دوشنبه, 07ام فروردين

شما اینجا هستید: رویه نخست نام‌آوران ایرانی کوروش بزرگ منشور کوروش بزرگ - یادداشت‌ها

کوروش بزرگ

منشور کوروش بزرگ - یادداشت‌ها

برگرفته از تارنمای آریابوم

عبدالمجید ارفعی

یادداشت های فرمان کوروش بزرگ

پرستشگاه اسگیل . SAG. ILA = Esa (n) gilaĔ :

(به معنی خانه [ = پرستشگاه]ی که سر برافراشته) : پرستشگاه بزرگ و باشکوه خداوند مردوک و همسرش «سرنپیتوم Sarnapitun» در شهر بابل بوده است.
این پرستشگاه دارای زیگوراتی هفت طبقه بنام «اِتمِِنِ. اَن. کی. TEMEN. AN. KIĔ» به معنی پرستشگاه پایه ی آسمان و زمین بوده و طول قاعده ی هر ضلع در حدود نود متر و به ارتفاع تخمینی 70 متر در محدوده ای به مساحت قریب به 285000 مترمربع جای داشته.

اور [1] ŠEŠ. UNUG KI = Urim, Ur :

یکی از شهرهای مهم و بسیار قدیمی جنوب سومر می باشد. این شهر مقر سلسسله ی سوم پادشاهان اور (از 2112 تا 2004پیش از میلاد) بود و بهترین زیگورات باقی مانده در  بین النهرین در این شهر قرار دارد. این زیگورات که از آن خداوند «ننا NANNA»(= خداوند Sin «ماه») می باشد، توسط نخستین شاه سلسله ی سوم اور بنام «اورنمو Ur - Nammu»(از 2112 تا 2095 پيش از ميلاد) به گونه ی با شکوهی بازسازی شده و نبونئید نیز در آراستن آن کوشش بسیار نمود.

از اکتشافات مهمی که ضمن حفاری های این شهر به عمل آمده، پیدا شدن «آرامگاه شاهان» و آرامگاه ملکه (یا شاهزاده) شوب- اد Šub - ad (همزمان با سلسله ی سوم اور) می باشد. در آرامگاه شوب اد، بر خلاف روش مردم  بین النهرین ندما و نزدیکانش با وی زنده بگور شده اند. در آرامگاه شوب اد بقایای استخوان های شصت و هشت زن و شش مرد از ندمای وی یافت شده است.

مردوک AMAR. UTU - Marduk :

این خداوند که نخستین زاده ی خداوند ِ«ااَ-انکی Ea = Anki» می باشد،[2] در آغاز همانند دیگر خدایان کوچک و بزرگ شهرهای بین النهرین، خدای شهر کوچک بابل بوده؛ با قدرت یافتن «حمورابی Hammurabi»(از 1792 تا 1750 پیش از میلاد) و بسط قدرت حکومت سامی نژاد بابل، قدرت خداوند مردوک نیز رو به افزایش نهاد. پیکره ی خداوند مردوک با شکست سلسله ی کاسی ها (از حدود 1500 تا 1157 پیش از میلاد) از ایلام به شوش برده شده و پس از آنکه از شوش توسط «نبوکدوری - اوصور Nabû - kudurri - uşur»(از 1124 تا 1103 پیش از میلاد) به بابل باز پس آورده شد، خداوند مردوک قدرت و نفوذی بی پایان یافت تا به جایی که غاصب مقام «انلیل EN. LIL» نیرومندترین خدای سومر در «داستان آفرینش» بین النهرین شد.

چون بین النهرین با دین یهود و مسئله ی یک خدایی روبرو شد، در مقام مقابله خداوند مردوک را بتدریج به صورت تنها خدای بین النهرین درآورد.
پیکره ی خداوند مردوک به دستور خشایارشا پس از فرونشاندن شورش بابل (482 پیش از میلاد) نابود شد.

انلیل EN. LIL «خداوند هوا» :[3]

خداوند شهر [4]«مقدس نیپور Nippur» نیرومندترین و والاترین خدای سومر بوده، آنگونه که پادشاهان شهرهای سومر از بهر آن که فرمانروایی خویش را مسجل کنند، می بایست به پای بوس او به پرستشگاه وی [5]«اکور Ĕ – Kur» در شهر مقدس نپیور بروند و تا آن زمان که سومریان در بین النهرین قدرت سیاسی داشتند، به سبب احترام، شهر نیپور هیچگاه دارای فرمانروایی نبود. چون سامیان به قدرت رسیدند، نیپور ویژگی گذشته ی خویش را از دست می دهد و قدرت انلیل توسط خدایان شهرهای نیرومند بابل و آشور غصب می گردد.

اعطای مقام «onlillūt» به معنی انلیل بودن و یا انلیل خدایان «Enlil ili» به مردوک، نشانه ای از سروری و والایی انلیل و هم غصب مقام و منزلت انلیل از سوی مردوک می باشد.

نبونئید NA. NI. TUG = Nabū – na ‘id (از 556 تا 539 پیش از میلاد) :

آخرین پادشاه سلسله ی کلدانی ها (از 625 تا 539 پیش از میلاد) بوده. خانواده ی نبونئید از شهر حران بودند و از این رو خداوند «سین Sin»، ماه را که خداوند آن شهر بود، پرستش می کردند. نبونئید خود نیز به پرستشگاه های خداوند سین در تمامی بابل توجهی ویژه داشت و به جهت این دلبستگی، پرستشگاه خداوند سین را در شهر حران که «اخول خول Ĕ. HUL. HUL» نام داشت - این پرستشگاه در جنگی که میان «هوخشتره» پادشاه بزرگ ماد با آشوریان درگرفت، ‌توسط سپاهیان ماد ویران شده بود - از نو بساخت.
شاید توجه بیش از اندازه ی نبونئید به خداوند سین و پرستشگاه های وی، و نیز برگزار نکردن مراسم سال نو «akitu» در بابل تا به انجام رسیدن بازسازی پرستشگاه اخول خول در حران و به سبب سفرهای وی به غرب و حجاز، این ها همه مردم بابل را دل آزرده کرده بود و اینان آماده ی پذیرفتن شاهی دیگر شده بودند تا او را بار دیگر پرستش خداوند مردوک را رواج دهد. این ناخرسندی همراه با کشورگشایی اقوام ایرانی که از زمان هوخشتره بزرگ آغاز شده بود و همچنین همدردی نبونئید با کرزوس پادشاه لیدی زمینه ی مساعدی برای کوروش بزرگ (کبیر) برای فتح بابل بوجود آورده بود. با شکست نبونئید از کوروش، بین النهرین استقلال خود را تا پایان جنگ جهانی اول از دست می دهد.

از ویژگی های شخصی نبونئید دلبستگی بسیار وی به کاوش های باستان شناسی و گردآوری و شناسایی اشیای باستانی و بوجود آوردن موزه ای شخصی بوده است.

بابل :

نام شهر بابل در استوانه ی کوروش به سه گونه زیر نوشته شده است :

1. [7] KÁ. DINGIR
2. [8] ŠU. AN. NA
3. [9] TIN. TIR

KÁ. DINGIR نخستین و کهن ترین نام شهر بابل است که بیشتر آشور شناسان، «بابل Bāb - ilim»(اکدی) را ترجمه ی همین کلمه ی «KÁ. DINGIR. RA»(سومری) می دانند.
KÁ. DINGIR نیز علاوه بر نام شهر، نام یکی از مناطق شهر بابل نیز بوده است. دو نام دیگر نام دو منطقه ی شهر بابل بوده که بر خود شهر نیز اطلاق می شده است.
وسعت بابل بدون در نظر گرفتن حد فاصل دیوار اصلی شهر و دیوار ساخته شده توسط نبوکدوری اوصور دوم (از 604 تا 562 پیش از میلاد) در حدود 2.328.188 متر مربع بوده و جمعیت آن به یک صد هزار نفر تخمین زده شده است با امکان نگهداری نیم میلیون نفر در مواقع ضروری.
از ویژگی های بابل، داشتن 1179 پرستشگاه کوچک و بزرگ بوده.

سومر KI. EN. GI = Šumer و اکد  URI = Akkadi :

دو قسمت جنوبی و شمالی بین النهرین است. این تقسیم بندی از زمان سلسله ی «سارگون اکدی Šarru (m) -km»(از 2334 تا 2154 پیش از میلاد) به بعد مرسوم شده. سومر- گاهواره ی تمدن - گرچه با روی کار آمدن سامیان در بین النهرین (آغاز هزاره ی دوم پس از برافتادن سلسله ی سوم اور) نفوذ سیاسی خود را از دست می دهد و سومریان به تدریج در میان اقوام سامی نژاد حل گشته و زبان آنان زبان «مدرسه ای» می شود، اما هیچگاه از نفوذ معنوی، علمی، ادبی و دینی سومریان چه در بین النهرین و چه در فراسوی مرزهای بین النهرین کاسته نمی شود.

اکیتو akitu (مراسم سال نو) :

هر سال در آغاز بهار در شهرهای بین النهرین مراسم سال نو به مدت یازده روز برگزار می شده است که در اصل «مراسم باروری» همراه با «ازدواج مقدس» بوده که در طی آن پادشاه شهر در آغاز و بعدها پادشاه کشور، به نیابت از سوی خداوند یا همسر آلهه با کاهنه ای به نیابت از سوی همسر خداوند (آلهه) نزدیکی می کرده است.
در بابل مراسم سال نو از روز اول ماه «نیسان Nisânu»(اسفند - فرودین) آغاز می شده است. این مراسم به دو قسمت تقسیم می شده :

1. هشت روز نخست که گمان بر این بوده که خداوند مردوک در کوه های جهان زیرین به اسارت نگهداشته شده است.
2. آزاد شدن خداوند مردوک و ازدواج مقدس.

از هشت روز نخست، چهار روز اول پرستشگاه اسگیل را آماده ی مراسم می کردند. در پایان روز چهارم گروهی از کاهنان چکامه ی افسانه ی آفرینش [11] Enuma eliš را می خواندند.

روز پنجم همراه با ضرب و سرود و دود کردن بوی های خوش، پرستشگاه را تطهیر می کردند و سرانجام قوچی را سر می بریدند آنگاه خون او را به دیوار پرستشگاه می پاشیدند و سر و بدن او را به نشانه ی دور کردن تمامی گناهان سال به رود می انداختند.

در روز چهارم نیسان شاه می بایست به «برسیپ Barsipp»، شانزده کیلومتری جنوب بابل برود و پیکره ی خداوند «نبو Nabu» فرزند خداوند مردوک را از راه رود فرات به بابل بیاورد تا که وی پدر خویش را از جهان زیرین رهایی بخشد.

روز پنجم هنگامی که شاه با پیکره ی خداوند نبو وارد پرستشگاه اسگیل می شود، می بایست عصای سلطنتی و حلقه و شمشیر (سلطنتی) خود را به یکی از کاهنان بسپارد تا کاهن آن ها را در زیر پای پیکره ی خداوند مردوک قرار بدهد. ادامه ی آیین بدینسان است که همان کاهن می بایست تپانچه ای بر روی پادشاه بزند و گوش وی را گرفته به سوی پیکره ی خداوند مردوک ببرد. پس آنگاه شاه می بایست به زانو درآمده بگوید که در سالی که گذشت وی مرتکب معصیتی نگشته و خدایی مردوک را هیچگاه از یاد نبرده است. آنگاه کاهن وی را با این سخنان تسلی می دهد که خداوند به سخنانش گوش فرا می دهد و او را برای همیشه آمرزیده است و پادشاهی وی را برتر خواهد داشت.

پس آنگاه عصای پادشاهی، حلقه و شمشیر بدو باز پس داده می شود و بار دیگر همان کاهن تپانچه ای برروی شاه می زند. اگر اشک از گونه ی شاه روان گشت، این بدان معنی است که خداوند او را یاور است و چنانچه اشکی پدید نیامد، دشمن بر او چیره خواهد گشت.

روز هفتم پیکره ی خدایان شهرهای «سیپر Sipper» و «کوت Kuta»، «کیش Kis» و «نیپور Nippur» و «اوروک Uruk» و دیگر شهرهای بین النهرین بتدریج وارد بابل می شدند و در همین زمان شاه سرگرم انجام کارهای گوناگون از بهر بازگردانیدن خداوند مردوک از جهان زیرین بود.

روز هشتم نیسان، پیکره ی خداوند مردوک بار دیگر برپای داشته می شد و شاه به بارگاه مردوک باریافته، دست وی را به نشانه ی شرکت شاه در مراسم سال نو می گرفت، پس آنگاه تمام خدایان حاضر به پیشگاه خداوند مردوک معرفی می شدند. پس از نخستین جلسه ی خدایان بار دیگر چکامه ی سروری مردوک آن گونه که در «افسانه ی آفرینش» آمده، خوانده می شد. پس از انجام این مراسم همگی خدایان - مرد و زن - در حالی که مردوک سوار بر گردونه ای مزین به زر و گوهرها، آنان را رهبری می کرد، از پرستشگاه خارج می شدند و از راه «خیابان مراسم رژه»[13] راهی ِدروازه ی «ایشتر Istar» می شدند. در طول راه که آگنده از بوی های خوش و پر از سرود و چکامه بود، مردم به زانو درآمده خدایان را ستایش می کردند. پس از گذشتن از دروازه ی ایشتر و سفری کوتاه از راه فرات به «بیت اکیتو bit akitu»(سرای مراسم اکیتو) - که در میان باغی بزرگ جای داشته - فرود می آمدند.[14] به طور دقیق از مراسمی که در بیت اکتیو انجام گرفته، آگاهی درستی در دست نیست، بی گمان پیروزی مردوک بر نیروهای اهریمنی، جشن گرفته می شده است. گروهی از آشورشناسان برآنند که مراسم «ازدواج مقدس» نیز در این مکان انجام می گرفته در حالی که گروه دیگر برآنند که این «ازدواج» در پرستشگاه اسگیل رخ می داده است.

خدایان، سه روز در بیت اکتیو بسر برده و در روز یازدهم ماه نیسان بار دیگر به بابل باز می گشتند و در جلسه ای که برپای می داشتند، سرنوشت کشور را مقرر می فرمودند.

روز دوازدهم با بازگشت خدایان به شهرهای خویش و پادشاه به قصر، مراسم سال نو به انجام می رسید.

انشان Ansan / Anzan :

که در نواحی دشت جای داشته، ویرانه های مرکز آن، انشان، در ده ملیان در نزدیکی بیضا یافت شده است. شهر انشان یکی از شهرهای کهن ایران می باشد که برای نخستین بار در یکی از لوحه های سارگون اکدی (از 2334 تا 2279 پیش از میلاد) از آن یاد شده و از آن زمان به بعد همواره نام این شهر در تاریخ آمده است. شاید علت آن که کورش، خود و نیاکان خویش را به نام شاهان انشان می خواند به سبب پر آوازه بودن نام انشان و عدم آشنایی مردم بین النهرین با نام پارس باشد.

گوتیان G / Quti :

اقوامی بودند که در شهر همدان و اطراف آن زندگی می کردند. نخستین برخورد گوتیان با مردم بین النهرین در زمان یکی از پادشاهان شهر «ادب Adab»، سلسله ای پیش از سلسله ی سارگون اکدی [15] بوده است. اوج قدرت گوتیان در پایان سلسله ای بوده که پس از سلسله ی سارگون اکدی در شهر اوروک فرمانروایی کرده اند، این دوره از دیدگاه مردم بین النهرین، دوره ای پر از هرج و مرج بوده است.

در زمان آشوریان باقی مانده ی گوتیان همواره با آشوریان سرگرم کارزار بودند زیرا تنها با لشکرکشی های پی در پی آشوریان قادر به آرام نگهداشتن آنان می شدند.
پس از برافتادن آشوریان و الحاق سرزمین آشور به ماد، این نام برای ایالت آشور بکار برده شده است.

نبو NA = Nabu :

فرزند خداوند مردوک، خداوند دانش [16] و نویسندگی، تجارت و نیز حامی اخترشماران است.
پرستشگاه اصلی خداوند نبو در شهر برسیپ - نزدیکی بابل - جای داشته و او در نینوا دارای پرستشگاهی نیز بوده است.

آشور Assur :

شهر آشور در شمال شرقی عراق و در غرب رود فرات جای داشته و قدیمی ترین و نخستین پایتخت کشور آشور تا زمان «آشور ناصرپال Assur - nasir - apli» دوم (از 882 تا 859 پیش از میلاد) بوده، پس از آن پایتخت به «کلخو Kalhu»(نمرود امروزی، 35 کیلومتری جنوب موصول) انتقال داده شده است.

پرستشگاه خداوند آشور، امروزه به گونه ای برجی با ارتفاع بیش از شصت متر باقی مانده است.

شوش :

نام شهر باستانی شوش است که سابقا «SUH. URU KI» خوانده می شده، آقای پروفسور برگر آن را «MUS. ERIN» به معنی «باغ سدر» خوانده اند که با بودن درختان بسیار کنار (= سدر) در این مناطق، گونه ای درست تر از صورت پیشین می باشد.

آگاده Agade :

پایتخت سلسله ی خاندان سارگون اکدی بوده که در شمال بین النهرین جای داشته است. شهر آگاده تنها شهری است از شهرهای مهم و باستانی بین النهرین که تاکنون مکان آن یافت نشده است. برخی از آشورشناسان برآنند که آگاده در قسمتی از شهر بابل قرار داشته که امروز به جهت تغییر بستر رود فرات، در زیر بستر رود قرار گرفته است.

اشنونا ES. NU. NAK = Esnunna :

سرزمین اشنونا در شمال شرقی بغداد و در کنار رود «یاله» جای داشته است. اشنونا در زمان حمورابی و «شمشی ادو Samsi - Addu» پادشاه آشور (از 1813 تا 1781 پیش از میلاد) قدرت بسیار یافت تا به جایی که شمشی ادو که خود یکی از پادشاهان توانا و نیرومند آشور شناخته شده، در نامه ای به یکی از فرزندانش می نویسد که تمام کارهایی که وی انجام می دهد از بهر رضای پادشاه اشنونا است. پس از مرگ شمشی ادو و گسیختن پیوند دوستی بابل و آشور، حمورابی سرزمین اشنونا را که پادشاه آن یکی از نیرومندترن دشمنان وی بوده به تصرف خویش درمی آورد و پایتخت آن، اشنونا [17] را آنچنان به ویرانی می کشاند که هرگز در طول تاریخ سر بلند نمی کند.

زمبن Zamban :

نام شهری است.[18]

مه تورنو Me-turnu :

اگر این شهر، شهری باشد که «شمشی ادد Samsi - Adad» در لشکرکشی های سال 821 پیش از میلاد به نام «Me - turnat» یاد کرده، می بایست در شرق کوه «ابیخ Ebih»(کبیر کوه لرستان ؟) جای داشته باشد.

دیر [19] BAD. AN. KI = Der :

شهر دیر در فاصله ی تقریبی صد و چهل کیلومتری شرق بغداد جای داشته و از این جهت که بر سر راه بین النهرین به شوش بوده، دارای اهمیت سوق الجیشی بسیار مهمی بوده آن گونه که بیشتر لشکرکشی های بین النهرین به ایلام و بالعکس از این راه انجام می گرفته است.

ایمگور انلیل [20] Imgur - Enlil :

باروی داخلی شهر بابل که آغاز بنای آن از «سوموابوم Sumu - abum»(از 1894 تا 1881 پیش از میلاد) سر سلسله ی خاندان حمورابی است.
این باور که از خشت خام به پهنای 6.50 متر و برج های متعددی که در فاصله بین 17.30 تا 19 متری یکدیگر جای داشته بر پیرامون شهر به گونه ی یک مستطیل کشیده شده بوده است. ارتفاع این برج ها بین 8 تا 10.40 بوده.

علاوه بر این بارو، شهر بابل دارای دو باروی دیگر بوده است : یکی از آن ها به نام «نیمیدانلیل Nimid - Enlil» و بارروی دیگر که نبوکدوری اوصور دوم (از 604 تا 562 پیش از میلاد) در شرق بابل ساخته و نیز دیواری که در برابر دروازه ی ایشتر قرار داشته.

باروی شهر بابل دارای هشت دروازه بوده که هر کدام از آن ها به نام خدایی نامیده می شده است.

آشور بانی پال [21] AN. SAR. DU. IBILA = Assur - bani - apli :

یکی از بزرگ ترین و نیرومندترین شاهان آشور و هم آخرین پادشاه بزرگ آشوری است که از سال 668 تا 627 پیش از میلاد بر آشور و از سال 648 تا 627 پیش از میلاد بر بابل حکومت می کرده است. وی با جنگ های متعددی توانست آشور را به اوج قدرت سیاسی خود برساند و در ضمن این لشکرکشی ها سلسله ی پادشاهان ایلام را منقرض کرد و بنا به گفته ی خود او ایلام را مسکن ماران و کژدمان کرده است.

آشوربانی پال به سبب آشنایی با فرهنگ و دانش بین النهرین، کتابخانه ی بزرگ و مجهزی در شهر نینوا پدید آورد و نه تنها دستور نسخه برداری از آثار گذشتگان را داد بلکه فرمان داد تا نسخه های قدیمی الواح موجود در بین النهرین و آشور نیز گردآوری شود.

با مرگ آشوربانی پال، امپراتوری آشور به سرعت رو به زوال رفت و چهارده سال پس از مرگ وی آشور از هوخشتره بزرگ به سختی شکست خورده، پاره ای از ماد گردید.(سال 612 پیش از میلاد)

 

پانوشت‌ها:

1. تل المُقَیِر امروزی.
2. خداوند دانش و آب های شیرین.
3. در گویش بابلی همزمان با کورش بزرگ «ایلیل Illil» تلفظ می شده است.
4. نُفُر امروزی.
5. به معنی : پرستشگاه (همانند) ‌کوه.
6. به معنی : ‌خداوند نبو (پادشاه) را سربلند کرده.
7. به معنی : ‌دروازه ی خدا.
8. به معنی : دست آسمان.
9. به معنی : باغ زندگی.
10. منظور از بین النهرین در این مقاله، سرزمین جنوبی عراق امروزی است. جایی در میان دو رود دجله و فرات از محلی که نزدیکی دو رود به حداقل رسیده و سپس از همدیگر دور می گردند و آنگاه به هم پیوسته، تشکیل اروند رود (شط العرب) را می دهند.
11. سرود «افسانه ی آفرینش» که به اِنوما - عِلیش enuma elis به معنی «آنگاه که بالا» - سرآغاز افسانه - معروف است،‌ شرح نبرد و پیروزی خداوند مردوک - در حقیقت خداوند انلیل - بر «تیامت Tiamat»(آغازین دریای آب شور، نخستین مادر خدایان) و بر نیروها و موجودات اهریمنی تیامت است. پس از پیروزی مردوک کاینات و سرانجام انسان را از برای ستایش خدایان بیافرید.
12. این مراسم احتمالا نمایانگر آن است که خداوند به تدریج بر مردوک برتری می یابد و در راه غصب کردن مقام پدر خویش است.
13. نامی است که حفاران آلمانی به خیابانی که از پرستشگاه به دروازه ی ایشتر Istar منتهی می شود، ‌داده اند.
14. مکان دقیق bit akitu هنوز شناخته نشده است.
15. تاریخ دقیق پادشاهان شهر ادب هنوز مشخص نشده است.
16.خداوند اِاَ - انکی Ea = Enki در حقیقت خداوند دانش است و در این زمان احتمالا خداوند نبو غاصب صفت ویژه ی خداوند انکی شده.
17. تل آسمَر امروزی.
18. برای مکان آن شهر و شهر مه تورتو Me - turtu برای من ناشناخته است. توسط یکی از استادان آشورشناس آلمان پیشنهادی شده که این مقاله توسط آقای پروفسور برگر برای اینجانب فرستاده شد اما هیچگاه به دست اینجانب نرسید.
19. بدرﺓ امروزی.
20. به معنی : بخشیده ی خداوند انلیل.
21. خداوند آشور آفریننده ی پسر (= جانشین) است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید