یکشنبه, 29ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست گردشگری گلپایگان

گردشگری

گلپایگان

 

نیکو گرشاسبی نیا


 

 

 

 

گلپایگان شهری با پیشینه‌ای بسیار کهن در استان اصفهان قرار دارد. می‌گویند که این شهر را همای بنت کیانی ساخت و بعدها توسط دختر وی بازسازی شد. نام این شهر زیبا و کهن در طی سالها به نام‌هایی چون گلبادگان، گردبادگان، گردپادگان و در نهایت به گلپایگان تغییر یافته است. کتیبه‌ها و سنگ نوشته های بسیاری از این شهر بدست آمده است. با توجه به کتیبه ها و سنگ نوشته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که قدمت این شهر بسیار طولانی است و به سالیان پیش باز می گردد. همانطور که می‌دانیم کتیبه ها و سنگ نوشته ها نحوه زندگی و حتی افکار انسانهای ساکن شهرها را در سالهای بسیار دور نشان می دهند و این خود جزو آثار باارزش هر کشوری محسوب می‌شود. وجود چندین کاروانسرا در این شهر نشانگر این واقعیت است که این شهر روزگارانی بسیار آباد، پررونق و پررفت و آمد بوده است. «کاروانسرای طور» یکی از آثاری است که با بی‌اعتنایی ما بسیار آسیب دیده اما هنوز با شکوه است. این کاروانسرا در  بخش مرکزی روستای «در» قرار گرفته است. قدمت این اثر ارزنده به دوران صفوی و دوران شاه طهماسب بازمی‌گردد.

 

همانطور که در عکس دیده می‌شود باد و باران و گذشت ایام در حال از بین بردن این اثر می‌باشد. آیا صرفا بازدید از این مناطق و گرفتن عکس و نوشتن چند مقاله کافی است؟  کاروانسرای در و کاروانسرای جلودار نیز از این دست هستند که آنان نیز در حال فرسایش و ویرانی تدریجی‌اند. از نظر نویسنده این مقاله بازسازی ویرانه های اثار قدیمی کافی نیست ما باید راهی پیدا کنیم که این آثار با تمام ظرایفی که در معماری خود دارند حفظ شوند. قسمت عمده ارزشمندی این مکان ها به خاطر نحوه ساخت این مکانها بر حسب نیازهای آن روزها است. نوع مصالحی که آن روزها بکار برده می شده قطعا با چیزی که ما امروز در دست داریم یکسان نیست. قطعا در بازسازی دوباره این جواهرات ارزنده قسمتی از ارزش تاریخی آن از میان خواهد رفت. مسجد جامع گلپایگان که به دوران سلجوقی باز می گردد نیز اثری دیگر از تاریخ کهن ایران است. بازارهای قدیمی و معروف این شهر مانند تیمچه، بازار سنتی گلپایگان و بازار چهارسو نیز از این دست آثار هستند. بازار چهارسو از طرفی به مسجد جامع و از طرف دیگر به مناره باشکوه این شهر راه دارد و از ابتدا به خاطر همین مسئله حائز اهمیت بوده است. امروزه اطراف چهارسو بازارهای جدید ایجاد شده و بازار قدیمی را در خود گرفته اند. مناره گلپایگان که مانند سروی زیبا در میانه این شهر خودنمایی می کند و به قطع  گویای هنر، هوش، سلیقه و پشتکار سازندگان آن است. این اثر ارزنده یادگاری از دوران سلجوقیان است و در قرن پنجم ساخته شده و گفته می شود که در آن زمان یکی از بلندترین مناره ها بوده است.

 

همانطور که می‌بینیم قسمت پایین این مناره بازسازی شده است و قسمتی از اطراف آن محصور شده که این خود مانع آسیب بیشتر خواهد بود. این اثر دارای  دو در است و درون این مناره را  پلکانی دورانی پر کرده است. گفته می شود که سالها پیش اطراف آن را پا منار می نامیدند که خاکی و شامل چندین خندق بوده است. بنا بر اظهارات کسبه محلی این بنا هنوز مورد بی مهری مردم  است و آنطور که باید در حفظ آن تلاش نمی شود. در قسمت جلویی این اثر یک شیر سفید رنگ دیده می شود که ظاهرا سالها پیش همتای دیگری هم داشته که مشخص نیست که اکنون کجاست و چه کسی و یا چگونه شیر دوم را از این منطقه برده است. این نکته خود گواه روشنی بر بی توجهی ما نسبت به گنجینه های ایران عزیز است. سد گلپایگان و  ارگ تاریخی گوگد نیز از آثار این شهر است که کمی دورتر از خود شهر قرار گرفته است.

 

همانطور که در این عکس می بینیم این ارگ بنایی خشتی است که به سالها پیش حدودا 400 سال بازمی گردد. این ارگ در زمان هایی به عنوان کاروانسرا نیز استفاده می شده و این همه افتخاری است بر کارنامه همه ما که در چه کشور غنی و با پیشینه ای چشم به جهان گشودیم. بر تک تک ماست که این آثار را همانند عزیزترین و باارزشمندترین دارایی‌هایمان نگهداری کنیم. همانطور که تاریخ شاهد بوده تمامی آثار، کتب، آبادانی ها و شهرها در تغییر سلسله های حکومتی در طی تاریخ آسیب های زیادی دیده است. هر آجری که از این بناها جدا می شود همانند برگی از  پیشینه و اصالت ماست که از کتاب تاریخ زندگی‌هایمان جدا می شود. و ما مدرکی از مدارک بی‌نهایتمان را برای اثبات هویتی غنی و تاریخی ارزنده از دست می دهیم.


گلپایگان از دیدگاه نویسنده

زمانی که از جاده خمین به سمت گلپایگان پیش می رویم در انتهای جاده، شهری خرم که بیش از هر چیز سرسبزی هایش به چشم می آید را می بینیم که همان گلپایگان نام  دارد. سرسبزی های چشم نواز این شهر از دور هر بیننده ای را برای دیدن این بهشت کوچک جذب می کند. شهر با بلوارهای کوتاه و مغازه های بسیار، میزبان تازه‌واردانی است که قصد دیدار این شهر را دارند. هتل هایی نیز در این شهر ساخته شده که اسباب رفاه مسافرین را فراهم سازد. در هر قسمتی از این شهر که می ایستی بافتی قدیمی و زیبا و یا سرسبزی ها زمین کشتی را می بینیم که هر دو باعث آرامش و افتخار هر بیننده ای هستند. در قسمتی از شهر کنار پارکی به نام پارک ساحلی رودخانه بزرگی قرار دارد که پل های ساخته شده بر روی آن نیز مربوط به سالیان پیش است. این رودخانه دل هر بیننده ای را به درد می آورد زیرا که به نحو غم انگیزی خشک است.

همانطور که در عکس پیداست. از رویش گیاهان در کف این رودخانه می توان فهمید که سالیانی است که این رودخانه به خشکی نشسته و البته احتمالا دلیل آن با خشک بودن زاینده رود یکی است. یکی از اهالی آن منطقه اینطور ابراز داشت " این رودخانه نزدیک هشت سال است که خشک شده است " و ما متاسفانه می دانیم که این خشکی های رودخانه چه مضراتی به همراه خواهد داشت. خصوصا آنکه پلهای ساخته شده بر روی این رودها برای بقا نیاز به آن آب دارند. و به همه ما اثبات شده که هیچ بافت قدیمی بدون در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی منطقه مربوطه و بدون در نظر گرفتن تدابیری برای بازمانی طولانی تر ساخته نشده . ساخت این پلهای قدیمی نیز از این قاعده مستثنی نیست. از پارک ساخته شده در کنار این رودخانه مشخص است که این رود محل تفریح ساکنین و بازدیدکنندگان این شهر بوده. قایق هایی که به گوشه ای کشیده شدند و آلاچیق های متعدد ساخته شده در کناره بالایی این رودخانه گواه آن است که این منطقه بسیار پر رفت و آمد و دارای آب و هوایی خوش جهت تفریح بوده. امیدوارم که بیش از اینها قدر سرمایه های مملکت را بدانیم و برای آبادانی، سرفرازی  و نگهداری آن نهایت تلاش خویش را بکار ببندیم.


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید