پنج شنبه, 27ام خرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها گفتگو

گفتگو

آقای حکایتی از برنامه محبوب بچه‌های دهه شصت می‌گوید - نقش ایرج طهماسب و مرضیه برومند در «زیر گنبد کبود»

اگر از دار و دسته دهه شصتی‌ها باشید، حتما با شنیدن نام آقای حکایتی، زنگ صدایش در ذهن‌تان تداعی می‌شود و ترانه زیر گنبد کبودش را زیر لب زمزمه می‎کنید. آقای حکایتی اسم قصه گوی ما دهه شصتی‌ها بود، برایمان فرقی نمی‎کرد شب عید باشد یا روزهای عادی سال، مهمانی باشیم یا سرگرم بازی هفت سنگ با بچه‌های کوچه، در همه صورت می‎دانستیم که چه ساعتی باید پیچ تلویزیون را بچرخانیم تا با ترانه زیرگنبد کبود، بلند بلند بخوانیم" یکی بود یکی نبود / زیر گنبد کبود / روبه روی بچه ها / قصه گو نشسته بود"

فرهاد فخرالدینی: نگران درخت‌‌هایی هستم که بریده می‌شوند

«فخرالدینی» در قامت رهبر ارکستر و آهنگساز، کمتر فراخوان و بیانیه غیرصنفی را امضا کرده است. اما حالا که فراخوان «همه‌ جای ایران سرای ماست» برای نجات محیط‌زیست، تهیه و منتشر شده، نام او هم پای فهرست امضاکنندگان است.

جلال‌الدین کزازی: همسرم رایزن ادبی من است

میرجلال‌الدین کزازی گفت: همسرم آنچنان با ادب پارسی آشناست که می‌توانم گفت رایزن ادبی من است. هر زمان در گزینش جمله‌ای درمی‌مانم یا نامی برای کتابی برمی‌خواهم گزید، با او رای می‌زنم.

عبور از تونل وحشت با عیسی امیدوار

می‌گوید: «باید ریسک کنی تا به عشق واقعی‌ات برسی» خودش هم ثابت کرده پای حرفش ایستاده، بخصوص آن زمان که همراه با برادرش «عبدالله» اصرار داشت به قبیله‌ی شکارچیان «کَله‌»ی انسان برود؛ «برادران امیدوار» چند روز بعد مجبور شدند از قبیله‌ی «جیواروها» فرار کنند، چون بومیان آمریکای جنوبی در یکی از جشن‌های خود براثر افراط در مصرف کوکایین، از خود بی‌خود شده بودند و هر لحظه ممکن بود کله‌ی این دو جهانگرد را هم به کلکسیون کله‌های کوچک‌شده‌ی خود اضافه کنند.

در همین زمینه