شنبه, 04ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست گردشگری پرنده نگری در خوزستان حلقه مفقوده در طبیعت گردی خوزستان

گردشگری

پرنده نگری در خوزستان حلقه مفقوده در طبیعت گردی خوزستان

مجتبی گهستونی

 

سوم آذرماه روز جهانی پرنده نگری است. روزی که برای بسیاری از ایرانی ها نام آشنایی نیست. از وجود چنین روزی کسانی آگاهی دارند که با طبیعت گردی یا همان اکوتوریسم آشنایی دارند.

سال 90 بود که راهنمای یک گروه پرنده نگر حرفه ای که از تهران به خوزستان آمده بودند شدم. تجربه همراهی با آنان و مشاهده رفتارهایشان یک طرف و جذابیت پرنده نگری هم از طرفی دیگر و آگاهی از اینکه خوزستان چقدر مهم و تنوع دارد مرا بیشتر شیفته خود می کرد.

البته بعدها با دوستان حرفه ای پرنده نگری که از تهران به اهواز آمده بودند و حتی یکی شان عکاس تخصصی پرنده بود و با هم راهی تالاب بامدژ شدیم شاهد خلق لحظاتی شدم که تا امروز همچنان در ذهنم است.

شاید پرنده نگری در ظاهر نوعی از گردشگری باشد که به زعم عده ای خیلی ساده به نظر برسد، ولی هنگامی که با این گروههای پرنده نگر که تجربه سفر به زیستگاههای متعددی در سراسر کشور داشتند در تالاب های میانگران، شادگان و دریاچه سد دز در خوزستان همراه شدم نوعی از شیفتگی را در آنان دیدم که نه تنها کم نمی شد بلکه افزایش هم پیدا می کرد. چرا؟ چون پرنده نگران همواره در پی شناسایی و ثبت پرندگانی هستند که پیش تر ندیده بودند. حتی برخی از این پرنده نگرها تخصصی تر به موضوع نگاه کرده و انواع پرَ که شامل 4 نوع است و یا انواع منقار که تنوع دارد و یا حتی نوع رنگ، حواس، بویایی، بینایی، شنوایی، رفتار شناسی، تولید مثل، آشیانه و آواز پرندگان را بررسی می کنند.

بر اساس برخی آمار بالغ بر ۵۱۷ گونه پرنده شناسایی شده است. از این تعداد که متعلّق به هشتاد خانواده و ده راسته‌اند، نزدیک ۳۲۰ گونه در ایران زادآوری می‌کنند؛ نود گونه مهاجر زمستانه و ۲۴ گونه مهاجر عبوری‌اند. مابقی نیز جزو پرندگان کمیاب، اتفاقی و‌‌ رها شده از قفس هستند. همین موضوع باعث شده است که جذابیت پرنده نگری را افزایش بدهد. به لحاظ آماری ۷۰ درصد پرندگان ایران مهاجرند و در زمستان و یا تابستان برای زادآوری به ایران می‌آیند.

یادم می‌آید ازنوجوانی به تقلید صدای پرندگان علاقمند بودم. گاهی می دیدم که برخی از پرنده نگرها با ضبط و باندی که دراختیار داشتند افکت صدای پرندگان را با رعایت تمام کدهای اخلاقی پرنده نگری درفضای پیرامونی خود پخش می کردند تا متوجه کلونی پرندگان شوند. یا حتی صدای آواز پرندگان را با امکاناتی که داشتند ضبط کنند. آنجا بود که من سعی می کردم صدای پرندگان را تقلید کنم.

لازم شد خاطره ای بگویم که بارها به کارم آمد. در برخی از همین تورها بدون اینکه دوستان پرنده نگر متوجه شوند صداهایی را در تقلید می کردم و آنان به دنبال منشا صدا می گشتند. هرکدام از آنها نام پرنده ای را می گفتند و در اطلس خود به شکل پرنده ای که حدس می زدند نگاه می کردند. یکی می گفت چکاوک، یکی می گفت بلبل. یکی هم از کاکایی و دیگری سلیم خرچنگ خوار می گفت.

سال گذشته بود که دو تن از گردشگران و لیدرهای تور که به خوزستان سفر کردند از من پرسیدند که برای پرنده نگری به کدام منطقه سفر کنیم. اسم چند جا را آوردم و در نهایت مقرر شد به پامنار برویم. راهی دزفول شدیم. یکی از این دو پرنده نگر و عکاس ماهری بود. در منطقه شیهون آنان را به دوست راهنمای تور و بومی در روستای پامنار سپردم و او آنان را به دریاچه سد دز برد. در این بازدید آنها متوجه نوعی جغدماهی خوار شدند که هنگام بازگشتشان از این سفر و دستاوردی که نصیبشان شد خوشحال بودند. عکس آن را با خوشحالی نشانم دادند. هفته بعد یک گروه دیگر که بسیار حرفه ای بودند فقط برای دیدن همین جغد به خوزستان آمدند.

بر اساس گفته پرنده نگرهای حرفه ای سالانه 5 میلیون سفر به منظور پرنده نگری دردنیا انجام می گیرد. در این میان اگر بخواهیم سهمی برای ایران در نظر بگیرم که توانسته باشد پرنده نگران قابل توجهی را به سمت خود جلب کند دروغ گفته ایم. در خوزستان با وجود اینکه بهشت پرنده نگری می تواند محسوب شود هیچ اقدام عملی برای پرنده نگری انجام نشده است. ایجاد یک اسکله در تالاب شادگان که مختص همه نوع گردشگری است را نباید به حساب توجه خاص به پرنده نگری درنظر گرفت. چون نه راهنمای تخصصی در این‌باره پرورش داده شده، نه ایستگاه مختص به پرنده نگری در زیستگاههای مهم پرندگان در خوزستان ایجاد شده، نه کتابچه راهنمای پرنده نگری منتشر شده و نه سازمانهای مردم نهاد را در این خصوص آموزش د اده شده است. البته باید از تلاش اخیر یکی از کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی خوزسان در حوزه اکوتوریسم اقدام به طرح ریزی برای برگزاری یک کارگاه پرنده نگری کرده و بروشوری هرچند جزیی منتشر کرد تشکر نمود.

هرچند تلاش برخی کارشناسان را باید ارج نهاد اما مسئولان و مدیران حوزه گردشگری باید بدانند که برای اجرای تورهای گردشگری که شامل کارهای قبل از تور، حین تور و بعد از تور است باید ملزوماتی را فراهم کرد که برخی از این ملزومات باید توسط متولیان امر فراهم شود.

چندی پیش بود که معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان از رونق تورهای پرنده نگری در تالاب بین المللی شادگان سخن گفت. اما هیچ آماری ارائه نداد. چون بیان این حرف از هیچ منبع موثقی استناد نشده و گزارش های مستند و مستدلی تنظیم نشده است. چون هیچ درگاه ورودی برای ثبت این تورها وجود ندارد.

فقط آنچه که باعث شده تا از رونق پرنده نگری سخن گفته شود ظرفیت های اکوتوریستی تالاب شادگان است. اینکه اکوتوریست های زیادی از داخل و خارج کشور به این تالاب سفر می کنند با اینکه پرنده نگرها بیایند زمین تا آسمان تفاوت دارد. بی شک یک پرنده نگر حرفه ای برای اینکه پرنده گان خاص را مشاهده کنند به ماندگاری در زیستگاهها نیاز دارد که این مهم هم زیرساخت های خاص خود را می طلبد. از مقامات مسئول باید پرسید این پرنده نگرها عمدتا از چه نقاط واقعا مشخصی برای رصد پرندگان استفاده می کند؟ در کجا اقامت می کنند؟ چند تورآمده است؟ این تورها شامل چند نفر پرنده نگر بوده است؟ چه پرندگان مهم و کمیابی را رصد کرده و ثبت نمودند؟ چقدر به جامعه محلی کمک کرده اند؟
با نگاهی به لیست تورهای پرنده نگری در کشور کمتر نام زیستگاههای مهم پرندگان در خوزستان را در ردیف نام آن مسیرهای تور می بینیم و این ناشی از ضعف مدیرانی است که هیچ گاه نخواسته اند به یک سری موضوعات مهم که از لحاظ اقتصادی هم جنبه های بسیار مهم دارد توجه کنند.
البته معاون گردشگری از رونق هر چه بیشتر این تورهای اکوتوریستی به فعالیت بیشتر دفاتر خدمات مسافرتی برای جذب گردشگران سخن می گوید اما اشاره ای به اینکه برای آشنا کردن آژانس های خدمات مسافرتی چه کار کردند سخنی نمی گوید. چرا؟ چون اقدامی نشده است.
تورهای پرنده نگری به قدری ناچیز است که حتی تاسیسات محیط زیست که از آن به عنوان موزه نام برده می شود و در اسکله تالاب شادگان روستای صراخیه وجود دارد همواره تعطیل است. 
به امید اینکه به اقتصاد گردشگری متکی بر سفرهای مسئولانه توجه کافی شود و واقعبینانه در این حوزه گام نهاد.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید