه به خزانه‌ی دولت مرکزی خودداری کرد . فتحعلیشاه، هر بار توانست وسیله‌ی سپاه خراسان، فتنه را بخواباند . هر دو بار ، امیر هرات پذیرفت که خطبه به نام شاهنشاه ایران بخواند و سکه به نام وی بزند و هم‎چنان، خراج سالانه را بپردازد.

«هلال خضیب» در رابطه با تجزیه‎ سرزمین‎های ایرانی ‎نشین

این کتاب که در آغازین ماه‎های 1358، از سوی انتشارا آرمان‎خواه روانه‏ی بازار کتاب شد، تلاش‎های نافرجام بریتانیا و آمریکا را، پیرامون طرحی که امروزه به دنبال یورش نظامی به عراق و افغانستان از سوی ایالات متحده، آمریکا به نام «خاورمیانه بزرگ» نامیده شد، نشان می‎دهد.

نامه‌ جوادخان‌ به‌ کلنیاس‌ سی‌سی‌یانف‌ (در باب آمادگی برای دفاع از ایالت گنجه)

دیگر آنکه‌ نوشته‌ بودی‌ که‌ گرجستان‌ به‌ پادشاه‌ تعلق‌ دارد و از تجار او هم‌ مال‌ گرفته‌اید درست‌ است‌ اما روز اول‌ که‌ شما وارد گرجستان‌ شدید بر شما نوشتیم‌ و آدم‌ فرستاده‌ معلوم‌ کردیم‌ که‌ «نصیب‌» که‌ رعیت‌ ماست‌ واز ما روگردان‌ شده‌ اموال‌ تجار ما را گرفته‌ است‌

در همین زمینه